تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: کالبد شکافی جبهه متحد ملی

کالبد شکافی جبهه متحد ملی

 

موجوديت جبهه متحد ملي در حالي صورت مي‌گيرد كه هنوز شك و ترديدهاي نسبت به چگونگي شكل‌گيري، اهداف و ساختار آن براي همگان وجود دارد. در روز اعلام رسمي اين جبهه، آقاي مصطفي كاظمي اعلام كرد كه: اهداف جبهه‌ي ملي كاملاً در چهارچوب منافع ملي تعريف شده است. وي در بخش ديگري از سخنان خود در مورد اهداف و اهميت اين جبهه گفت: در حقيقت امروز گامي عملي در راستاي شكل‌گيري دموكراسي و رفتن به سمت وحدت ملي و همگرايي و پند گرفتن از گذشته و حركت به سوي آينده‌ي روشن برداشته شد.

آقاي رباني رهبر فعلي اين جبهه خط مشي جبهه را پيروي از احكام ديني، رعايت سنن ملي، حمايت از حاكميت قانون، اجراي اصلاحات، كمك به توسعه نهادهاي مدني، انتخابي بودن واليان، مبارزه با تروريزم و همكاري با جامعه جهاني ذكر كرد. آقاي رباني در بيانيه خود به نارسايي‌هاي موجود از جمله به بحران بي‌اعتمادي، ضعف دولت در حل بحران و ظهور مافياي فساد، و جود نفاق قومي، وضع بد اقتصادي، و... اشاره كرد.

با توجه به شكل‌گيري اين جبهه، ساختار، و اهداف آن، تحليل زير ارايه مي‌گردد:

1-‌ رهبران و سياستمداران افغان به يك سنت ائتلاف و گسست زود هنگام آن عادت كرده‌اند، با توجه به سه دهه مبارزه و رقابت‌هاي سياسي، نظامي به خوبي در مي‌يابيم كه رهبران سياسي افغان به خاطر رسيدن به منافع و كسب امتيازات و باجگيري‌هاي لازم از تمام خطوط، اصول و ايديالوژيكي خود عبور كرده، و بر محور اهداف سياسي به عنوان يك تاكتيك موقت گرد هم مي‌آيند. جمع شدن چهره‌هاي اخواني، كمونيست، و پيروان خط آيت‌الله خميني در محوريت جبهه متحد ملي جز منافع مشترك سياسي، و كسب موقعيت برتر در هرم قدرت چيزي ديگر نمي‌تواند باشد. در ميان اعضاي جبهه‌ي متحد ملي نيز چهره‌هاي زيادي‌اند كه در اين عرصه از مهارت و تجربه‌ي كافي برخوردارند و همواره با استفاده از عناوين خوب صرفاً به عنوان نردبان ترقي براي موقعيت‌شان استفاده كرده‌اند. چنانچه همگان مي‌دانند كه طي پنج سال گذشته چندين حركت اين چنينی با نامهاي نهضت ملي، افغانستان نوين، جبهه تفاهم و... صورت گرفته، اما سود عملی آن نصيب همين بازيگران حرفه‌اي شده است و بس.

2-‌ سابقه وبگرون  گذشته اين چهره‌ها نشان مي‌دهد كه تاريخ نسبت به آنان قضاوت خوب نخواهند كرد. زيرا اكثريت اينها در موقعیت هایی بوده اند که می توانستند با استفاده از صلاحیت، قدرت، و موقعیت، افغانستان را از بحران های دامنگیر نجات بخشد، اما با تأسف در اينگونه موارد كمترين اقدام و تدبير از سوي آنان در مورد نجات كشور صورت نگرفته است. با اين وضع با كدام اميد مي‌توان در مورد اهداف آينده و طرح‌هاي آنان براي بيرون رفت از وضعيت موجود خوشبين بود.

3- چيزي كه در اين ميان جالب مي‌باشد، حضور چهره‌هايي از حكومت در اين جبهه است. در اين ميان مي‌توان از معاون اول رياست جمهوري آقاي ضيا مسعود و برخی چهره های کابینه نام برد. با توجه به اينكه اپوزيسيون در ديگر كشورها به عنوان يك نيروي بديل در برابر حكومت و ناظر بر اجراي كارهاي آن عمل مي‌كنند، چگونه مي‌تواند يك فرد هم در سمت معاون اول قوه اجرائيه كار نمايد و هم نقش اپوزيسيون را ايفا كند، همين سؤال در مورد رييس قوه مقننه و برخي وزرا و مشاورين آقاي كرزي، نيز مطرح است. بنابراين اگر اعضاي جبهه از چهره‌هاي مطرح بيرون دولت مي‌بود، مي‌توانست به عنوان يك اپوزيسيون كارا و موفق به آن نگاه كرد، اما از آنجايي كه برخي اين چهره از مسؤولين بلند رتبه‌ي دولتي و حكومتي مي‌باشد، خود در معرض پرسش مي‌باشد كه نسبت به كارآيي و نارسايي‌هاي اداره‌شان بايد پاسخگو باشند. در این میان برخی چهره هایی هم می باشند و گذشته از آن اينها صرف در پوشش با این ائتلاف ها می خواهد ذهنیت را نسبت به کارکرد گذشته و افکار غیر اسلامی شان تغییر داده و کسب مشروعیت نمایند و يا حداقل از انزواي مطلق سياسي بيرون شوند.

4-‌ جبهه‌ي جديد اگرچه در تركيب خود چهره‌هاي مطرح از جبهه‌ شمال را در خود دارد، اما عدم حضور برخي چهره‌ها از جمله عبدالرب رسول سياف، محمد كريم خليلي و محمد محقق خود سؤال برانگيز مي‌باشد. با توجه به صف بندي‌هاي جديد كه عمدتاً بر محوريت جبهه‌ شمال شكل گرفته، معلوم نيست كه آينده سياسي كشور از لحاظ رويارويي با تيم آقاي كرزي چگونه خواهد شد؟

5-‌ جبهه متحد ملي از نظر سياست خارجي نيز قابل بحث و تأمل مي‌باشد. در ميان اعضاي جبهه كساني حضور دارند كه از لحاظ وابستگي‌هاي سياسي بيشتر به كشورهاي همسايه و منافع آنان احساس همسويي و نزديكي مي‌كند، از همين زاويه است كه احتمالاً كشورهايي چون ايران و روسيه و برخي حلقات بين‌المللي از ايجاد اين جبهه ابراز خرسندي نمايد و از لحاظ سياسي مورد حمايت قرار گيرد. با اين وضع احتمالي مي‌رود كه برخي از اهداف و سياست‌هاي جبهه متحد ملي در تعارض با قوت‌هاي ائتلاف قرار گيرد كه در آينده مشكلاتي را در پي خواهد داشت.

6-‌ جبهه متحد ملي شعارها و اهدافي را طرح كرده كه از نظر عمل در شرايط فعلي امكان‌پذير نمي‌باشد. براي نمونه در حالي كه بخش‌هاي از قانون اساسي فعلی معطل مانده و هنوز رنگ امضا توشيح آن نخشكيده، طرح تعديل و تغيير آن ساده‌لوحانه خواهد بود. واكنش‌ آقاي كرزي نسبت به پيشنهادات و طرح‌هاي جبهه ملي نشان از غير عملي بودن اين طرح‌ها در شرايط فعلي مي‌ّباشد.  بيشتر كساني كه امروز اين حرف‌ها را مطرح مي‌كنند، خود از حاميان نظام رياستي بود و همواره سعي كردند با اعمال فشار صداي طرفداران نظام پارلماني را در زير خيمه لويه‌جرگه خاموش سازند. به نظر مي‌رسد كه در لايه‌هاي جبهه عده‌‌اي در صدد كسب وزارت و يا سمت‌هاي مهم و امتياز سياسي‌اند و به مجردي كه اين نوع خواست‌ها برآورده گردد، عمر جبهه نيز به پايان خواهد آمد.

 

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/01/19
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: مطبوعات آزاد نمايانگر جامعه آزاد است

مطبوعات آزاد نمايانگر جامعه آزاد است

اخيراً هيئتي به رهبري كورت بيك رييس حزب سوسيال دموكراتهاي آلمان به افغانستالن سفر نموده و از مناطق مختلف كشور مانند كابل، فراه و كندز ديدن نمودند، وي در اين سفر با حامد كرزي رييس جمهور، فرمانده كل نيروهاي ناتو در افغانستان، آقاي جنرال مک نيل، تعدادي وكلاي پارلمان و مسئولين برخي رسانه ها ديدار و ملاقات كردند.

در نشستي كه از سوي بنياد فريد ريش ايبرت و با حضور جمعي از ژورناليستان برگزار گرديده بود، روي مسايل مختلف و از جمله نگراني مسئولان رسانه ها از احتمال اعمال محدوديت بحث هاي صورت گرفت. آقاي بيك در اين نشست ابتدا به تشريح هدف سفر خود به افغانستان پرداخته و اظهار داشت: هدف اساسي من تقويت روابط آلمان و افغانستان مي باشد و يكي از دست آوردهاي اين سفر ديدار با آقاي حامد كرزي مي باشد. وي در ادامه گفت: در اين سفر به نكاتي مفيد دست يافتيم كه براي كارهاي بعدي و آينده ما مفيد مي باشد.آقاي بيك ماموريت نيروهاي آلمان را در افغانستان موفق خوانده، گفت: هدف ما تقويت نيروهاي ملكي و نظامي آلمان در افغانستان است. و اولين و مهمترين كار ما تقويت پليس افغانستان است.

رييس حزب سوسيال دموكراتهاي آلمان در مورد فعاليت و نقش رسانه ها گفت: مطبوعات آزاد نمايانگر جامعه آزاد است و آلمان در این راستا كمك خواهد كرد.

آقاي فاضل سانچاركي رييس اتحاديه ملي خبرنگاران ضمن قدرداني از نقش  و حضور آلمان در روند بازسازي و نو سازي كشور گفت: يكي از نگراني‌ها در سطح رسانه‌ها ناهماهنگي ميان كشورهاي اروپايي و آمريكايي در قضيه افغانستان مي باشد. بطور نمونه مي توان از عدم علاقه‌مندي آلمان به سهم گيري در مناطق جنگي ياد كرد. در پاسخ به گفته هاي سانچاركي آقاي بيك گفت: مشكلی ميان آمريكا و آلمان در منطقه وجود ندارد و دولت آلمان با آمريكا از روابط خوبي برخوردار است. در ادامه اين نشست پرسشي از سوي شاه حسين مرتضوي در مورد دورنماي آينده افغانستان،‌ دلايل رشد طالبان، عدم اعمال فشار روي پاكستان از سوي كشورهاي اروپايي،‌ عدم كمك‌‌هاي وعده شده به دولت افغانستان، ناكامي آلمان در تربيت پليس افغانستان و نگراني از درگير شدن نيروهاي ناتو در مسايل فرامرزي مانند مناقشه‌ي ايران و آمريكا مطرح شد.

آقاي بيك در پاسخ گفت: نابودي طالبان هدف ما است، رشد طالبان يك سير نزولي را مي پيمايد، گراف حملات كم يافته و ما شاهد نابودي طالبان در جنوب مي باشيم. البته نابودي طالبان زمان مي طلبد، و امكان دارد حداقل چند سال طول بكشد. وي در ادامه گفت: نظر من در مورد آينده افغانستان  مثبت است. من به آينده افغانستان خوشبين هستم. دولت آلمان به تعهد خود نسبت به افغانستان پايدار است و در كنفرانس‌هاي مربوط به افغانستان ديد مثبت خود را ارايه كرده است.

آقاي بيك در ادامه گفت: چيزي كه ما را خوشبين مي‌سازد، علاقه‌مندي اطفال اين كشور به آينده كشورشان است. ما سعي خواهيم كرد كه بگونه‌‌اي كار نماييم تا افغانستان از نظر اقتصادي به خود متكي گردد. كشور آلمان بزودي رياست گروه G8 را به عهده خواهد گرفت و با استفاده از اين شانس در مورد مسايل فرامرزي افغانستان نيز كار خواهيم كرد.

وي در بخش ديگري از پاسخ خود اظهار داشت: اصلاً‌ دلايلي وجود ندارد كه آمريكا  به ايران حمله نمايد،‌ تمام كوشش از نظر جامعه جهاني به اين است تا مسايل را از راه صلح آميز حل نمايند. و طبيعي است كه نيرهاي آلمان در اين نوع مناقشات (فرامرزي) نقش نخواهد گرفت.

آقاي فهيم دشتي مدير مسئول هفته نامه كابل نيز در اين نشست پرسش‌ها و نظريات شانرا با اين شرح مطرح كرد: 1- طالبان روز به روز قوي مي شود بطوريكه به شما و دولت چلنج مي دهد. 2- اگر آلمان امروز در جنوب قرباني نمي دهد فردا در برلين قربانی خواهد داد و ما مي خواهيم علت اين بي تفاوتي را از سوي آلمان بفهميم و چرا علي‌رغم صرف ميليون‌ها دالر امروز پليس ما بدترين پليس است؟

در پاسخ به اين پرسش‌ها آقاي بيك گفت: نقش كشورها در افغانستان از قبل تعيين شده و ما حق مداخله را در مناطق ديگران نداريم، البته ما در مورد جنوب بي تفاوت نمي باشيم چنانچه مي‌دانيد،‌ پارلمان آلمان اخيراً‌ در مورد ارسال 6 طياره اكتشافي تورنادو اقدام كرده تا سهم‌شان را در جنگ جنوب داشته باشند.

رييس حزب سوسيال دموكرات آلمان در مورد پليس و تربيت آن گفت: در اين مورد قبول داريم كه اشتباهاتي بوده و كوشش بر اين است تا روند تربيت پليس را بهتر سازيم. بنابراين بايد در تربيت پليس افغان صابر باشيم و نتايج مثبت آن را در آينده خواهيم ديد.

در ادامه خانم گلالي حبيب مدير مسئول نشريه دنياي زن و سنجر سهيل نظريات و پرسش‌هايي را در اين موارد مطرح نمودند.

1- امروز شاهد يك تضاد ميان دولت افغانستان و جامعه جهاني مي باشيم،‌مثلاً آمريكا براي ملاعمر جايزه تعيين مي كند ولي دولت ما خواستار مذاكره با مخالفين‌شان مي‌باشد.

2- ما به آينده خوشبين نمي باشيم براي نمونه فساد اداري همه را مايوس ساخته است،‌ سكوت كشورهاي غربي در برابر منشور مصالحه ملي براي ما سئوال برانگيز است. و دولت افغانستان متاسفانه به سياست قومي روي آورده است.

آقاي كورت بيك در پاسخ به اين سوالات گفت: گزارش‌هايي كه ما داريم از منابع امنيتي،‌ طالبان روز به روز ضعيف تر مي شوند براي ما امروز حمله‌ي انتحاري از هر چيزي خطرناك تر است. وي در ادامه گفت: نظر به قوانين بين‌المللي كسي كه جنايت كرده بايد مجازات شود. وقتي يك نفر جنايت بزرگي را مرتكب مي شود امكان بخشش آن وجود ندارد. آقاي بيك در مورد آينده افغانستان گفت: افغانستان در وضعيت مشكل قرار دارد اما در وضعي نيست كه ما اميد را از دست بدهيم. من برادرانه از شما خواهش مي كنم كه نااميدانه فكر نكنيد،‌ زيرا نااميدي فردي نااميدي جمعي را به همراه دارد.

توانايي و قدرت ثمره‌ي اميد است و آينده را با نااميدي خراب نكنيد.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/01/19
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: تحصیلات عالی، بازنگری جدی می طلبد

تحصیلات عالی، بازنگری  جدی می طلبد

 

 

یکی از نگرانی ها و دغدغه های جدی برای خانواده ها و جوانان امروز، مسئله ی شرکت در امتحان کانکور می باشد. هم اکنون شرایط بگونه ای است که هر ساله تعداد زیادی جوانان از حضور در دانشگاه ها بازمانده و عملاً به عنوان نیروهای بدون سرنوشت و با آینده مبهم به زندگی شان ادامه می دهند. فقدان ظرفیت بالا در جذب افراد بیشتر هر ساله به تعداد ده ها هزار ناکام را به همراه دارد.

با توجه به این مهم به نکاتی چندی اشاره می نماییم.

1- افغانستان طی سه دهه جنگ تمام زیر ساخت های فرهنگی و آموزشی خود را از دست داده است، مراکز آموزش عالی نیز از این حوادث در امان نبوده بطوریکه دانشگاه کابل در دهه ی هفتاد نقطه ی اصلي جنگ به شمار رفته و خسارات فراوانی را متحمل شد.

در اثر این جنگ ها، بیشتر کادرها مسلکی آواره شده و تعدادی هم قربانیاني‌هاي جنگ گردیدند. هم اکنون افغانستان بیش از هر چیزی نیاز به ساخت، تجهیز، و آماده سازی  این نوع مراکز دارد. تا باشد که با ایجاد آن بتوانیم در جذب جوانان محصل و بالا بردن ظرفیت نیروی کادری و انسانی گامهایی را برداشته باشیم.

2- وزارت تحصیلات باید برای کمک به نیروهای جوان کشور مکانیزم مناسبی را با استفاده از تجارب کشورهای دیگر لحاظ نماید.

کمک به محصلین دوره های لیسه با راهنمایی ها و مشوره های لازم در جهت آشنایی با رشته های مختلف، و آمادگی ذهني نسبت به رشته ها، و کاربرد آن در جامعه می تواند به محصل کمک کند تا وی با آمادگی بهتر و خوبتر رشته های مورد نظر را انتخاب نموده و حداقل از مشکلات احتمالی در  دوران تحصیل جلوگیری شده باشد.

هم اکنون کسانی وجود دارند که بدون آمادگی و شناخت به برخی رشته ها راه پیدا کرده اند ولی از ادامه آن عاجز می باشند. این نوع محصلین با ناکامی و یا فرار از دانشگاه مواجه می گردند. بنابراین کمک، راهنمایی و مشوره در دوره های لیسه می تواند جوانان را نسبت به آینده شان امیدوار ساخته و از فصل سخت و دشوار تحصیل در مراکز آموزشی عالی عبور دهد.

3- دولت افغانستان و کشورهای کمک کننده سعی نمایند تا با ایجاد مراکز عالی در ولایات، ظرفیت جذب نیروهای بیشتر را فراهم ساخته و از بی سرنوشتی آنان جلوگیری نمایند. یکی از اقداماتی که می تواند در این امر کمک نماید ایجاد مراکز فنی و حرفه ای است. در این مراکز برای دوره های کوتاه مدت به جوانانی که از مراکز تحصیلات عالی باز مانده اند آموزش فنی و حرفه ای داده شده و بعد از فراغت جذب کارهای عملی در مراکز کاری گردند. در غیر آن ما هر ساله شاهد تعداد زیادی بیکاران در سطح جامعه می باشیم که بدون سرنوشت و توانایی های لازم بعنوان بار جامعه و فامیل خود باقی خواهند ماند.

4- تجارب چند سال امتحان می تواند برای نهادهای آموزشی کشور دست آورد خوبی باشد و با استفاده از این تجارب می توان کارنامه ی تحصیلات عالی را ارزیابی کرد، که عوامل ناکامی تعداد زیاد محصلین، بازدهی فارغان در سطح جامعه و کیفیت تحصیلی و سیستم آموزشی از چه میزان استندرد برخوردار است. با این تجارب می توان یک بار دیگر برنامه های تحصیلات عالی را مورد بازنگری قرار داد و با استفاده از نظریات کارشناسان در بهسازی آن گامهای مهمی را برداشت.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1386/01/19
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen