تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: سراب عدالت

يكي از دست آوردهاي قرن اخير، تصويب  اعلاميه جهاني حقوق بشر  مي باشد. اين اعلاميه اگر چه  بار اجرايي را به همراه ندارد،  ا ما بعنوان  يك فرهنگ واخلاق در راستاي رعايت حقوق بشر، كرامت و ارزشهاي  انساني  از اهميت  فراواني  بر خودار  مي باشد. با آنكه ۵۸ سال ازتصويب  ا ين اعلاميه مي گذرد،  اما با تاسف هنوز   حقوق بشر بعنوان يك فرهنگ   دركشور ما نهادينه نگرديده  و بدتر  از آن اينكه طي چند دهه گذشته، افغانستان  بيشترين   قرباني نقض حقوق بشر را  در خود دارد.  تجاوز  نيروهاي شوروي، سركوب هاي  حاكميت هاي مستبد، جنگ هاي  خانمان سوز  قبيله اي، تنظيمي، مذهبي،  حاكميت استبدايي طالبان   و كشتار  هدفمند  وسستماتيك اقوام، غصب  ملكيت هاي عامه توسط زور مندان  و… ا ز نمونه   هاي عيني است كه ميتوان به آن اشاره كرد. چنانچه آقاي حامدكرزي  در اين موارد  اظهار مي  دارد: مظالم كه در سه دهه گذشته  بالاي  مردم افغانستان  انجام يافته است قابل فراموش  كردن نيست، ولي بدبختانه امروز هم فرزندان افغانستان در دست   ترورزيم  كشته مي شوند  و مردم  افغان باز هم  قرباني سياست مداخله گرانه ديگران ميشوند))  پس از توافق بن  وايجاد تشكيل كميسيون  مستقل حقوق بشر، مردم افغانستان در ارزوي آن شدند كه علاوه بر پيگيري، محاكمه، و بررسي  جنايت هاي  صورت گرفته دردهه هاي  گذشته از موارد  نقض حقوق بشر با ارايه   راهكارهاي  مناسب و درست  جلوگيري  بعمل آيد.  تشكيل  كميسيون  مستقل حقوق  بشر اگر چه  يك گام مثبت  در راستاي  تبليغ، ترويج  و معرفي  ارزش  هاي انساني مي باشد، اما در عمل  متاسفانه نتوانسته اند طي پنج سال  گذشته كدام اقدام  جدي، قابل توجه و موثري را  از خود  به نمايش گذارد. با آنكه امسال روز ۱۹ قوس را بعنوان روز قربانيان  جنگ و نقض  بشر نامگذاري  نمواده اند و قرار شد منار ياد بودي براي  قربانيان درپلچرخي  ايجاد  گردد، اما هر گز نمي توان با حركت  هاي نمادين، سمبوليك  وشعار، بر پديده نقض  كرامت انساني و فرهنگ تجاوز،  غارت، غصب، كشتار، تبعيض  ونابرابري  فايق آمد.  زيرا   وضعيت  در اين  كشور بگونه است كه مناريادبود شايد خود به پايه اي داري  انسان هاي بيگناه تبديل شود و در ۱۹  قوس بجاي تجليل  از كرامت انساني،   شاهد نقض   حقوق آن باشيم.

 در كشور كه جنايتكاران  در لايه هاي مختلف آن از صلاحيت،  مسووليت  و مصئونيت  بر خوردار  باشد و بتواند با نام قانون  حقوق انساني ديگران  را زير پا نمايد چگونه مي توان، به عدالت،  وحقوق بشر  خوشبين بود؟ متاسفانه  پنج سال گذشته كميسيون مستقل  حقوق بشر  و دولت  افغانستان  نتوانست افراد معلوم الحال  را به جامعه معرفي و مانع از  احراز آنان  در كرسي  هاي بالاي دولتي شود. براي  نمونه  شما مي توانيد به تركيب  واليان  ولايات،  برخي چهره  هاي كابينه وا عضاي  پارلمان  نگاه  نماييد و با توجه  به گذشته  اي كاري آنان در خواهيد  يافت كه چه كساني هنوز هم  بر مقدرات اين مردم حاكم مي باشد.

  من براي نمونه صرف  به اين گزارش  از اعضاي  ولسي جرگه  بسنده  مي كنم:  (( بر اساس يكي از تحليل  هاي جديدي  كه اخيراً صورت گرفته است، نشان مي دهد كه در پارلمان ا فغانستان ۴۰  عضو ((قوماندان))  كه هم اكنون با گروپ هاي مسلح ارتباط دارنده ۲۴  عضو  با گروپهاي جنايتكار و ۱۷  عضو با گروپ هاي قاچاقبر در ارتباط اند و ۱۹  عضو ديگر متهم  به نقض  حقوق بشر  و ديگر  جنايت جنگي  اندشامل  ميباشد.))  در همين  رابطه معاون كميسيون  مستقل  حقوق بشر افغانستان ضمن بررسي هاي  متعدد  در اين زمينه چنين  ابراز  نموده است: بيشتر از  ۸۰ فيصد ازكانديدان موفق  انتخابات  از تمام ولايات و بيش از ۶۰ فيصد  آنان  در كابل با گروپهاي مسلح   ارتباط  دارند.))  با  اين وضع وقتي كه خانه ملت را چنين افراد واشخاصي در اختيارداشته باشند و ازصلاحيت تصويب ووضع قانون برخوردار باشند چگونه مي توان  به عدالت  انتقالي  خوشبين شد؟  در حاليكه  بخش عمده اي برنامه عدالت انتقالي  رامستند سازي  تشكيل  مي دهد، اما معلوم نيست كه مسوولين  مربوطه  به دنبال   كدام سوژه   ومدرك   ميگردند؟ آيا ويراني ها،قبرستان ها،يتيمان،  بيوه ها نمي تواند  براي شما مدرك شوند و آيا  كساني كه  فرمان مستقيم    اين همه ويراني راميدادند در دسترس شما نيست؟  با آنكه  همه چيز وجود  دارد  امايك  چيزنمي باشد و آن جرئت  وشجاعت  چيزي را كه خانم  سيما سمر  در روز گراميداشت گفت:  تامين عدالت  و تحكيم  قانونيت   در افغانستان نياز به عدالت  و اقدامات شجاعانه  دارد  بدون ترديد اگر  با ناقضين  حقوق بشر  با شجاعت تمام بر خورد صورت نگيرد  عدالت و  حقوق  بشر سراب  بيش  نخواهد  بود   این مقاله در هفته نامه ترقی چاب شده است

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/09/21
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: عراق وافغانستان,قربانی مداخلات همسایگان

 ناكامي نيروهاي  ائتلاف  در عراق  و افغانستان،  به نگراني هاي جدي دامن زده  است. هم اكنون  اين  نگراني  پديد آمده  كه اوضاع   در هر دو كشور  ازكنترول  خارج و بحران  هاي خطرناكي پديد آيد. عراق  و افغانستان  از چند جهت   داراي   مشتركات مي باشد. بافت اجتماعي،  زمينه هاي  در گيري و تعصبات قومي،  زباني، و مذهبي،  مرز هاي طولاني  و تعريف  نشده  با همسايگان،  و سابقه   منازعات  و درگيري  از  شاخصه  هاي  است كه هر دو كشور در تاريخ  خود از آن بر خوردار  بوده وآسيب  ديده است.   ا ز سوي ديگر  رژيم هاي هر دو كشور  با مداخله  مستقيم  نيروهاي ائتلاف سرنگون و بجاي آن حكومت  هاي تحت حمايت  بوجود آمده. ريشه هاي  بحران  و نا امني جاري  نيز   در هر دو كشور باشباهت  هاي زيادي همراه مي باشد.

  محوريت   القاعده  و بسترهاي مناسب   منازعات مذهبي و قومي   در هر دو كشور  مشهود  و مداخلات  خارجي نيز  عنصر  اصلي در نا امني  ها به شمار  مي رود.  براي نمونه مي توان با مستندات ذيل  به عمق و ريشه  هاي اصلي  بحران پي برد:

۱-  افغانستان:   پنج سال  پس از  توافق  بن، نيروهاي  ائتلاف و دولت   افغانستان  در عرصه   امنيتي  با چالش  هاي جدي رو برو مي باشد.  طالبان  با حمايت   مستقيم پاكستان  عامل اصلي  در اين  نا امني  ها به شمار مي رود.   دولت   پاكستان  طي دهه هاي گذشته سعي كرده  با اعمال  نفوذ   درراستاي سياست   توسعه طلبانه خود به   اهداف  اساسي شان  كه رسيدن   به عمق  استراتيژيك  باشد. به هر ابزاري  متوسل شده كه شكل گيري طالبان  يكي از نمونه هاي عيني  اين اقدمات  مي باشد.  با آنكه  پس از  توافق  بن دولت پاكستان در همسويي با جامعه اي  جهاني قرار گرفته، اما در عمل همواره از اهداف  و سياست  هاي طالبان حمايت كرده  است. چانچه چندين  دور مذاكره ميان سران دو كشور  درراستاي  حل اين معضل  صورت گرفته،  اما تا حال  از دست آوردي  برخوردار  نبوده است. هم اكنون گروه طالبان  از حمايت   وسيعي   سازمان  استخبارات  پاكستان  و گروه  هاي مذهبي نظير  جماعت  اسلامي،   و رهبراني  چون قاضي حسين احمد  و مولانا  فضل الرحمن  بر خوردار مي باشد.  پاكستان براي طالبان بستر مناسبي  است   كه در آن جا  تربيت، تعليم ، و تجهيز  مي گردند.  فشار  هاي جامعه اي جهاني  صرفاً  توانسته اين كشور را در ظاهر  و شعار  با سياست   هاي خود  همسو سازد، اما در عمل  هيچ تغيير و تحولي اساسي بوجود نيامده  است. اظهارات  اخير وزير   خارجه  پاكستان از نمونه  هاي عيني است   كه مي توان به آن اشاره كرد.   وي گفته است: ((ناتو در جنگ با طالبان شكست  خورده و بهتراست  به جاي ادامه جنگ  با طالبان  آن ها را برسميت  بشناسد.  و بجاي  دولت فعلي   افغانستان بهتر است يك دولت جديد  ائتلافي در اين كشور  روي كار  بيايد)). اين  گفته  ها عمق نيات و  اهداف  اصلي پاكستان  را به نمايش گذاشت در همين حال رئيس  جمهور  ايران نيز دريك  اظهار  غير منتظره اهداف  مداخلانه گرانه  اش را آشكار ساخت. آقاي  احمدي نژاد  اخيراً  گفته است كه: (( بايد دست  بدست هم بدهيم،به ملت عراق، فلسطين،  افغانستان  ولبنان  كمك بكنيم،  امروز ما مي توانيم   با ياري يك  ديگر بساط  اجنبي  را از منطقه  خود برچينيم.)) همسويي  ايران وپاكستان  در قضيه  افغانستان  نشان مي دهد كه دو كشور  در صدداند با محوريت طالبان  به فعاليت هاي تخريبي شان ادامه  بخشند، تا باشد كه  به روياي  تسلط  بر افغانستان  دست يابند.  با توجه  به همفكري  طالبان با بخش  از نظام ايران كه نمونه  آنرا  مي توان در طرح  الگوسازي رژيم  طالبان  از سوي  وزير سابق  استخبارات ايران  آقاي  دري نجف آبادي  ياد كرد،  چنين به نظر  مي رسد كه  آقاي احمدي نژاد  نيز از همفكري  نزديكي  با ملا عمر  بر خوردار  مي باشد.  مردم افغانستان بخوبي مي دانند كه سالها جنگ، نابساماني، وويراني  معلول  مداخلات  عريان   همسايگان  بوده است و حال هرگز اجازه  نخواهد داد  تا بار ديگر دستان مداخله گر،  كشور  را به دهه اي  هفتاد  و بعد ازآن  بر گردانند.

 ۲- عراق :  عراق نيز  متاسفانه  قرباني  مداخلات   همسايگان  و افكار  تروريستي  گروه هاي بنيادگرا و القاعده   شده است. حضور لشكر بدر  كه دست پرورده  ايران و لشكر  مهدي كه تربيت شده گان حزب الله  لبنان مي باشد، به نا امني هاي  موجود  دامن زده است. نفوذ و مداخلات  ايران با استفاده از ابزارها،اجنتها، وعوامل  مذهبي چنان  شديد  مي باشد كه هرگز   نمي توان از  آن چشم پوشي  و يا آن را انكار نمود.

  با استفاده   از همين عوامل و زمينه ها، ايران مي خواهد كه انتقام سال  ها جنگ و خصومت  با امريكا  رادر كشورهاي عراق و افغانستان  بگيرد.  ايران هم اكنون  در عراق  از چنان  اهرم و ابزار قوي بر خوردار است كه دولتمردان امريكايي  وسازمان ملل را نيز  ناگزير ساخته  تا نقش  ايران   را ناديده نگيرند.  سفر هاي  مالكي طالباني به ايران، نشست   كشورهاي  همسايه عراق  در قاهره و گفته هاي  كوفي  عنان و رابرت  گيتس  كانديد  و زارت  دفاع امريكا  كه گفته:  واشنگتن   بايد وارد مشاركت  ديپلوماتيك  با تهران  ودمشق  شود، نشان  ازهيمن نقش مي باشد. بنا بر اين  تهران با استفاده  از اين موقعيت  دقيقا مي خواهد  كه سياست  هاي باجگرانه مشرف در مورد  افغانستان  رادنبال و تا زمانيكه   به خواست  هاي خود دست   نيابد  به مداخلات،  شرارت ، و خلق نا امني ها  در كشورهاي  عراق و افغانستان دامن زند.

 با اين  همه مي توان  بطورقطع گفت كه : تا زمانيكه   با اعمال فشار  جهاني،  همسايگان  عراق و  افغانستان  را از ادامه مداخلات   با زندارند،  هرگز به  به صلح   و آرامش  دست نخواهد   يافت.   در اين  ميان ايران  و پاكستان  بيش از همه  بايد تحت فشار  قرار گيرند تا بتوان به صلح، كه يگانه  آرزوي  ساكنان  عراق و افغانستان  است نايل شد.

 این مقاله در هفته نامه ترقی چاب شده بود

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/09/19
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: فعالیت کمپنی روشن در ولسوالی جاغوری
 سر انجام پس از ماه ها انتظار ولسوالی جا غوری هم از امکانات ارتباطات با دنیای خارج بر خور دار شد کمپنی روشن با فعال ساختن دستکاه های نصب شده ای خود امکان ار تباط با خارج وداخل را برای مردم جاغوری فراهم ساخته است این کار یگ گام بزرگ در راستای توسعه ارتباطات به شمار می رود
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/09/07
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: شباهت های میان رقاصه وسیاستمدار

 وقتي نوشته هاي داستان نويس  معروف  بنام ( ميلان  كاندورا)  را كه از شباهت  هاي ميان  رقاصه   ها و سياستمداران  مي گويد،  خواندم،  به وضعيت  سياسي  كشور و رويكرد ها و جهت  گيري هاي آني،   مقطعي  و فاقد معيارهاي اصولي و ارزشهاي انساني دقيق  شده  و مصداق  هاي عيني وواقعي  اين داستان  را  در چهره  ها، و حركت   هاي سياسي  زمامداران و رجال سياسي   افغان بخوبي دريافتم. (( ميلان كاندورا))  در اين داستان به اين مضمون مي نويسد كه:

(( اين درست است كه هر دو (( رقاصه   و سياستمدار))  براي مردم   نمايش اجرا مي كنند ولي رقاصه   خوبي اش  در آن است  كه همه اي  هنري را كه دارد  در روي صحنه براي مردم  به نمايش مي گذارد، اما سياستمداران  هنر اصلي شان  در پشت صحنه است  و آنچه را  كه مردم   از او مي  بيند  چهره  دروغين است كه  شبيه به مجسمه  مقواي مي ماند كه به آن رنگ ورخ عوام  پسند داده   باشد. ))  با اين نوشته مي توان بخوبي  دريافت   كه  سياستمداران افغان  چگونه هنر مندانه به اين بازي  ها بلديت  دارند وهمواره  با رويكرد و جهت گيري  هاي سياسي   خود كه  مردم عام  هيچ نوع  اگاهي ازآن ندارند،  هنر  نمايي مي  كنند. موضع  گيري  هاي  سياسي   ازسوي  رهبران در دهه اي هفتاد  كه هر روز  در قالب  پيمان ها،  ائتلاف  ها و فتوا هاي مذهبي صورت  مي گرفت از نمونه هاي  عيني اين نوع بازي است  كه مي توان  به آن  اشاره كرد. صف بندي هاي پس از توافق  بن و شكل گيري  ساختار  نوين نيز   ازواقعيت  هاي عيني  ديگري  است كه براي نمونه  ومصداق به داستان  ياد شده  مي توان به آن اشاره كرد. چنانچه همگان به ياد  دارند كه حواريون  در بار و ارگ رياست  جمهوري تا زماني  كه درمقام و موقعيت  هاي مهم اجرايي  قرار داشتند چگونه  ازسر صدق  ووفاداري به ستايش  و مداحي از آن پرداخته و هر نوع  انتقاد، و نقد حاكميت   را مخالف مصلحت  ملي  مي پنداشند. آنان  نه تنها دربيداري  كه حتي در خواب شان نيز براي  ولي نعمت شان فكر مي كردند  ودر هنگام بيداري  به  ابراز  ديده  هاي شان مي پرداختند. اما زمانيكه  دراثر  تغيير و تحول  با تبديلي  ويا حذف  سياسي مواجه  مي شوند، ناگهان در موضع مخالف  قرار گرفته و همه چيز  را غير مشروع   قلمداد  مي كنند. خروج   برخي از  چهره  هاي مطرح  سياسي- قومي  از كابينه  و آهنگ  رزم  ورجز  خواني هاي كه انجام دادند و بعد از گذشتي سرتعظيم فرود آوردند  از ديگر نمونه هاي اين نوع حركت هاي رقاص گونه مي باشد.

موضع  گيرهاي برخي  چهره هاي  نامدار  د ر روز ا نتخابات  رياست  جمهوري و غير مشروع  خواندن مشاركت ميليوني  مردم رانيز مي توان از اين نمونه ها ياد كرد، اما ديري نگذشت كه مشكل مشروعيت حل گرديد ه و معترضين خود به چهره هاي مقرب  در بار تبديل  شدند.

 اين نوع  حركت هاي فني و موزون  را بيشتررهبران  سياسي  خوبتر آموخته ودر راستاي  اهداف  شان از آن  كار مي گيرند،  چنانچه مي بينيم  كسانيكه ده ها  چوكي  كليدي،  امتيازات  مادي،  ومقام  ومنزلت  را با نام مقاومت   عليه طالبان  نصيب  شده اند، ونسل اندر  نسل شان  به جاه وموقعيت  هاي كليدي  دست يافتند، ناگهان تغيير جهت  داده و از طالبان به نيكويي  ياد كرده  و مي گويند  كه بر عليه  آنان جنگ نخواهد كرد  متاسفانه  اين بازي هاي هنر مندانه در لايه هاي مختلف  حكومت نيز    جريان  دارد چنانچه  تا ديروز  ازدستگيري ومجازات   ملا عمر سخن گفته مي شد اما حال از عفو  و سازش آن سخن  به ميان مي آيد.  بهر حال  مي توان از اين  بازي هاي  هنرمندانه سياسي  يك نتيجه   را دريافت   كه: مردم افغانستان با چشمان  باز وشكم هاي گرسنه  شان تماشاگران آرام ، بي احساس،  و فاقد  توانايي  هر نوع  اعتراض  مي باشند.   براي آنان  اين بازي  ها ديگر لذت  بخش، آرامبخش  و دلپذير  نمي باشد، زيراچهره هاي اين بازيگران  چنان زشت و قبيح   اند كه هيچ كسي را ياراي  آن نخواهد بود تا در برابر  رقص  ها ونمايش  آنان لبخند  و كف بزنند. بنابر اين بساط  اين بازي ها  پهن و گسترده است وشايد اين هنرنمايي ساليان سال دوام آورد   زيرا وقتي نسل  هاي جامعه از فقر  وگرسنگي  نابود شوند ديگر بينندگان هم نخواهد داشت. چنانچه همگان  مي دانيد  در حاليكه  شوراي شمال  از نو فعال  و دولت مردان كابينه در زيرنام حزب جمهوري گرد  هم مي آيند  وچانه زني و رايزاني هاي سياسي رهبران  جهادي جان تازه به قوماندان  هاي باز نشسته   اش مي بخشد  خبرهاي ناگواري نيز بگوش  مي رسد كه سه ميليون  انسان  بخاطر  قحطي در آستانه  مرگ قرار  دارد و سالانه ۲۰ هزار  نفر بر اثر  سل از بين رفته  و ۸۰  هزار  ديگر باآن  مبتلا  وهزاران  تن ديگر قرباني  خشونت   ها شده است.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/09/07
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen