| صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب |
|
منوي كاربري لوگوي سايت
لينک دوستان لوگوي دوستان موزيک سايت
ويرايش قالب روبات سياه |
:: اصلاحات اداري، يا تصفيه هدفمند؟
يكي از چالشهاي اساسي در برابر حكومت آقاي كرزي فساد اداري ميباشد. اين موضوع هم اكنون به يك نگراني داخلي و موضوع مورد مناقشه ميان كشورهاي تمويل كننده و آقاي كرزي بدل شده است. نبود سيستم شفاف، كار آمد، و پاسخگو نسبت به كاركردهاي صورت گرفته سبب آن گرديده تا دولت از دريافت كمكهاي مستقيم از سوي جامعهي جهاني محروم گردد، چنانچه قبل از كنفرانس لندن دولت افغانستان در كنار انجوها و سازمان ملل تنها يك سوم از اين كمكها را دريافت ميكرد. تلاش آقاي كرزي در راستاي جلب اعتماد كشورهاي كمك كننده و دونر در كنفرانس لندن اين رويكرد را به همراه داشت كه 50 درصد اين كمكها از مجراي دولت افغانستان به مصرف برسد. اما اينكه آيا جامعهي جهاني به اين وعدهها تحقق ميبخشند با وضعيت اداري موجود هنوز روشن نيست. طرح و تشكيل كميسيون اصلاحات اداري به منظور بهسازي وضعيت اداري از لحاظ كادر و نيروي انساني به جاي كمك به سالم سازي ادارات، خود مشكلات عميق را پديد آورده است. تعدادي از كارشناسان بر اين باوراند كه اصلاحات اداري در يك حركت خاموش و هدفمند به تصفيه و پاكسازي قومي، سياسي، و چهرههاي مطرح جهادي پرداخته و با عنوان نمودن ريفورم در ادارات بر اين عملكرد خود صحه ميگذارد. آنان بر اين باورند كه در گزينشهاي صورت گرفته از سوي اين اداره اهداف خاص سياسي واسطه و دريافت مبالغي كلان، در اولويت ميباشد. با آنكه انتظار ميرفت كه در پرتو اصلاحات اداري تركيب، مشاركت و وضعيت نابسامان دچار تعديل و قابل قبول براي همه گردد. اما متأسفانه اين حركت تا كنون هرگز صورت نگرفته است. آمار اعلام شده از سوي وزير خارجه، و يا تركيب در وزارت عدليه بر اساس آنچه در سايت آن آمده، گوشههايي از واقعيتهاي عيني در كشور را به اثبات ميرساند به همين دليل است كه بيشتر وزارتخانهها حتي جرأت آن را ندارد تا آمار و تركيب قومي را در آن اعلام نمايند. هم اكنون برنامههاي اصلاحات اداري به عنوان يك حركت تصفيوي هدفمند براي همگان تلقي گرديده است. تعدادي از كارمندان برخي از ادارات مأيوسانه به هر دري سر ميزنند تا با واسطه و اعمال نفوذ خود را از اين طوفان خاموش نجات بخشند. اصلاحات اداري با گزينشهاي سليقهاي، همراه با واسطه و اخاذي به جاي كمك به وضعيت اداري كشور، خود در ايجاد يك بحران سهم گرفته است. با آنكه همه از روند بهسازي در ادارات استقبال مينمايند. اما شيوه و ملاكهاي مورد عمل در اين كميسيون براي همه قابل سؤال و پرسش ميباشد. تعدادي زيادي از محصلين در دانشگاههاي كشور نيز از وضعيت شغلي خود اظهار نااميد ميكنند، آنان ميگويند: در كشوري كه تازه از جنگ رهايي يافته و طي چند دهه جنگ هيچ سيستم كاري منظم وجود نداشته است چگونه ميتوان افراد داراي سابقهي كاري بود؟ و از سوي ديگر در حالي كه زبان رسمي كشور دري و پشتو ميباشد. شرط بلديت در زبان انگليسي و يا آشنايي با هر دو زبان رسمي خود ايجاد يك مانع اساسي در راه كسب شغل براي جوانان به شمار ميرود. آيا واقعاً مشكل اين كشور صرفاً با روحيهمدرك گرايي و بلديت با ابزارها ـ كامپيوتر و زبان ـ حل ميگردد؟ به نظر ميرسد كه اين نوع اقدام جز يك پروسه هدفمند و ستيزه جويانه با بخشي از نيروهاي جامعه ديگر كدام دستآوردي را به همراه نخواهد داشت. در ديگر كشورها بيشترين سرمايهگذاري براي نسل جوان و محصلين آن صورت ميگيرد. تا بعداز فراغت بتوانند از آنها به عنوان نيروهاي ماهر در ادارات و بخشهاي مختلف كشور كار گيرد، ولي در افغانستان با ايجاد موانعي چون: سابقهي كار، آشنايي با كامپيوتر و زبان عملاً دربهاي ادارات را براي نيروهاي جوان و ماهر بسته و هدفمندانه همگان را به سوي نااميدي سوق ميدهند. برخي بر اين باورند كه اين حركتها ريشه در تعصبات گذشته و اجراي سياستهاي قبيلوي از سوي بخشهاي از حاكميت دارد. اظهار نگراني يكي از معاونين رييس جمهور در اين مورد گواه بر اين ادعا ميباشد. به نظر ميرسد كه وضعيت كشور به سمتي ميرود كه ديگر معاونين رييس جمهور را نيز به واكنش وادار ساخته است. اظهارات آقاي محمد كريم خليلي معاون دوم رييس جمهور در مراسم نيمه شعبان ميتواند به عنوان يك هشدار تلقي گردد. وي ميگويد: «آنچه كه ما را هميشه نگران كرده است و به عنوان عوامل مخفي كشور را از مسير اصلياش ميخواهد باز دارد، عوامل داخل نظام است كه بايد با اين عوامل و پديدههاي منفي كه دامنگير جامعه افغاني است، مبارزه كنيم» معاون رييس جمهور از وضعيت موجود به عنوان اولين و آخرين شانس ياد ميكند، اما عواملي كه ميتواند به عنوان باز دارنده در برابر اين شانس قرار گيرد، چنين بيان ميدارد: «اگر عاملي بتواند اين شانس طلايي را از دست مردم افغانستان خارج كند، فساد اداري موجود، روحيه تعصب قومي كه ساليان سال مردم افغانستان را رنج داده است و باز هم اين روحيه كم كم زنده شده است. تا زماني كه اين پديدهها مردم افغانستان را به تباهي نكاشند. تروريستها هيچ كاري نميتواند انجام دهد.» با توجه به اين نوع اظهارات از سوي يكي از چهرههاي بلند رتبهي مملكتي. اين نگراني براي مردم نيز خلق خواهد شد كه دولت افغانستان تمثيل كدام اهداف، سياست و برنامهها را به عهده دارد و آيا مسيري را كه ميپيمايد، در راستاي وحدت ملي و مبتني بر مشاركت عادلانه اقوام ميباشد؟ آيا عوارض ناشي از اين نوع سياستها را نيز درك كردهاند؟ چنانچه بيست نفر از نمايندگان مردم شمال در همين رابطه اعتراضاتي را انجام دادند كه دهها هزار نفر از مردم صفحات شمال را نيز به حركت اعتراضي وا داشتند. تا اعتراضاتشان را نسبت به آنچه ميگذرد، بيان دارند، تداوم اين سياستها سبب خواهد شد تا ديگران نيز به صحنهي اعتراض آميز پيوسته و با توجه به وضعيت شكننده كه وجود دارد، كشور به سمتي خواهد رفت كه همهگان بار ديگر در معرض آسيب پذيري مطلق قرار گيرند. به هر حال بهتر است كه دولت محترم و پارلمان كشور روي كاركردهاي كميسيون اصلاحات اداري غور و بررسي نمايند و با يك بازنگري كامل و واقعي كشور را در مسير اصلاحات همه جانبه قرار دهند. :: آيا اشتباه، تكرار خواهد شد؟
به دنبال افزايش حملات مخالفين در ولايتهاي جنوبي، بحث بر سرافزايش نيروهاي نظامي از سوي اعضاي ناتو مطرح گرديد. به همين منظور نمايندگان ناتو در بروكسل گرد هم آمدند تا راههاي مناسب براي اعزام 2500 سرباز را به جنوب جستجو نمايند. با توجه به اينكه جنوب هم اكنون به ميدان نبرد ميان طالبان و نيروهاي ائتلاف بدل گرديده است بيشتر كشورها به خاطر فضاي نامساعد و خطرناك از خود تمايل به اعزام نيروهاي بيشتر نشان نداده است. چنانچه تركيه رسما اعلام كرد كه حاضر به افزايش و اعزام سربازان بيشتر نخواهد شد. عليرغم چند روز بحث روي اين موضوع تنها كشورهاي پولند و كانادا موافقهي خود را براي اعزام 1200 سرباز به افغانستان اعلام نمودهاند. اين مباحثات در حالي صورت ميگيرد كه اوضاع در جنوب رو به وخامت گراييده و بيشتر ولسواليها نيازمند حضور نيروهاي نظامي براي مقابله با حملات احتمالي از سوي طالبان ميباشد. چنانچه هيئت اعزامي رئيس جمهور به فراه نيز اعلام كرد كه اگر به زودي در اين ولايت نيروي بيشتر اعزام نگردد اين ولايت نيز در معرض خطر قرار ميگيرد. بدون ترديد بيتوجهي كشورهاي غرب نسبت به مسايل افغانستان پس از سقوط طالبان عامل اصلي در ناامني و بيثباتي به شمار ميرود. چنانچه فرمانده ناتو در اين باره ميگويد: جنگ عراق توجه را از افغانستان منحرف كرده و باعث خلاي امنيتي در اين كشور شده است. نيروهاي ائتلاف به رهبري آمريكا قدرتگيري دوباره جنگجويان را، پس از بركناري آنان از قدرت درست برآورد نكردند. نماينده سازمان ملل آقاي ويندرل نيز در مورد افزايش حملات اخير در جنوب معتقد است كه نيروهاي طالبان از سوي كشورهاي اروپايي دست كم گرفته شد. و اين اشتباهي بود كه آنان مرتكب شدند. از فراموشي و تنها گذاشتن افغانستان بارها است كه مقامات غربي به عنوان يك اشتباه ياد كردهاند چنانچه جرج بوش رئيس جمهور آمريكا در سخناني گفته بود كه: افغانستان را تنها نخواهم گذاشت و اشتباهات گذشته را جبران خواهم كرد. خانم رايس وزير خارجه آمريكا نيز از سال 1989 ياد ميكند كه ايالات متحده آمريكا افغانستان را فراموش كرده كه در نتيجه وضعيت به اين شكل پديد آمد. در همين حال جان كري رقيب جورج بوش نيز عامل ناامني را بيتوجهي امريكا نسبت به افغانستان ميداند به نظر آقاي جان كري توجه به عراق سبب شد تا طالبان از اين خلا استفاده نمايد، جان كري پيشنهاد ميكند كه پنج هزار نيروي ديگر براي تأمين امنيت به افغانستان اعزام شود. بدون ترديد افغانستان هماكنون به آزمون بزرگ براي جامعهي جهاني در برابر مبارزه با تروريزم بدل شده است. بطوريكه شكست در افغانستان به معني پذيرش قدرت افسار گسيخته، تروريزم جهاني است كه هرگز مرز و مليت را نشناخته چنانچه در سال 2001 اين پديده مرزهاي جغرافيايي را در نورديده و كشورهاي را كه هرگز تصور آن نميرفت كه آسيب پذير باشند مورد آماج حملات تروريستي قرار دادند. از همين زاويه است كه مبارزه با طالبان نه يك جنگ داخلي بلكه به خاطر ويژگيهاي خاص كه در اين جنبش افراطي ميباشد ضرورت عزم جهاني را ميطلبد. دست آوردهايي كه طي پنج سال و پس از توافق بن در كشور پديد آمده نيز بعنوان يك موفقيت در راستاي دولتسازي و ايجاد نهادهاي مدني و دموكراتيك محصول همكاري مشترك جامعهي جهاني و افغانستان بوده است. حال بايد از اين دست آوردها پاسداري گردد و با پديده تروريزم و منابع آن كه در پاكستان وجود دارد، به هر شكل ممكن مبارزه جدي و عملي صورت گيرد. هم اكنون اين نگراني در ميان مردم افغانستان پديد آمده تا مبادا يك بار ديگر افغانستان در معاملهاي سياسي، و بي توجهي جامعهي جهاني به فراموشي سپرده و در اختيار تروريستان قرار گيرد. چيزي كه بعنوان يك كابوس همگان از حاكميت طالبان از سرگذرانده و تجربهي تلخ آن را چشيدهاند. اظهارات خانم رايس وزير خارجه آمريكا مبني بر اينكه: «دولت افغانستان در خطر شكست قرار دارد، مگر آنكه اعضاي ناتو اين كشور را در استقرار دموكراسي همراهي كنند» گواه بر اين واقعيت است. حال با توجه به وضعيت موجود ايجاب ميكند كه كشورهاي كمك كننده بر تداوم خود از روند موجود ادامه داده و مهمتر از همه به چالش اصلي يعني افزايش ناامني و مداخلات عريان پاكستان پايان بخشد. بدون ترديد توجه به منابع اصلي تروريزم يعني پاكستان و فشار بر مقامات نظامي آن كشور يگانه راه براي پايان دادن به وضعيت كنوني ميباشد. بهر حال اگر غربيها بار ديگر اين اشتباه را تكرار نموده و افغانستان را به فراموشي بسپارد بايد بهاي سنگين آنرا در كشورهاي خويش نيز بپردازد. :: عوامل ناكامي در مبارزه با تروريزم
يازدهم سپتامبر رهبران جهان را شوكه ساخت و اين باور را تقويت بخشيد كه امريكا نيز از حملات تروريستان در امان نبوده و همانند ديگر كشور ها آسيب پذير مي باشد. از همان آغاز نوك حملات و اتهامات متوجه بن لادن والقاعده گرديد. امريكا و ديگر متحدين آن در يك عزم جهاني هزاران سرباز را به افغانستان اعزام نمودند. اين حملات به منظور مبارزه با تروريزم و ريشه كني بنيادهاي تروريزم در افغانستان و منطقه صورت گرفت. با گذشت پنج سال از اين حادثه هنوز رهبران اصلي و مورد هدف امريكا زنده و در راستاي اهداف تروريستي و دهشت افگني خود در بيرون از افغانستان و نوار مرزي ها مشغول فعاليت اند. بن لادن بعنوان رهبر القاعده از حملات امريكايي ها در امان مانده وهم اكنون بار جز خواني هاي كه انجام مي دهد غرب را به مبارزه مي طلبد. عوامل طالبان والقاعده بعنوان يك خطر وتهديد جهاني عليه امنيت جهاني تلقي گرديده بطوريكه موجوديت آن چالش اساسي در برابر امنيت منطقه و جهان به شمار مي رود. با آنكه انتظار مي رفت كه در پرتو حضور نيروهاي ائتلاف ريشه هاي تروريزم از بين رفته و عوامل اصلي آن دستگير و مجازات گردند، اما با تاسف بنا به عوامل داخلي و خارجي كه وجود داشته است، نه تنها طالبان نابود نگر ديدند بلكه امروز بعنوان چالش در برابر صلح، بازسازي وامنيت در كشور مطرح مي باشد. گروه طالبان هم اكنون در ولايت جنوبي امنيت را به مخاطره كشانيده و با حمله به تاسيسات دولتي، افراد ملكي، به ناامني ها دامن مي زند. طي هفته هاي اخير چندين روز نبرد هاي سنگين در ولسوالي هاي پنجوايي وژيره ادامه داشت و چند ولسوالي ديگر نيز ميان طالبان و نيروهاي دولتي دست بدست گرديد. اخرين عمل طالبان حمله در چهار راهي صحت عامه و قتل حكيم تنيوال والي پكتيا مي باشد. شورشهاي اخير در جنوب كشور سبب شد تا بيش از ۱۴۰ مكتب به آتش كشيده شود و ده ها هزار شاگرد از تحصيل بازماند. حال اين پرسش مطرح است كه بعد از يازده سپتامبر وادعاهاي غرب در نابودي تروريزم و طالبان چگونه اين گروه توانستند به سازماندهي و حضور فعال در صحنه اي نظامي دست يافته و رهبران آن در سلامت كامل بسر مي برند. در پاسخ به اين پرسش تحليل زير ارايه مي گردد. ۱- افغانستان باز هم فراموش شد: پس از يازده هم سپتامبر افغانستان بار ديگر مورد فراموشي قرار گرفت. جنگ در عراق توجه غربي ها را به خود معطوف نموده بطوريكه مسايل مهم در افغانستان ناديده انگاشته شد. چنانچه و يندرل در اين مورد مي گويد: ((احتمالاً دليل اين موضوع، اشتباهي است كه كشور هاي اروپايي با دست كم گرفتن طالبان، مرتكب شدند.)) فرمانده ناتو نيز در باره تغيير در اوضاع افغانستان چنين مي گويد: ((جنگ عراق توجه را از افغانستان منحرف كرده و باعث خلاي امنيتي در اين كشور شده است. نيروهاي ائتلاف به رهبري امريكا قدرت گيري دوباره جنگجويان را، پس از بركناري آنان از قدرت درست بر آورده نكردند.)) اين بي توجهي سبب شد تا طالبان با استفاده از اين فرصت به تجديد سازماندهي پرداخته و بخش هاي از كشور را بعنوان كانون امن براي فعاليت هاي خود تلقي نمايند. در واقع بهاي را كه امروز افغانها و نيروهاي ائتلاف مي پردازند محصول اشتباهاتي است كه رهبران جامعه اي جهاني وائتلاف در امور افغانستان مرتكب شدند. ۲- عدم توجه به منابع تروريزم: امريكا و جامعه جهاني در حاليكه شعار مبارزه عليه تروريزم را سر مي دهند، اما به منابع اصلي آن كمتر توجه كردند. با آنكه دولت افغانستان بارها از توجه به منابع تروريزم ياد كرده و باذكر اسناد و شواهد سرچشمه هاي اصلي آن را در پاكستان نسبت مي دهند؛ اما هيچگاه به اين در خواست توجه لازم صورت نگرفته است. با آنكه رهبران مذهبي با استفاده از نفوذ خود د رمدارس پاكستان عملاً در تجهيزو حمايت از طالبان مي پردازند و دولت پاكستان و سازمان (آي،اس، آي) در اين امر همكاري دارند ولي هيچ وقت نشده است تا ايالات متحده امريكا نسبت به اين عمل باشدت لازم برخورد نمايد. اعتراف مشرف نسبت به حمايت كشورش از طالبان در گذشته و امضا معاهده با سران قبايل وواگذاري اين مناطق بعنوان محل امن براي تروريستان از واقعيت هاي عيني است كه در كشور همسايه پاكستان مي گذرد. دو گانگي ديدگاه در مورد تروريزم، منابع و شيوه هاي مبارزه با آن نيز در وضعيت جاري خالي از تاثير نبوده است چنانچه در همين رابطه جنرال ريچاردز قوماندان ناتو مي گويد: ((من از كل جامعه بين المللي به اين دليل كه از نزديك و به اندازه كافي به نظريات افغانها به خصوص دولت افغانستان و آقاي كرزي گوش نمي دهند انتقاد دارم.)) آقاي كرزي نيز روي شيوه مبارزه با تروريزم بارها اعتراض خود را اعلام داشته و مي گويد: (( قابل قبول نيست كه هر هفته صدها افغان كشته شوند و نحوه مبارزه كنوني با هراس افگني براي از بين بردن ريشه هاي خشونت كاري آيي ندارد.)) ۳- ضعف حاكميت: ضعف حاكميت نيز در رشد طالبان از نقش محوري بر خوردار مي باشد هم اكنون باگذشت پنج سال گفته مي شود كه مبالغي زياد از كمك هاي جهاني حيف و ميل شده است بدون آنكه دولت كوچكترين نظارتي را داشته باشد. كشت كوكنار امسال بطور بي سابقه نزديك به ۶۰ فيصد افزايش يافت. فساد اداري هم اكنون بعنوان يك فرهنگي عمومي در ادارات تبديل شده است بطوريكه همين امر سبب گرديده تا دولت افغانستان از اعتبار لازم افتاده و نتواند كمك هاي جامعه اي جهاني را بطور مستقيم در اختيار داشته باشد. و جود گروپ هاي مسلح ، فشار گروه هاي ذي نفوذ بر دولت، و باجگيري رهبران قبايل خود بعنوان يك چالش در برابر روند جاري به شمار مي رود. ضعف حاكميت در تطبيق قانون و كنترول بر مناطق سبب شد تا فاصله هاي عميق ميان مردم وحاكميت پديد آيد بطوريكه مردم با بي تفاوتي تمام حوادث و رخداد هاي جاري در كشور را صرفا به تماشا گيرد. از سوي ديگر جامعه اي جهاني كه مسووليت تجهيز و ارتقا اردو وپوليس كشور را دارند متاسفانه نتوانسته اند در اين امر از دست آورد لازم بر خوردار باشند هم اكنون اردوي افغانستان فاقد تواناييهاي لازم و تجهيزات مناسب مي باشد همين امر سبب گرديده تا نيروهاي دفاعي داخلي نتوانند در اين مبارزه از نقش و موثريت لازم بر خوردار باشند. با آنكه رهبران امريكا و ديگر مقامات در نيروهاي ائتلاف از جبران اشتباه ياد كرده اند بهتر است كه كارنامه پنج ساله مورد ارزيابي قرار گرفته و بابررسي ضعف ها و كاستيها، راه هاي بيرون رفت از وضعيت موجود را جستجو نمايند زيرا اگر باز هم اين اشتباه تكرار گردد اخرين شانس نيز از دست خواهد رفت بطوريكه هرگز قابل جبران نخواهد بود. در پايان ذكر اين نكته را ضروري مي بينيم كه توجه به منابع اصلي تروريزم مي تواند نا بودي آن را به همراه داشته باشد در غير آن هر نوع اقدام بازي بيش نمي باشد. اميد است كه مقامات جامعه جهاني به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا پس از پنج سال هنوز رهبر طالبان ملا عمر و بن لادن زنده و مشغول فعاليت مي باشند و تشكيلات آنان هر روز قوي و منسجم مي گردند؟ ايا ضعف از شما است و يا بازهم بازي ديگري در راه است؟ :: عوامل ناكامي در مبارزه با تروريزم
يازدهم سپتامبر رهبران جهان را شوكه ساخت و اين باور را تقويت بخشيد كه امريكا نيز از حملات تروريستان در امان نبوده و همانند ديگر كشور ها آسيب پذير مي باشد. از همان آغاز نوك حملات و اتهامات متوجه بن لادن والقاعده گرديد. امريكا و ديگر متحدين آن در يك عزم جهاني هزاران سرباز را به افغانستان اعزام نمودند. اين حملات به منظور مبارزه با تروريزم و ريشه كني بنيادهاي تروريزم در افغانستان و منطقه صورت گرفت. با گذشت پنج سال از اين حادثه هنوز رهبران اصلي و مورد هدف امريكا زنده و در راستاي اهداف تروريستي و دهشت افگني خود در بيرون از افغانستان و نوار مرزي ها مشغول فعاليت اند. بن لادن بعنوان رهبر القاعده از حملات امريكايي ها در امان مانده وهم اكنون بار جز خواني هاي كه انجام مي دهد غرب را به مبارزه مي طلبد. عوامل طالبان والقاعده بعنوان يك خطر وتهديد جهاني عليه امنيت جهاني تلقي گرديده بطوريكه موجوديت آن چالش اساسي در برابر امنيت منطقه و جهان به شمار مي رود. با آنكه انتظار مي رفت كه در پرتو حضور نيروهاي ائتلاف ريشه هاي تروريزم از بين رفته و عوامل اصلي آن دستگير و مجازات گردند، اما با تاسف بنا به عوامل داخلي و خارجي كه وجود داشته است، نه تنها طالبان نابود نگر ديدند بلكه امروز بعنوان چالش در برابر صلح، بازسازي وامنيت در كشور مطرح مي باشد. گروه طالبان هم اكنون در ولايت جنوبي امنيت را به مخاطره كشانيده و با حمله به تاسيسات دولتي، افراد ملكي، به ناامني ها دامن مي زند. طي هفته هاي اخير چندين روز نبرد هاي سنگين در ولسوالي هاي پنجوايي وژيره ادامه داشت و چند ولسوالي ديگر نيز ميان طالبان و نيروهاي دولتي دست بدست گرديد. اخرين عمل طالبان حمله در چهار راهي صحت عامه و قتل حكيم تنيوال والي پكتيا مي باشد. شورشهاي اخير در جنوب كشور سبب شد تا بيش از ۱۴۰ مكتب به آتش كشيده شود و ده ها هزار شاگرد از تحصيل بازماند. حال اين پرسش مطرح است كه بعد از يازده سپتامبر وادعاهاي غرب در نابودي تروريزم و طالبان چگونه اين گروه توانستند به سازماندهي و حضور فعال در صحنه اي نظامي دست يافته و رهبران آن در سلامت كامل بسر مي برند. در پاسخ به اين پرسش تحليل زير ارايه مي گردد. ۱- افغانستان باز هم فراموش شد: پس از يازده هم سپتامبر افغانستان بار ديگر مورد فراموشي قرار گرفت. جنگ در عراق توجه غربي ها را به خود معطوف نموده بطوريكه مسايل مهم در افغانستان ناديده انگاشته شد. چنانچه و يندرل در اين مورد مي گويد: ((احتمالاً دليل اين موضوع، اشتباهي است كه كشور هاي اروپايي با دست كم گرفتن طالبان، مرتكب شدند.)) فرمانده ناتو نيز در باره تغيير در اوضاع افغانستان چنين مي گويد: ((جنگ عراق توجه را از افغانستان منحرف كرده و باعث خلاي امنيتي در اين كشور شده است. نيروهاي ائتلاف به رهبري امريكا قدرت گيري دوباره جنگجويان را، پس از بركناري آنان از قدرت درست بر آورده نكردند.)) اين بي توجهي سبب شد تا طالبان با استفاده از اين فرصت به تجديد سازماندهي پرداخته و بخش هاي از كشور را بعنوان كانون امن براي فعاليت هاي خود تلقي نمايند. در واقع بهاي را كه امروز افغانها و نيروهاي ائتلاف مي پردازند محصول اشتباهاتي است كه رهبران جامعه اي جهاني وائتلاف در امور افغانستان مرتكب شدند. ۲- عدم توجه به منابع تروريزم: امريكا و جامعه جهاني در حاليكه شعار مبارزه عليه تروريزم را سر مي دهند، اما به منابع اصلي آن كمتر توجه كردند. با آنكه دولت افغانستان بارها از توجه به منابع تروريزم ياد كرده و باذكر اسناد و شواهد سرچشمه هاي اصلي آن را در پاكستان نسبت مي دهند؛ اما هيچگاه به اين در خواست توجه لازم صورت نگرفته است. با آنكه رهبران مذهبي با استفاده از نفوذ خود د رمدارس پاكستان عملاً در تجهيزو حمايت از طالبان مي پردازند و دولت پاكستان و سازمان (آي،اس، آي) در اين امر همكاري دارند ولي هيچ وقت نشده است تا ايالات متحده امريكا نسبت به اين عمل باشدت لازم برخورد نمايد. اعتراف مشرف نسبت به حمايت كشورش از طالبان در گذشته و امضا معاهده با سران قبايل وواگذاري اين مناطق بعنوان محل امن براي تروريستان از واقعيت هاي عيني است كه در كشور همسايه پاكستان مي گذرد. دو گانگي ديدگاه در مورد تروريزم، منابع و شيوه هاي مبارزه با آن نيز در وضعيت جاري خالي از تاثير نبوده است چنانچه در همين رابطه جنرال ريچاردز قوماندان ناتو مي گويد: ((من از كل جامعه بين المللي به اين دليل كه از نزديك و به اندازه كافي به نظريات افغانها به خصوص دولت افغانستان و آقاي كرزي گوش نمي دهند انتقاد دارم.)) آقاي كرزي نيز روي شيوه مبارزه با تروريزم بارها اعتراض خود را اعلام داشته و مي گويد: (( قابل قبول نيست كه هر هفته صدها افغان كشته شوند و نحوه مبارزه كنوني با هراس افگني براي از بين بردن ريشه هاي خشونت كاري آيي ندارد.)) ۳- ضعف حاكميت: ضعف حاكميت نيز در رشد طالبان از نقش محوري بر خوردار مي باشد هم اكنون باگذشت پنج سال گفته مي شود كه مبالغي زياد از كمك هاي جهاني حيف و ميل شده است بدون آنكه دولت كوچكترين نظارتي را داشته باشد. كشت كوكنار امسال بطور بي سابقه نزديك به ۶۰ فيصد افزايش يافت. فساد اداري هم اكنون بعنوان يك فرهنگي عمومي در ادارات تبديل شده است بطوريكه همين امر سبب گرديده تا دولت افغانستان از اعتبار لازم افتاده و نتواند كمك هاي جامعه اي جهاني را بطور مستقيم در اختيار داشته باشد. و جود گروپ هاي مسلح ، فشار گروه هاي ذي نفوذ بر دولت، و باجگيري رهبران قبايل خود بعنوان يك چالش در برابر روند جاري به شمار مي رود. ضعف حاكميت در تطبيق قانون و كنترول بر مناطق سبب شد تا فاصله هاي عميق ميان مردم وحاكميت پديد آيد بطوريكه مردم با بي تفاوتي تمام حوادث و رخداد هاي جاري در كشور را صرفا به تماشا گيرد. از سوي ديگر جامعه اي جهاني كه مسووليت تجهيز و ارتقا اردو وپوليس كشور را دارند متاسفانه نتوانسته اند در اين امر از دست آورد لازم بر خوردار باشند هم اكنون اردوي افغانستان فاقد تواناييهاي لازم و تجهيزات مناسب مي باشد همين امر سبب گرديده تا نيروهاي دفاعي داخلي نتوانند در اين مبارزه از نقش و موثريت لازم بر خوردار باشند. با آنكه رهبران امريكا و ديگر مقامات در نيروهاي ائتلاف از جبران اشتباه ياد كرده اند بهتر است كه كارنامه پنج ساله مورد ارزيابي قرار گرفته و بابررسي ضعف ها و كاستيها، راه هاي بيرون رفت از وضعيت موجود را جستجو نمايند زيرا اگر باز هم اين اشتباه تكرار گردد اخرين شانس نيز از دست خواهد رفت بطوريكه هرگز قابل جبران نخواهد بود. در پايان ذكر اين نكته را ضروري مي بينيم كه توجه به منابع اصلي تروريزم مي تواند نا بودي آن را به همراه داشته باشد در غير آن هر نوع اقدام بازي بيش نمي باشد. اميد است كه مقامات جامعه جهاني به اين پرسش پاسخ دهند كه چرا پس از پنج سال هنوز رهبر طالبان ملا عمر و بن لادن زنده و مشغول فعاليت مي باشند و تشكيلات آنان هر روز قوي و منسجم مي گردند؟ ايا ضعف از شما است و يا بازهم بازي ديگري در راه است؟ :: دولت و چالشهاي؛ ترياك، تروريزم و فساد اداري
دولت افغانستان باچالشهاي فراواني روبرو مي باشد. اين چالش ها هم اكنون بعنوان يك معضل بزرگ در برابر دولت به شمار مي رود. عليرغم تلاش ها، همكاري جامعه اي جهاني، ايجاد سازمان ها، نهادها، كميسيون هاي ويژه تا هنوز در رفع آن به كدام دست آورد نايل نشده اند. با آنكه دولت در عرصه هاي تصويب قانون اساسي، انتخابات پارلماني، رياست جمهوري آزادي هاي سياسي، گسترش و توسعه دموكراسي ازدست آورد هاي بر خوردار بوده اما در عرصه هاي ديگر مانند فساد اداري، مبارزه با تروريزم، و كشت كوكنار باناكامي هاي مواجه گرديده است. اين ناكامي هم اكنون به مرحله ا ي خطرناك ونگران كننده اي تبديل شده بطوريكه جامعه جهاني نيز در چاره جويي براي حل آن احساس ناتواني مي نمايند. افزايش نا امني در ولايات جنوبي، فساد اداري و كشت كوكنار بعنوان يك مثلث خطرناك و قدرتمند در برابر دولت وجامعه اي جهاني ظهور نموده بطوريكه امروز مقابله با آن براي همگان دشوار و مشكل جلوه مي نمايد. در اين نوشته به شرح و بررسي اين چالش ها اشاره مي كنيم. ۱- چالش مواد مخدر: افغانستان به عنوان يك از منابع مهم توليد ترياك در جهان به شمار مي رود بطوريكه بر اساس گزارش هاي منتشره ۸۷ فيصد ترياك مصرفي دنيا را افغانستان تامين مي كند. اگر چه در كنار افغانستان كشور هاي ديگر مانند لائوس و ميانمار نيز به اين امر مبادرت مي ورزند. بطوريكه در سال ۲۰۰۳ در حدود نود در صد خشخاش جهان در اين سه كشور كشت شده بود. اما افغانستان بخاطر فضاي مناسب براي كشت و توليد موادمخدروعدم اجراي قانون و كنترول دولت به مبدأ اصل مواد افيوني در جهان تبديل شد. چنانچه در گزارش ها آمده است ۹۰ در صد مواد افيوني موجود در جهان مبدأ اش افغانستان مي باشد بر اساس همين گزارشها در سال ۲۰۰۴ تقاضاي جهاني هروئين بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ تن بود اما ميزان توليد هرويين در كشور ۵۰۰ تن بوده است. سود سرشار ناشي از كشت خشخاش سبب اصلي رويكرد مردم به اين پديده گرديده است. زيرا سودي را كه مردم از كشت خشخاش نصيب مي شوند، ۱۰ برابر گندم اعلام شده است. آماري كه در مورد در آمد مواد مخدر در سال ۱۹۹۹ اعلام گرديد سود ناشي ازآن را ۲۵ ميليارد بر آورد نمودند كه از اين ميان تنها ۱۸۵ ميليون دالر آن يعني كمتر از ۱ فيصد به دهقانان مي رسد. درسطح جهاني نيز حجم گسترده تجارت و گردش مالي ناشي از تجارت ترياك ۱۵۰۰ ميليارد دالر در سال ا علام شده و بيش از ۱۰ ميليون نفر به نحوي در اين تجارت نقش دارند. باآنكه در توافق بن كشورهاي كمك كننده و در راس آن ايالات متحده و دولت انگليس متعهد گرديدند تا در همكاري با دولت راهكار هاي مفيدي را براي مبارزه بااين پديده به بررسي گيرند. اما بنا به عوامل ودلايل گوناگون سر انجام پس ازنزديك به پنج سال رسماً دولت به شكست خود در مبارزه با مواد مخدر اعتراف كرد. چنانچه رئيس اجرائيوي اداره كنترول مواد مخدر از افزايش ۵۹ فيصد كشت ترياك درسال ۲۰۰۶ خبر داد. بر اساس اين اعلام در سال ۲۰۰۶ كشت ترياك ۱۶۵ هزار هكتار اراضي را در بر ميگيرد در حاليكه در سال گذشته ۱۰۴ هزار هكتار را در بر مي گرفت. ماركوستا مي گويد از ۳۴ ولايت افغانستان تنها در شش ولايت ترياك كشت نمي شود و در هشت ولايت شمال مقدار توليد آن كاهش يافته است. آقاي كرزي كه طي سالهاي گذشته باگردهمايي بزرگان از تمام ولايات رسماً جهاد عليه كوكنار را آغاز كرد امروز بعد از گذشت چند سال چنين مي گويد: (( از اينكه عليرغم دست آورد هاي سال گذشته ما در زمينه ريشه كن ساختن خشخاش امسال در اين كشت ازدياد به عمل آمده است، جاي تاثر ونارضايتي است.)) آقاي قادري وزير مبارزه با مواد مخدر نيز ضمن اعتراف به افزايش كشت خشخاش خواستار كمك جامعه اي جهاني مي گردد اما جامعه اي جهاني در كنار عوامل نا امني به موضوعي مهمي اشاره مي كند كه از جمله آن دست داشتن برخي مقامات دولتي و حتي تعداد از نمايندگان در ولسي جرگه است. در مقابل دولت افغانستان علاوه بر اينكه اين اتهامات را رد مي كند در اجراي كشت بديل جامعه اي جهاني را مسوول و مقصر مي داند به نظر مي رسد كه بجاي ايراد اتهام بهتر است كه بابازبيني به گذشته، بررسي اشتباهات وعوامل آن بايد راهكارهاي را با كمك هم به جستجو گرفت تا از اين پديده مهلك و خطرناك بشريت را نجات بخشيم. ۲- فساد اداري: يكي از چالشهاي ديگر معضل فساد اداري مي باشد. هم اكنون دريافت رشوه در ادارات كشور به يك فرهنگ درآمده و براي كار مندان به يك امر معمول وعادي تبديل شده است. فقدان كنترول و باز خواست از عاملين ارتشاو فساد اداري سبب افزايش آن شده است. چنانچه ذبيح الله عصمتي رئيس اداره مبارزه با ارتشا و فساد اداري خبر از تشكيل ۸۰ دوسيه بزرگ رشوه وسؤ استفاده مي دهد كه تا حال رسيده گي به آن صورت نگرفته است. تشكيل كميسيون اخير در جهت مبارزه با فساد اداري و اعلام جهاد از سوي آقاي جبار ثابت گر چه اميدواري هاي را خلق كرده است اما نگراني از اين است كه اين جهاد نيز همانند جهاد عليه كوكنار به شكست وناكامي نيانجامد. زيرا در ادارات كشور هنوز حلقات قدرتمندي وجود دارد كه مانع هر نوع دادرسي و رسيدگي به جرايم مي شود چنانچه آقاي ثابت در آغازين روزهاي جهاد خود موفق نشد كه آقاي چكري را بازداشت و حد اقل معذرت خواهي آنرا نيز بايد همگان از طريق رسانه ها مشاهده مي كردند تا عبرتي باشد براي تمام كسانيكه در تقابل باقانون قرار مي گيرد. ضعف دولت در مبارزه با فساد اداري سبب شده تا اين مسئله به موضوع داغي براي رسانه هاي غرب جلوه نمايد بر همين اساس است كه همواره رسانه هاي غربي دولت آقاي كرزي را مورد نكوهش قرار مي دهد. افزايش فساد اداري به يك نگراني جدي براي سازمان ملل و كشور هاي كمك كننده نيز تبديل شده است. چنانچه تام كونيز نماينده سازمان ملل مي گويد: فساد اداري مي تواند تمامي دست آوردهاي چهار ونيم ساله در زمينه هاي سياسي، اقتصادي و بازسازي در افغانستان را تباه كند.)) عوامل فساد سبب شد تا افغانستان ازدريافت مستقيم كمك ها نيز محروم گردد بطوريكه هم اكنون تنها بخشي اندك اين كمك ها در دسترس دولت قرار گرفته و متباقي از طريق انجوها به مصرف مي رسد. افزايش فساد اداري علاوه بر بي اعتباري دولت در نزد جامعه جهاني سبب فاصله ميان مردم و دولت نيز شده است. امروز بيشتر مردم از مراجعه به ادارات بخاطر همين امر خود داري مي نمايند وعامل اصلي آنرا هم ازدياد رشوه وفساد ذكر مي كنند. ۳- تروريزم: يكي از چالشهاي ديگر موجوديت تروريزم و طالبان مي باشد با آنكه تصور همگاني پس از سرنگوني رژيم طالبان بر اين امر استوار بود كه ديگر از جنگجويان وعوامل طالبان خبري نخواهد شد. اما هم اكنون اين گروه به مرحله اي رسيده كه به عنوان يك خطر جدي در برابر دولت وجامعه اي جهاني به شمار مي رود. طالبان هم اكنون در بيش از پنج ولايت از قابليت هاي مناسبي براي حمله و ترور بر خوردار است و در مراحلي موفق شدند تا بطور موقت تسلط خود را در برخي ولسوالي ها مانند گرمسير، چخانسور و .... به نمايش گذارند. افزايش نيروهاي كمك به تامين امنيت وجابجايي ناتو تا حال نتوانسته است به مشكل نا امني خاتمه بخشد حمايت پاكستان از گروه طالبان و برخورداري ازحمايت مادي و معنوي سبب تقويت دوباره آنان گرديده است. ازسوي ديگر ناتواني دولت در مقابله با آن و كمبود نيرو و تجهيزات به اين وضعيت كمك كرده است. دولت و نيروهاي ائتلاف در اين هفته اگر چه در پنجوايي ضرباتي را برد شمن وارد نمودند اما آنان نيز از حملات طالبان در امان نبودند. با آنكه در اين چند ماه ولسي جرگه، مشرانو جرگه و كابينه اي دولت روي اين موضوع بحث هاي مفصل نمودند اما تا هنوز به يك سياست قاطع وروشن در برابر تروريزم دست نيافته اند. اگر وضعيت به اين شكل ادامه يابد و طالبان در برخي ولايات از پايگاه ثابت و كنترول بر آن بر خوردار شوند معلوم نيست كه وضعيت چگونه و به كدام سمت خواهد رفت؟ دو گانگي در سياست هاي دولت با جامعه جهاني، و عدم توجه به منابع تروريزم از سوي امريكا و فقدان تجهيزات لازم براي پوليس و اردوي ملي از جمله عوامل مهم در رشد طالبان به شمار مي رود مقابله با مثلث تروريزم ، ترياك وفساد اداري بعنوان يك اولويت براي دولت و جامعه جهاني بايد به شمار آيد در غير آن تمام دست آوردهاي بيش از چهار سال گذشته نيز تباه خواهد شد. :: اختلاف بر سر منابع تروريزم، باعث رشد آن شده است
بحث بر سر منابع تروريزم و شيوه هاي مبارزه با آن به اختلاف جدي ميان اعضاي ناتو و همچنان دولت افغانستان و جامعه اي جهاني تبديل شده است. با آنكه مقامات كشور و از جمله رئيس امنيت ملي بار ها از ذكر اسناد، شواهد، و آدرس مشخص تروريستان در خاك پاكستان سخن گفته اند، ولي جامعه اي جهاني و در راس آن ايالات متحده امريكا چندان توجهي به آن ننموده است. اين درحالي است كه حتي چهره هاي مطرح سياسي پاكستان مانند بينظير بوتو باذكر اين عنوان كه: تمام راهها به پاكستان منتهي مي شود عملاً بر موجوديت تروريستان در خاك آن كشور صحه مي گذارد. ايالات متحده امريكا، پاكستان و افغانستان هم اكنون در كميسيون مشترك سه جانبه طي جلساتي رسمي روي مسايل مرزي و امنيت آن به بحث و تبادل نظر مي پردازند، اما تا به حال هيچ گاه امريكا به طور رسمي به مداخلات پاكستان ونقش آن درتربيت و تجهيز تروريستان اظهار نظر نكرده است. با توجه به تمام شواهد ومدراكي كه ناشي از حملات تروريستان از خاك پاكستان مي باشد، يكي از فرماندهان امريكا اين نقش را رسما انكار مي كند. اين در حالي است كه يكي از اعضاي ديگر ناتو در مورد مداخلات پاكستان نظر متفاوت با مقامات امريكايي دارد. چنانچه صدراعظم هالند در ديدارش از افغانستان نسبت به اين مسئله چنين مي گويد: ((وضعيت در ارزگان مستقيماً به كساني ارتباط دارد كه ازپاكستان ميايند، اين يك حقيقت است.)) اين اظهار صريح از سوي يك مقام رسمي و عضو ناتو نشان از عمق اگاهي وواقع نگري آن نسبت به تحولات جاري در افغانستان مي باشد. اما تفاوت اين دو ديدگاه سبب خواهد شد تا جامعه اي جهاني در مبارزه با تروريزم نتوانند ازموفقيت هاي لازم بر خور دار باشند. تسامح ايالات متحده امريكا نسبت به آنچه كه در پاكستان مي گذرد و چشم پوشي از مداخلات عريان نظاميان پاكستاني بخاطر اتحاد ديرينه اي كه با اين كشور دارد سبب گرديده تا تروريستان و رهبران طالبان و القاعده در اين فرصت پاكستان را بستر مناسبي براي فعاليت وحضور خود به شمار آورند. مقامات پاكستان نيز با سياست دو گانه كه اتخاذ نموده اند از يك سو فرصت را براي طالبان فراهم ساخته تا با استفاده از خاك اين كشور در دهشت افگني هاي خود به افغانستان تداوم بخشند و از طرف ديگر اين كشور در همنوايي با جامعه اي جهاني داعيه مبارزه باتروريزم را سر مي دهد. تحويل چند مهره سوخته و فاقد كارايي به دولت افغانستان و يا باز داشت آنان آن هم، زماني كه ديگر هيچ اقدامي از سوي آنان صورت نمي گيرد از كار كرد هاي پاكستان در مبارزه با تروريزم به شمار مي رود. دو گانگي واختلاف نظر بر سر منابع تروريزم سبب گرديده تا واقعاً سر چشمه هاي تروريزم از هر نوع اقدام در امان مانده بطوريكه بدون هيچ واهمه و نگراني به سياست هاي تروريستي خود ادامه بخشد. بدون شك همين بي تفاوتي ها نسبت به منابع تروريزم و چندگانگي سبب گرديده تا امروز بخش هاي كشور ما ناآرام و يا حتي در استانه هاي سقوط قرار گيرد. اگر باز هم نسبت به اين مسايل بابي تفاوتي برخورد صورت گيرد دير يا زود شاهد رخداد هاي هولناك خواهيم بود كه هر گز قابل جبران نخواهد بود و مهم تر از آن دود ناشي از آن چشم كساني را كور خواهد كرد كه هم اكنون نسبت به اين مهم از خود حساسيت نشان نمي دهند. :: تنها تدویر سمینارها, چاره کار نیست
چهارمين سيمينار واليان وقوماندانان امنيه سراسر كشور در حالي برگزار شد كه نا امني و جنگ بخش هاي كشور را فرا گرفته است.حملات طالبان و عوامل بيروني سبب گرديده تا مناطق جنوب كشور به ميدان نبردي ميان دولت و مخالفين تبديل شود. بر اثر اين نا امني ها هم اكنون تنها در عرصه اي معارف ۱۴۶ مكتب به آتش كشيده شده و ۲۰۰ باب ديگر تعطيل شده است. نا امني ها در عرصه بازسازي و نوسازي هم تاثيراتي سؤ بجا گذاشته بطوريكه كمتر فعاليتي در اين عرصه عملاً صورت مي گيرد. از سوي ديگر در ساير ولايات مردم از سؤ اداره در ادارت محلي بشدت گلايه دارند. بيشتر واليان بجاي تلاش در جهت كمك به تامين امنيت وحمايت از حقوق مردم، خود به مردم آزاري، سود جويي ، قوم پرستي وگروه بازي ها پرداخته بطوريكه دوسيه هاي كلاني از غضب ملكيت ها، رشوه ستاني، قاچاق مواد مخدر و .... ثبت كار نامه اي آنان گرديده است. ازهمين جاست كه وزير داخله كشور از كار كرد اين عده واليان بشدت انتقاد نموده و آنان را متهم به عدم گزارش دهي درست و سؤ استفاده از قدرت بويژه در عزل و نصب ها نمود. اين در حاليست كه واليان بعنوان نماينده گان باصلاحيت حاكميت مركزي بايد درايجاد روابط نيك ميان مردم و دولت از نقش برازنده و سالمتري بر خوردار باشند. زيرا در تمامي ولايات مردم كار نامه اي دولت را در آيينه اي عملكرد واليان به قضاوت مي گيرند. امازمانيكه نماينده گان دولت در اين نقش بطور درست و مثبت نتوانند عمل نمايند طبيعي است كه فاصله هاي ميان مردم و دولت با گذشت هر روز گسترده تر خواهد شد كه به آساني قابل جبران و جبيره نخواهد بود. با تاسف اين وضعيت در مورد برخي واليان و ولسوال ها كاملاً مشهود است مردم در مناطق مختلف از كار كردها وعملكرد هاي آنان به هيچ وجه راضي نمي باشند بنابر اين چه خوب است كه در كنار تدوير اين گونه سيمينار ها و نشست ها به ارزيابي و نقد كار كرد مسوولين امور ضمن گوشزد ا شتباهات آنان به اقداماتي ديگر از قبيل عزل، جابجايي، موأخذه و تقدير از ايشان نيز پرداخته شود. بدون ترديد واليان مردمي و وطن دوست مي توانند در پيوند وارتباط ميان دولت ومردم از نقش برازنده برخوردار باشند و گذشته از آن همين ارتباط مي تواند عامل بقا، رمز موفقيت و تضميني براي امنيت وپايداري نظام موجود به شمار آيد. در غير آن خواهيم ديد كه در موجوديت و اليان مصلحتي و نااهل مردم ناراضي و در نهايت به مخالفان سرسخت حاكميت تبديل گرديده زمينه هاي مداخلات بيشتر دشمنان وطن را در امور داخلي كشور مساعد ساخته و در نهايت باعث سقوط نظام موجود گردند. :: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان
CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved |
منوي اصلي مديران سايت آرشيو سايت آرشيو ماهانه
87/11/01 - 87/11/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 86/04/01 - 86/04/31 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 86/01/01 - 86/01/31 85/12/01 - 85/12/29 85/11/01 - 85/11/30 85/10/01 - 85/10/30 85/09/01 - 85/09/30 85/08/01 - 85/08/30 85/07/01 - 85/07/30 85/06/01 - 85/06/31 85/05/01 - 85/05/31 85/04/01 - 85/04/31 85/03/01 - 85/03/31 85/02/01 - 85/02/31 85/01/01 - 85/01/31 84/12/01 - 84/12/29 84/11/01 - 84/11/30 لينکهاي روزانه آرشيو قالبها آمار بازديد ها
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |