تبليغاتX
نوسازی
صفحه نخست | آرشيو سايت | تماس با ما | طراح قالب
:: سناريوي حقوق بشر

تحولات پس از توافق بن علاوه بر تغييرات در عرصه‌هاي مختلف، در ادبيات نوشتاري و گفتاري نيز تأثيراتي را به همراه داشت. واژه‌هايي چون «جنگ‌سالار»، «حقوق بشر»، «ناقضين حقوق بشر»، «محكمه‌ي جنگي»، «جنايت كاران جنگي» و «كيفر خواست» همه روزه در اخبار،‌ تحليل‌ها و ميزگردها و بيانيه‌هاي دولتي و غير دولتي به كار مي‌رود. اگرچه اين اصطلاحات براي برخي كشور صرفاً با بار ذهني خود همراه خواهد بود. اما مردان و زنان كشور ما كه قربانيان اصلي جنگ و خشونت‌اند با اين اصطلاحات نه تنها بيگانه نمي‌باشند، بلكه با تمام وجود جنايت، نقض حقوق انساني، تبعيض، وحشت و دهشت‌افكني را لمس كرده‌اند. اگر ساكنان و فرزندان ديگر كشورها فاجعه‌ي انساني را در اخبار و روايات تاريخي مي‌خوانند، فرزندان اين مرز بوم خود با چشمان‌اش شاهد نسل كشي، قتل عام، تاراج و غارت بوده‌اند. ولي چيزي را كه اينك مردم باور ندارد. «حقوق بشر» و محكمه‌اي عادلانه بررسي براي جنايتكاران جنگي است. زيرا به باور مردم كاربرد اين اصطلاحات، بيش از آنكه جنبه‌هاي واقعي، انساني، و عدالت خواهانه در جهت حفظ و كرامت انساني داشته باشد، بيشتر جنبه‌هاي سياسي آن برجسته و مطرح است. زيرا كساني كه بيش از همه ادعاي «حقوق بشر» را مطرح مي‌كنند، خود به نحوي در نقض حقوق و كرامت انساني داراي پرونده‌هاي بزرگ و تاريخي مي‌باشند. كشتار مردم بي‌گناه در بوسني هرزوگوين در مهد تمدن غرب تماشاي آوارگي و خانه به دوشي فلسطينيان، محروميت‌ سيا‌هان در آمريكا از حقوق و مزاياي شهروندان و محروميت مسلمانان در فرانسه به جرم حجاب را جز نقض حقوق بشر و تبعيض چه مي‌توان ناميد؟ به همين خاطر است كه مردمان جهان از تعريف حقوق بشر از منظر غرب و مصداق‌هاي عيني كه از سوي آنان مطرح مي‌گردد، بديده‌اي ترديد نگريسته و بيشتر آن را يك عمل سياسي مي‌پندارند.

با آنكه گروه طالبان در برابر سكوت و بي‌تفاوتي غربي‌ها، ساليان سال مردم را در برزخ مرگ و زندگي قرار داده بود، اما هيچ فريادي از مظلوميت، ستم و روزهاي تلخ زندگي مردان و زنان وطن را كسي نشنيده، و آنگاه كه شعله‌هاي خشم تروريزم به دروازه‌هاي غرب رسيد، سرانجام به خاطر دفاع از منافع و موجوديت خويش براي مقابله با طالبان و القاعده سرازير گرديدند. در دهه‌ي هفتاد نيز زماني كه كابل كوچه به كوچه به سنگرهاي جنگ در آمده بود و ناامني و فقر هر روز قربانيان زيادي را از اين سرزمين مي‌گرفت، هيچ حركت جدي در جهت صلح، و امنيت از سوي قدرت‌هاي مطرح صورت نگرفت. اما حال هراز گاهي شاهد نشر اعلاميه عليه برخي افراد، شخصيت‌هاي سياسي، و تنظيم‌ها از دوره حاكميت كمونيست‌ها تا مجاهدين و طالبان مي‌باشيم. نشر اين نوع اعلاميه در آستانه‌ي انتخابات رياست جمهوري، پارلماني و برخي تعيينات ملكي و نظامي اين اميدواري را خلق مي‌كرد كه كشورهاي غربي با همكاري مقامات كشور در تعيين پست‌هاي سياسي روي سوابق و عملكرد‌هاي افراد از دقت و جديت لازم كار خواهند گرفت. اما آنچه كه در آخرين گزارش نشر شده جالب توجه مي‌باشد، ذكر اين نكته است كه هدف از انتشار اين ليست آگاهي يافتن افغانها از وضعيت گذشته‌ي مقامات افغاني ذكر گرديده است، چنانچه يكي از تهيه كنندگان اين گزارش به نام پاتريشان گاسمن مي‌گويد: گزارش يك كيفر خواست نيست، بلكه سندي از حقايقي است كه به افغانها كمك مي‌كنند، از گذشته‌ي اين مقامات مطلع شوند. اين در حالي است كه همه‌ي افغانها گذشته سياسي رهبران‌شان را به خوبي درك نموده، اما پرسش اساسي اين است كه اين آگاهي در جامعه‌‌اي كه هنوز فرهنگ قبيلوي، نقش اصل و اساسي را دارد، چگونه مي‌تواند تأثير گذار و مثبت باشد. اين مسئله در انتخابات پارلماني به خوبي محسوس بود با آنكه مردم مي‌دانند كه فلان رهبر سياسي در تخريب، ويراني، غارت و چپاول نقش‌هاي زيادي داشته است. اما پيوندهاي قبيلوي بر هر چيز ديگر برتري يافته و سبب شد. تا آنان هم اكنون در كرسي‌هاي پارلمان تكيه نمايند. مردم افغانستان گذشته‌ي تلخ و دردناك، را هرگز فراموش نكرده‌اند و هم اكنون خلق‌هاي فراوان ميراث‌دار مصيبت‌ها و بلاياي كساني است كه او را به ديده حاكم و شريك در قدرت مي‌دانند.

مردم زماني به اين نوع اعلاميه‌ها به ديده مثبت و اميدوار كننده مي‌نگرد كه از يك مرجع معتبر و بدون اهداف سياسي، ترتيب داده شده باشد. از سوي ديگر مردمان اين سرزمين با درك درست از گذشته‌ي يكايك شخصيت‌هاي كشور فقط در انتظار آنند كه فرياد عدالتخواهي ما توسط كدام ارگان و در كدام عصر و نسل جنبه‌ي عملي پيدا خواهند كرد.

با توجه به اينكه اخيراً فهرستي از ناقضين حقوق بشر منتشر گرديده است، اما مكانيزم كه بتواند در اجراي عدالت نسبت به آنان و يا حداقل سلب مسؤوليت از سمت‌هاي دولتي تطبيق شود، هنوز ارايه نگرديده است. پس بدون يك مكانيزم مشخصي و عملي، اعلام اين نوع بيانيه هيچ مشكلي را حل نخواهد كرد و بدتر از آن مردم نيز به آن به ديده‌ي يك بازي و سناريوي سياسي نگاه خواهند كرد، زيرا از يك سو اعلام مي‌شود كه اسامي افراد در پارلمان، و پست‌هاي نظامي در جزء ناقضين حقوق بشر قرار دارد، از سوي ديگر همين افراد به شركت در انتخابات از سوي خارجي‌ها تشويق گرديده و در مورد سيزده تن از افراد پوليس نيز همين دوگانگي مطرح است، زيرا دولت اعلام كرده است كه ريفورم پوليس با مشوره خارجي‌ها صورت گرفته است، پس اگر واقعاً شما از گذشته‌هاي آنان مطلع بوديد، چرا در همان وقت مانع انتصاب آنان نگرديده. اين دوگانگي‌ها سبب مي‌گردد كه مردم به اين نوع بيانيه‌ها و اعلاميه‌ها اعتماد ننمايند.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: دیورند متعلق به همه است

هفته گذشته بزرگان ولايات كنر، جلال‌آباد و لغمان در ديدار با رييس جمهور برگزاري اجلاس مشترك ساكنين دو طرف مرز افغانستان و پاكستان را پيشنهاد كردند، اين پيشنهاد در راستاي حل معضل ميان ساكنين دو طرف صورت گرفته است. ولي سؤال اساسي اين است كه آيا نمايندگان سه ولايت جنوبي از اين صلاحيت و توانايي برخورداراند، تا به مشكلي خاتمه بخشند كه ريشه در يك قرن دارد؟ و آيا معضل مرزي افغانستان و پاكستان صرفاً براي ساكنين دو مرز از اهميت برخوردار است و يا آنكه يك مشكل مرزي و ملي بوده كه بايد دولت قانوني، مشروع و نمايندگان تمام ساكنين اين مرز بوم درباره آن از حق تصميم گيري و صلاحيت برخوردار ‌باشند؟

درست است كه نقطه‌ي اساسي مشكلات در همين منطقه وجود دارد، ولي ديورند به عنوان مرز و دروازه كشوري به نام افغانستان است كه تمام مردان و زنان اين كشور نسبت به آن احساس مسؤوليت و تعهد مي‌نمايند. طرح مذاكره ميان ساكنين دو كشور بدون شك بحث روي خط ديورند را نيز به همراه خواهد داشت. زيرا مرز مشترك افغانستان و پاكستان كه به خط مرزي ديورند مشهور است نيز يكي از علت‌هاي اختلاف بين دو كشور محسوب مي‌شود كه هيچگاه از سوي كشور ما به رسميت شناخته نشده است، افغانستان خط مرزي ديورند را قرار دادي يكصد ساله كه در سال 1993 مهلت آن به پايان رسيد، تلقي مي‌كنند. پاكستان طي چند سال اخير با طرح‌هايي از جمله كشيدن سيم خاردار به عنوان حايل مطرح نموده است كه اين طرح، با مخالفت مقامات رسمي كشور ما مواجه شد. با توجه به تنش‌هاي ديرينه ميان دو كشور به نظر مي‌رسد كه هر نوع حل آن صرفاً از جانب مقامات ذيصلاح و يا نمايندگان مردمي مي‌تواند درست و اساسي باشد. اگر قرار باشد، مشكل جنوب را ساكنين آن منطقه حل نمايد، شمال را نيز ساكنين آن معامله خواهد كرد و جنوب غرب را ولايات مربوط به آن با كشورهاي همسايه به بحث خواهند نشست. اين حركت‌ها جدا از آن كه نمي‌تواند يك گام كامل و جامع در راستاي حل معضل موجود باشد. سبب خواهد شد تا ساكنين ديگر مناطق را نسبت به سرنوشت آنان بي‌تفاوت نموده و عملاً افغانستان را به جزاير از هم گسسته تبديل خواهند شد. بنابراين هر نوع اقدام براي حل مشكل مرزي بايد از سوي مراجع مشروع صورت گيرد، زيرا اين مشكل همه‌ي افغانستان است و ديورند هم متعلق به همه است.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: یورش کوهستان

از آغاز سال جاري پيش‌بيني‌ها بر اين امر استوار بود كه: افغانها بهار خونيني را به همراه خواهند داشت. اين پيش‌بيني‌ها درست در آمده و طي سه ماه شاهد خونين‌ترين رخدادها و حوادث در كشور بوده‌ايم. ناتواني نيروهاي پوليس و اردوي ملي سبب گرديده تا طالبان با استفاده از اين فرصت در بيشتر نقاط كشور حوزه عملياتي خود را گسترش بخشد.

اين حملات زماني نگران كننده شد كه چند ولسوالي در ولايت‌هاي ارزگان و فراه براي مدتي به تصرف طالبان در آمد و بدتر از آن در ولسوالي پنجوايي قندهار شاهد يك جنگ تمام عيار با استفاده از وسايط زميني و هوايي بوديم. با آنكه نيروهاي ائتلاف از هر كشور يكي از ولايت‌هاي ناامن را در اختيار گرفته‌اند، اما تا كنون در ولايت‌هاي چون زابل، ارزگان، قندهار و هلمند از نظر امنيتي كدام تغيير به چشم نمي‌خورد.

ناامني‌هاي اخير سبب تحركات و تلاش‌هايي در سطح داخلي و بين‌المللي گرديده تا باشد كه در پرتو همكاري و راهكارهاي مناسب به معضل ناامني خاتمه بخشد.

طرح افزايش نيروهاي پوليس و اردوي ملي از سوي مقامات داخلي و افزايش نيروهاي خارجي از نُه هزار به شانزده هزار و حتي تا نوامبر سال جاري به بيست و يك هزار نفر نشان از توجه و اهميت دادن به مسايل امنيتي در كشور مي‌باشد. ايالات متحده آمريكا نيز در پي‌ناامني‌هاي اخير در كشور مي‌گويد: نيروهاي امنيتي افغان و خارجي با آمادگي هرچه بيشتر امنيت در مناطق ناآرام افغانستان فعاليت مي‌كنند و مخالفان دولت با راه اندازي حملات‌شان توانايي رويارويي و مقابله را ندارند.

هم اكنون نيز عملياتي به منظور نابودي و از بين بردن پايگاه‌ها و مراكز تجمع مخالفين دولت در مناطق جنوبي آغاز گرديده است. ولي آيا اين حملات در تأمين امنيت كمك خواهد كرد؟ و آيا برخوردهاي نظامي يگانه راهكار در حل معضل امنيتي به شمار مي‌رود؟ اگرچه دولت هم اكنون پروسه‌ي تحكيم صلح را نيز در دست دارد. اين پروسه كه از سوي حضرت صبغت‌الله مجددي رهبري مي‌گردد، زمينه‌اي بازگشت صدها تن از سربازان طالب را فراهم كرده است، اما برخي ديگر وجود چنين طرح را براي صلح در كشور و كاهش خشونت‌ها ناكافي مي‌دانند. به باور برخي از كارشناسان در پروسه‌ي تحكيم صلح كساني مي‌پيوندند كه از هيچگونه نقش و كارايي در امنيت و عدم امنيت برخوردار نمي‌باشند. اين كميسيون تنها يك منبع خوب براي دريافت پول مي‌باشد كه بخش عمده‌اي توسط اعضاي رهبري اين كميسيون حيف و ميل مي‌گردد. اما برخي ديگر بر اين باورند كه طالبان در سايه‌ي طرح كميسيون تحكيم صلح تحت حاكميت دولت پناه گرفته است، اما در واقع عملاً در سازماندهي و هماهنگي، براي طالبان نقش دارند. به باور اين عده طالبان هم اكنون با استفاده از طرح كميسيون صلح بستر مناسب از آرامش را به دست آورده، اما در واقع آنان از آرمان‌هاي طالباني‌اش هرگز دست برنداشته و هميشه در صدد و فكر تخريب، ترور، ناامني و زمينه‌سازي براي ورود مجدد طالبان مي‌باشند.

به نظر مي‌رسد كه رويكرد به نظامي‌گري از سوي دولت جز واكنش پرخاشگري، و انتقامجويي چيزي ديگر را به همراه نخواهد داشت. مقابله با طالبان و ايجاد فضاي امن صرفاً از مجراي نظامي قابل حل نخواهد بود.

اگر دولت نتواند در عرصه‌ي مبارزه با فساد اداري، رشوه ستاني، حل معضل بيكاري، فقر، تبعيض، اجراي قانون… موفق شود، طبيعي است كه بر سيلي لشكر مخالفان افزوده خواهد شد. اما اگر بتواند به معضل‌هاي ياد شده، پاسخ روشن عملي و قناعت بخش ارايه نمايند. در آن صورت است كه زمينه‌هاي حضور طالبان را از ميان مردم سلب نموده است. بنابراين تداوم نظامگري و اتكا به نيروهاي مسلح خارجي براي حفظ لقب و تأمين امنيت در دراز مدت مشروعيت مردمي نظام را نيز زير سؤال قرار خواهد داد. از همين جهت است كه دولت بايد زمينه‌هاي اعتماد مردمي را بيشتر و بهتر سازد و آنگاه است كه مردم خود با حمايت از نظام مورد قبول و مشروع در صدد دفاع برآمده و نقشه‌هاي مخالفين را برآب خواهند كرد، در غير آن به هيچ وجه نمي‌توان با راه اندازي عمليات‌هاي نظامي با عناوين يورش كوهستاني، شير كوهستان و شير صحرا اميدوار بود

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/31
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: افغانستان بسوی استبداد میرود؟
 ریاست امنیت ملی طی بخش نامه ای برای رسانه های جمعی در صدد اعمال محدودیت در نشر خبر تحلل وتفسیر بر امده چندی قبل نیز ریاست امنیت ملی با فراخوانی مسولین رسانه ها از انان خواسته بودند تا نکات مشخصی را در رسانه های تحت امر خود  رعایت نمایند در این بخش نامه دو صفحه ای  امده است  که بر علیه سیاست خارجی قوت های ایتلاف چیز نشر ننمایند واز بکار بردن  اصطلا حات چون جنگ سالار  وغرب زده نیز پرهیز نمایند به عقیده ای بر خی کار شنا سان امنیت ملی با نشر این بخش نامه می خواهد رسانه ها را به از ما یش بگرد که اگر در پار لمان علیه انان قوانینی وضع وتصویب شود چه وا کنش های را به همرا خوا هد داشت این اقدام  هم اکنون با وا کنش ومخالفت های شدیدرسانه های جمعی در کشور روبرو گردیده است با انکه جاوید لودین  اعمال محدودیت علیه رسانه هارا رد می کند اما نگرانی جدی بوجود امده که مبادا به ازادی های موجوذ خاتمه داده وافغانستان بسوی اسنداد سوق داده شود
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/30
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كابوس زرقاوي پايان يافت؟

زرقاوینام زرقاوي، به مثابه‌ي يك كابوس براي عراقي‌ها و نيروهاي ائتلاف به شمار مي‌رفت، طي چند سال هر كوچه و خيابان، جسدهاي خونين را به همراه داشت. وحشت اين تروريست حرفه‌اي بر روان عراقي‌ها اثر گذاشته بود. همه جا جنگ، همه جا ناامن جلوه مي‌كرد. حمله بر سامرا، عراق را تا مرز يك جنگ تمام عيار مذهبي سوق داد. احساسات شيعيان و سني‌ها چنان برانگيخته شده بود كه انتظار مي‌رفت، مرزهاي جغرافيايي را نيز در نوردد. اگر تدابير علماي بزرگ و خرد انديش عراق نمي‌‌بود، هيچ قدرتي بر اين خشم بر افروخته مستولي نمي‌گرديد. بنابراين زرقاوي و گروپ‌ وي به عنوان يك چالش بزرگ در راه استقرار صلح، امنيت و ثبات در كشور جنگ زده‌اي عراق به شمار مي‌رفت. او شايد حرفه‌اي‌ترين، و بي‌رحمانه‌ترين تروريست در شبكه‌ي القاعده به شمار مي‌رفت. نام اصلي اين چريك بي‌رحم احمد فاضل النزال الخلايه است، او در سال 1966 در شهرك زرقا در شمال غرب امان، پايتخت اردن به دنيا آمد، جواني او با ارتكاب جرايم سپري شد. در دهه‌ي 1980 زمان اشغال افغانستان رهبري اعراب افغانستان را داوطلبانه به عهده گرفت، وي به اردن رفت و يك گروه بنيادگراي اسلامي را تشكيل داد، هدف اصلي او سرنگوني رژيم اردن بود و به همين جرم به مدت هفت سال به حسب محكوم گرديد و سرانجام از اين كشور نيز گريخت.

اگرچه جواني او با ارتكاب جرايم سپري شد. اما بعد به عنوان رهبر گروه شورشي «توحيد و جهاد» در عراق ظاهر گرديده و بعد در آخر سال 2004 ميلادي در شبكه القاعده ادغام شد. زرقاوي از همان آغاز تحت تعقيب نيروهاي امريكايي قرار گرفته و در سال 2005 بيست و پنج مليون دالر براي دستگيري او جايزه تعيين گرديد. نبرد نابرابر زرقاوي با دولت عراق و نيروهاي ائتلاف روز به روز گسترده و اوج مي‌گرفت، زرقاوي همه جا را در عراق ناامن كرده بود و با توجه به آسيب‌پذيري‌هاي عراق از نظر قومي و مذهبي، ساختار سياسي به وجود آمده را در حالت شكننده قرار داده بود. امريكا نيز از وجود يك گروه تروريست و حرفه‌اي در درون عراق به شدت نگران شده بود. اما دستگيري و قتل وي نيز به آساني ميسر نبود. اما سرانجام در اين نبرد، امريكا پيروز گرديده و با قتل زرقاوي دست‌آورد بزرگ را در عراق نصيب گرديد.

اما آيا قتل زرقاوي به معني پايان فعاليت‌هاي تروريستي و دهشت‌افكني در عراق خواهد بود؟ پاسخ اين پرسش را آينده روشن خواهد كرد، اما نبايد فراموش كرد كه با گرفتاري صدام و نابودي دامادان، زرقاوي و عناصر عمده‌اي حزب بعث ايالات متحده از موفقيت چشم‌گير برخوردار بوده است، اين در حالي است كه مردم كشور ما مي‌پرسند كه سران طالبان و القاعده كه هم اكنون از آدرس‌هاي مشخص منافع ملي ما را نشانه مي‌گيرند، چرا دستگير و يا به قتل نمي‌رسند؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ولايات اصلاحات جدي مي‌طلبد

در بررسي‌هاي اخير، كه از سوي پارلمان و بيشتر صاحب نظران ارايه گرديده است، گسترش حملات و حوزه‌ها عملياتي طالبان، ناشي از ضعف اداره و دولت به شمار آمده است. نمونه هاي عيني آن را مي‌توان از ناتواني در برابر آشوب هشت جوزا و ديگر حوادثي كه در گوشه و كنار كشور ياد كرد.

از سوي ديگر وجود فساد اداري، به ويژه در ولايات و نبود ارتباط سالم ميان مردم و حكومت سبب گرديده تا مردم نسبت به رخدادها و حوادث خلق شده با بي‌تفاوتي نگاه نمايند.

بدون ترديد واليان، ولسوال‌ها و قوماندان‌هاي امنيه به عنوان نمايندگان دولت مي‌تواند، در ايجاد ارتباط نيك ميان مردم و دولت نقش تعيين كننده و مثبتي را ايفا نمايند. متأسفانه هم اكنون مردم از بيشتر والي‌ها و ولسوالان ناراضي است. زيرا تعداد زيادي آنان از گذشته‌هاي نيك و عملكرد سالم برخوردار نبوده و يا عملاً در آزار و اذيت و تاراج مردم نقش داشته اند. اين در حالي است كه بر اساس گفته‌هاي سازمان مستقل حقوق بشر، هم اكنون دولت در بيش از سي ولسوالي هيچگونه تسلطي ندارد و عزل و نصب‌ها نيز در اين ولسوالي‌ها خودسرانه و بدور از معيارهاي اداري صورت مي‌گيرد. بيشتر واليان نيز با اتهاماتي زياد مواجه‌اند. بر اساس اعلام يك نشريه‌ي امريكايي سيزده تن از واليان برحال، در امر قاچاق و توليد مواد مخدر دست دارند. با توجه به اينكه هفته‌ي گذشته در سطح وزارت داخله شاهد تغييرات زيادي بوديم، انتظار مي‌‌رود كه به زودي اصلاحات و تغييرات اساسي و بنيادين براي ولايات و ولسوالي‌ها صورت گيرد، تا باشد كه با تقرر افراد مناسب، شايسته، كارا و وطندوست علاوه بر ايجاد ظرفيت‌هاي كاري، اداري، در جهت اميدواري و پيوند مردم با حكومت نيز گامهاي برداشته شود.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: از حدیثه تا کابل

رخداد هشت جوزا گمانه ها و نظریه های متفاوتی را در مورد چگونگی و آغاز حادثه به همراه داشت. با آنکه مقامات رسمی دولت و نیروهای ائتلاف از نقص تخنیکی سخن به میان آوردند. اما از همان آغاز تا کنون دیدگاهها و نظریه های دیگری نیز مطرح بوده است. برخی خبرها از مست بودن سربازان امریکایی در هنگام رانندگی حکایت داشت. این خبر از سوی برخی رسانه ها در جریان حادثه نیز به طور مکرر نشر گردید. بدون شک در تحریک و بهانه جویی آشوبگران نیز به عنوان یک عامل مهم به شمار رفت. این حوادث در مقایسه با حوادث دیگر که در عراق و یا برخی ولایات کشور ما اتفاق افتاده می تواند مورد ارزیابی و مقایسه صورت گیرد. رفتار سربازان امریکایی اولین باری نیست که باعث خشم و واکنش های تند از سوی مسلمانان و به ویژه مردمان کشورهای عراق و افغانستان شده است. در دیگر کشورها نیز سربازان امریکایی به خاطر رفتارهای غیر اخلاقی واکنش های تندی را در پی داشته است، تجاوز به یک دختر 13 ساله جاپانی در نزدیکی های پایگاه امریکا سبب خشم و ابراز تنفر جاپانی ها نسبت به سربازان امریکا گردید. این واکنش ها به حدی جدی بود که مقامات وزارت دفاع امریکا برای خاموش نمودن احساسات مردم به آن منطقه سفر نمودند. رفتارهای خشن و نامناسب در زندان ابوغریب نیز از جمله مواردی بود که اعتراضات جهانی را به همراه داشت.

تصاویر نشر شده از زندان ابوغریب تکان دهنده و بیانگر جلوه هایی از خشونت و رفتارهای غیر اخلاقی سربازان امریکایی بود. سال گذشته نیز خبرهایی از زندان گوانتانامو در مورد توهین و اهانت به قرآن کریم به نشر رسید. انتشار این خبر از سوی رسانه های امریکا با خشم و واکنش تند مسلمانان به همراه بود، مردم کشور ما در اعتراضات گسترده خشم و تنفر خود را از این عمل به نمایش گذاشتند. با آنکه اعتراضات مردمی در جریان این حوادث به انحراف کشده شد و خساراتی نیز در پی داشت، اما پیام آن برای ایالات متحده مهم تلقی گردید. مقامات امریکایی و سرمنشی ملل متحد فوراً در رسانه ها ظاهر و در صدد جلب آرامش مردم بر آمدند. خبرهای نشر شده در مورد زندانهای خصوصی، حمله به خانه های مردم در جنوب و سوزانیدن اجساد طالبان کشته شده از دیگر رفتارهای بوده که در میان مردم انعکاس های منفی را به همراه داشته است. در کنار این حوادث و رفتارها حادثه ای حدیثه ی عراق که منجر به قتل چندین تن از مردم بی گناه گردید. قابل دقت و بررسی است. گفته می شود، زمانی که سربازان امریکایی از سوی شورشیان عراق مورد حمله قرار می گیرند. درصدد انتقامجویی برآمده و با شلیک مرمی به سوی مردم آنان را به قتل می رساندند.

اگرچه تحقیقات و مجازات این فرد شروع شده است، اما این مسئله نشان می دهد که خیلی از حوادث اتفاق افتاده، ریشه در رفتارهای روانی امریکایی ها دارد، بخشی از این سربازان در محیط های جنگی و ناامنی در وحشت و ترس دایم به سر برده و در نهایت با از دست دادن تعادل به واکنش های متفاوتی دست می زنند.

همین نوع رفتار و واکنش را در حادثۀ ترافیکی کابل نیز می توان در کنار دیگر علل یاد کرد. با آنکه گفته می شود که بر اساس قانون امریکا افرادی که مواد الکلی استفاده می نمایند، حق رانندگی ندارند. لذاست که فرضه ها و تصورات دیگر در مورد حادثۀ هشت جوزا به وجود می آید.

آنچه که بیش از همه اهمیت دارد. این است که نیروهای امریکا در عراق و افغانستان با مخالفت های عوامل داخلی و خارجی روبرو می باشند. در مورد افغانستان کشور همسایه ایران هیچ به وجه تمایل ندارد که دشمن درجه یک آن در کناره های مرزی اش دارای پایگاه و حضور فعال باشد. روسیه نیز از حضور امریکا در افغانستان خشنود به نظر نمی رسد. آنان دولت حامد کرزی را بارها زیر سؤال برده و در حادثۀ هشت جوزا نیز امریکایی ها را مقصر اصلی می دانند، کشور همسایه پاکستان نیز در نبود نیروهای ائتلاف احساس آرامش می کنند، زیرا در آن صورت میدان عمل و مداخلات پاکستان بیشتر و آزادانه تر خواهد شد.

گروه طالبان نیز حضور نیروهای ائتلاف را بهانه قرار داده و در صدد تبلیغات و جوسازی علیه آنان می باشند. با این وضع باید امریکایی ها وضعیت محیط و جغرافیایی را درک کرده و با احترام به تمام ارزشها، قوانین، فرهنگ و رسوم کشور بر حضور کمکی خودتداوم ببخشند. در غیر آن هر نوع اشتباه و یا عملکردهای ناسالم سبب خواهد شد تا با اقدامات و واکنش های غیر منتظره برو شده که به آسانی جبران نخواهد شد.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :یکشنبه 1385/03/28
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بازگشت رهين به وزارت يک فاجعة فرهنگي است

فاضل سانچارکي روز پنجشنبه طي يک کنفرانس خبري به علل استعفا و مشکلات موجود در وزارت فرهنگ و جوانان پرداخت.

در اين کنفرانس که با حضور خبرنگاران و مسوولين رسانه هاي مطرح در هوتل ستاره برگزار شده بود وي در آغاز سخنان خود گفت: ما در يک شرايط شکننده و آسيب پذيري قرار داريم.

هم اکنون توطئه هاي براي روند توقف دموکراسي جريان دارد. ما بايد کوشش نماييم که در تقويت دموکراسي و ثبات کشور نقش اساسي ايفا نماييم.

سانچارکي در مورد اهميت کار فرهنگی گفت: ما بايد تعريف خود را از فرهنگ، اطلاعات، و رسانه ها مشخص ساخته و کوشش کنيم که معيار ها و اصول را هميشه در نظر داشته باشيم.

وي در ادامه يادآور شد: فرهنگ نقش اساسي را در دگرگوني، هدايت و سمت دهي جامعه دارد. البته نگرش هاي نيز در اين مورد وجود دارد يکي از نگرش ها به فرهنگ نگرش کهنه و موزيمي است براساس اين ديد با جمع آوري آثار تاريخي گذشته و گذاشتن آن در معرض تماشای سياحان صرفاً جنبه اي درآمدزايي آن لحاظ مي شود.

اما در مقابل نگرش و ديد ديگر است که براساس آن: فرهنگ يک جريان زنده است به همين خاطر بايد به نوآوري و خلاقيت در بستر فرهنگي دست بزنيم. سانچارکي در مورد دموکراسي گفت: دموکراسي در ذات و باور هاي اعتقادي ما وجود دارد بنابر اين يک کالاي نيست که از غرب آمده باشد و سعی شود که با استفاده از فضاي موجود نهادينه و در نهايت به فرهنگ تبديل شود از سوي ديگر ما نبايد دموکراسي را به گونه اي به کار ببريم که در تضاد با دين قرار گيرد.            

آقاي سانچارکي در مورد تقررش در وزارت فرهنگ و جوانان اظهار داشت: رفتن به وزارت بر من تحميل شد. اين نظر يک جمع بود که ما مي توانيم با ايجاد يک تيم مصدر خدمت شويم. تلاش ما اين بود که با ايجاد اعتماد ميان ما و رهين کارهاي موثري صورت گيرد اما آقاي رهين با رفتن موافق نبود و لذا ما در چند عرصه با او مشکل پيدا نموديم. يکي از مشکلات در عرصه اداري بود قرار بود جلسة رؤساي اداري و معاونين در هفته يکبار برگزار شود که در طول 17 ماه فقط يک جلسه داير شد. عزل و نصب ها بدون مشوره صورت مي گرفت حتي در محدوده معينيت نشراتي ما در جريان نبوديم وضعيت بگونه اي شد که ما در يک سردرگمي بسر مي برديم. در رأس نشرات کساني مي آمد که من به خود احساس توهين مي کردم لذا در طول 17 ماه رنج هاي زيادي کشيدم.

معين سابق نشراتي اختلاف ديگر را در ديدگاه ذکر کرده و گفت: ما بايد يک پاليسي کلان نشراتي و فرهنگي داشته باشيم اما در وزارت ما نه پاليسي نشراتي داشتيم و نه فرهنگي وي از طرح هاي مشخص خود در مورد نشر کتاب و اطلاع رساني ياد کرده و گفت: من يک کميسيون براي نشر کتاب هاي دري و پشتو در نظر گرفتم.

به تعداد 50 عنوان اثر آماده نشر شد که به خاطر مشکلات چاپ نگرديد.

طرح ايجاد غرفه ها براي دسترسي مردم به رسانه ها و منابع فرهنگي نيز متأسفانه بطور ناقص اجرا گرديد. طرح بانک معلوماتي، آموزش ژورناليزم، بررسي و نقد رسانه ها و... متأسفانه همه سرجاي خود باقي ماند بنابر اين روز به روز برياس ما افزوده شد.

آقاي سانچارکي در ادامه يادآور شد: فرهنگ در کشور ما آن قدر مهجور مانده است که به نماد ها هم توجه نمي شود وي براي نمونه از زرياب، مبارز، بهين، توحيدي ياد نمود که آنان نيز به خاطر مشکلات نتوانستند با آقاي رهين کار نمايند.

وي در مورد علت استعفاي خود گفت: استعفاي من جنبه اي سياسي ندارد من اصلاً سياسي نيستم، من يک ژورناليست و فرهنگي هستم. سانچارکي در پاسخ به سوالي که آيا استعفاي شما به معني عقب نشيني نخواهد بود گفت: ما عقب نشيني نمي کنيم ما سنگر را عوض کرده ايم.

از سانچارکي در پايان در مورد رهين ووزارت فرهنگ سوال شد وي گفت: من نتوانستم رهين را بشناسم که آيا او واقعاً طرفدار دموکراسي است؟ و چه راه را براي نهادينه شدن آن به اجرا مي گذارد اما مطمين هستم که بازگشت دوباره رهين به وزارت فرهنگ يک فاجعة فرهنگي براي کشور خواهد بود.

وزارت فرهنگ نيز نياز به تغييرات اساسي دارد. در اين وزارت بايد جراحي اساسي صورت گيرد تا غده هاي چرکين فساد از آن برداشته شود.

قابل يادآوري است که قبل از آقاي سانچارکي آقايان مبارز، زرياب، بهين و توحيدي به خاطر همين مشکلات موفق به کار در آن وزارت نگرديدند اين درحالي است که گفته مي شود بر اثر فشار از سوي برخي حلقات بر رئيس جمهور سعي دارند تا دوباره رهين براي اين پست معرفي گردد. پارلمان کشور به رهين رأي اعتماد نداد، و عملکرد هاي وي مورد انتقادات سخت نمايندگان قرار گرفت.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كودكان كشور را دريابيم

 

تاثير  سه دهه جنگ  در تمام بخش  هاي كشور  مشهود ونمايان است.  سه دهه جنگ  سبب شد تا تمام بنياد هاي  اقتصادي، فرهنگي، واجتماعي كشور نابود  و ياآسيب  جدي  رامتحمل  گردد.  در اين ميان  كودكان بعنوان قربانيان  اصلي جنگ  وخشونت به شمار مي آيند.  سالها جنگ با بيرحمي  و قساوت  تمام، دهها  هزار كودك يتيم  را  بعنوان  ميراث  شوم بر جا ماند. اين كودكان  در فضاي  خشونت  و در گيري  هاي دوامدار رشد نموده واكثر خود به پيش مرگان  جنگ تبديل گرديدند.  استفاده  از كودكان  بي سرپرست بعنوان  نيروي  جنگي به يك امرعادي و معمول  در آمده بود. در دهه هفتاد كوچه هاي  شهر كابل  در كنترول كساني  بود كه قد شان  به اندازه  اسلحه اي  دست داشته شان  نميرسيد.  آنان از آنجاي  كه از همه جا وهمه چيز بازمانده بودند براحتي  جذب  گروپ هاي  نظامي مي گرديدند. شرايط  سخت و دشوار  جنگ  هاي دهه اي هفتاد سبب  شده بود كه تنها با بردوش كشيدن سلاح  مي توانست خود را از چنگ  غارت گران حفظ و لقمه  ناني هم بدست آورد.

 تداوم  اين وضعيت  سبب شد كه جنگ  بعنوان يك فرهنگ  در زندگي  مردم ما  مورد قبول واقع شودواسلحه  نيز همراه  دايمي براي هر فرد افغان  به شمار رود.

با آنكه بخش زيادي  از مردم  شهر را  ترك نمودند اما قربانيان اصلي يعني كودكان  سالها و دهه ها  به زندگي  جنگي ادامه دادند. پس از توافقات بن  و بازگشت  نظم،قانون و  امنيت نسبي اميدواري هاي  فراهم شد تا ازقربانيهاي بيشتر  كودكان  جلوگيري  بعمل آيد.  بي  توجهي  مسوولين،   و  نبود ظرفيت  هاي مناسب  سبب گرديده كه هم اكنون  به تعداد هزاران تن از كودكان كشور ازحقوق طبيعي و اوليه اي زندگي محروم باشند.

درحاليكه بر اساس قانون  بين الملل  استفاده كودكان در جنگ و با سن كمتر از ۱۸  در كار، يك جرم تلقي   مي شود،  اما هم اكنون  شاهد هزاران  تن از كودكان كشور درشغل  هاي مختلف كارگري  مي باشيم.  بر اساس  تحقيقاتي كه از سوي كميسيون  مستقل  حقوق بشر  صورت  گرفته  در حدود ۳۱   در صد اطفال  كار گر در افغانستان  بين ۹ الي ۱۵ ساعت در شبانه روز كار مي كنند. اين در حالي است  كه افغانستان از سال ۱۹۹۴  به كنوانسيون حقوق كودك نيز متعهد گرديده است،  از سوي ديگر  مقامات  در كميسيون  حقوق بشر نيز  طي اعلاميه  اي وضعيت  كودكان  در كشور را مغاير  با استندرد هاي  جهاني كار خوانده  واعلام نموده است كه ۳۵ در صد از اطفال  كارگر در حالي به مكتب مي روند  كه كيفيت درسي آنها بسيار  ضعيف  ارزيابي  گرديده  است.

  بر  اساس  همين منبع هم اكنون به تعداد ۱۰۴۱۴ طفل به قالين بافي مشغول اند  كه در شرايط  بسيار بد و بانور كم  روزانه ۱۲ ساعت كار مي كنند  از سوي  ديگر  نبود كار  و اشتغال مناسب  در كشور سبب گرديده تا بيشتر كودكان  و نواجوانان  علاوه بر رويكرد به كار،  مورد سو استفاده هاي غير  اخلاقي  نيز قرار گيرند. هم اكنون  با توجه به جنگ هاي  كه در جنوب و برخي ولايات ازسوي طالبان راه انداخه  شده است، شاهد پيوستن نوجوانان و كودكان  بيكار در اردوي طالبان  مي باشيم.  تداوم  اين وضع  نگراني هاي را نسبت به سرنوشت  فرزندان و طن خلق  نموده است، كه  اينده آنان چه خواهد شد؟ حادثه  اي  هشت جوزا  يكي از نمونه هاي  بدي  بود كه مي تواند براي مسوولين  كشور  بعنوان يك  درس  وزنگ  خطر  به شمار آيد  در اين روز  بر اساس  تصاوير وچشم ديد ها، بخش عمده اي لشكر آشوب  طلبان را همان كودكان  خياباني تشكيل مي دادند زيرا آنان در محيط  هاي خشم وجنگ رشد يافته و فرهنگ خشونت با روح   وروان  آنان  عجين گشته است.  آنان  علاوه بر آنكه بعنوان نيروهاي مفيد وسالم  جامعه ببار نخواهند آمد در آينده نيز مي توانند سربازاني خوبي بر عليه ثبات و امنيت  كشور به شمار آيند، زيرا شكل گيري شخصيت آنان ايجاب  مي كند كه در برابر ميهن و مردم  خود  هيچگاه   احساس مسووليت ننمايند. حال وظيفه دولت مردان  است كه با ايجاد   اقدامات  مناسب در فراهم سازي بستر  هاي مناسب تربيتي و جذب آنان در برنامه ها وكار هاي سالم،  از نابودي  اين نسل جلوگيري  نمايند.  در غير آن، افغانستان  شاهد يك نسلي بافرهنگ  خاص روبرو خواهد شد كه هيچ قدرتي  نتواند  آنان را در كنترول واختيار داشته باشد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ابتكار عمل را از دشمنان سلب نماييم

كشور ما طي  هفته هاي اخير روز هاي سخت  ودشواري را  سپري كرد. دراين مدت حملات  طالبان  بطور  فزاينده اي  افزايش يافته ونبردهاي  خونيني را به همراه د اشت.  جنگ در پنجوايي،  به صحنه اي از رويا رويا يي ميان دولت ومخالفان  تبديل شد بطوريكه  اوضاع را به سمت  نگران كننده اي سوق داده و تمام سرخط  خبر ها حكايت  از قتل، ناامني، وحتي تصرف وپيشروي هاي طالبان  داشت در همين مدت يك ولسوالي  در ارزگان ويكي در فراه  براي مدتي در تصرف  طالبان درآمد. طالبان  با اين حركت نشان دادند كه اكنون ا زموقعيت  برتري در برخي ازمناطق  برخوردار مي باشند. شورش وآشوب  هاي۸ جوزا  وعدم توانايي نيروهاي ا منيتي بر اين نگراني ها دامن زد. اين حوادث  بعنوان يك زنگ خطر تلقي  گرديده وشاهد تحركات وسيع در سطح  داخلي و بين المللي  درراستاي  تحكيم امنيت  در كشورشديم. وزارت داخله وپوليس  كه در اين حوادث از سوي  بيشتر رسانه ها  وصاحب نظران  مقصر  دانسته مي شود دچار تغييرات  وسيع گرديد.  سفر  وزراي داخله و دفاع به مناطق  نا امن  و ايجاد يك قرار گاه  پوليس با امكانات ونيروي كافي براي  اداره وكنترول  چند ولايت نا امن بعنوان  يك گام  مهم به شمار رفت. با آنكه  شكايت ها ازريفورم در پوليس نيز  وجود دارد  اما اين تغييرات  مي تواند تا حدودي مفيد  و  موثر  باشد.  با آنكه  برخي از ديپلومات هاي غربي  از حضور بعضي  از افسران پوليس نسبت  به گذشته  اي كاري شان شكايت  دارند، اما كريم رحيمي مي گويد:(( ريفورم پوليس  پروسه مشورتي  با جامعه  بين المللي  بوده است))  سفر حامد كرزي  به كندهار  ووعده اي تامين امنيت  اميدواريهاي  را بوجود آورد.

  امروز مردم شاهد و منتظر آن اند كه رئيس  جمهور  چگونه  و با كدام  تدبير بر اوضاع  نابسامان  امنيتي  مسلط خواهد شد؟

 هم ا كنون در دو عرصه اي داخلي وخارجي  تلاش ها براي تقويت نيروهاي امنيتي صورت مي گيرد.  در عرصه اي داخلي سعي  مي شود تا با ايجاد ريفورم  پوليس، واستفاده از نيروهاي ملكي  و مورد قبول مردم در تامين امنيت كمك صورت گيرد از سوي ديگر نبود امكانات و نيروي  كافي نيز بعنوان يك مشكل مطرح بوده چنانچه حامد كرزي  رئيس  جمهور  در اين باره مي گويد: ( پوليس ملي افغانستان به تجهيزات عصري و آموزش مسلكي نياز دارد، توانمندي  پوليس  هم از نگاه كميت  وهم از نگاه  كيفيت بايد ارتقا يابد تاا منيت  را براي مردم به صورت بهتر فراهم  سازند.)

 وزير دفاع  نيز  از ارتقاي  كميت نيرو در اردوي ملي خبر داده و گفته  است:

(( براي اينكه  افغانستان، درمقابل تهديدات خارجي وداخلي  توانايي دفاع  مستقل و كافي را داشته باشد، حداقل ما بين ۱۵۰    الي ۲۰۰ هزار اردوي ملي كه به صورت  صحيح،  تجهيز، تسليح  وتشكيل  شده باشد احتياج  دارد.)

  كشور هاي كمك  كننده  به افغانستان  در قالب  نيروهاي ائتلاف  نيز بادرك  وضعيت  كشور در تلاش اند تا با حمايت  معنوي در تقويت و افزايش  نيروهاي نظامي ا قدام نمايند. حضور وزير  دفاع كشور  ما، در جلسه وزراي  دفاع پيمان ناتو نشان  از عمق توجه اين كشور ها به وضعيت  كشور ما  دارد. حضور استثنايي  رحيم وردك  در اين جلسه اهميت كشور ما را در نزد كشور هاي عضو پيمان ناتو به نمايش  مي گذارد.

 بر اساس فيصله اي  ناتو قرار  است نيروهاي اين پيمان  در جنوب كشور  از ۹ هزار  نفر به ۱۶ هزار نفر  افزايش  يابد گذشته از آن پيش بيني  مي شود تا ماه نوامبر  سال جاري، شمار اين نيروها به ۲۱ هزار نفر در سراسر  افغانستان خواهد رسيد.

 ايالات متحده امريكا وانگليس كه از كشورهاي  پيشگام  در همكاري و كمك به تامين امنيت به شمار  مي آيند از تداوم  همكاري  و ادعاي  تامين امنيت بيشتر  سخن گفته  اند.

 رونالدنيومن سفير امريكا  در كشور مي گويد:  نيروهاي ا منيتي افغان وخارجي  با آمادگي  هر چه بيشتر امنيت  در مناطق  نا آرام  افغانستان  فعاليت مي كنند ومخالفان  دولت  باراه اندازي  حملات شان توانايي  رويا رويي ومقابله راندارند.)

 وزير دفاع انگليس  نيز در ديدارش  با حامد كرزي  رئيس جمهور كشور  از تلاش نيروهاي  كشورش در بهبود وضعيت امنيتي  در ولايت هلمند  خبر داده است.  مجموعه اي تلاش هاي داخلي و خارجي  سبب گرديده  كه درهفته اي  اخير شاهد برتري و كنترول دولت در مناطق نا آرام بوده بطوريكه  هر نوع ابتكار  عمل از سوي دشمنان  سلب  گرديده  است، اماآنچه  كه در اين ميان مهم به نظر  مي رسد اين است كه دولت و مقامات  مسوول بايد در جهت حل مشكل مردم در عرصه هاي  مختلف اقدامات  موثر وجدي  انجام دهند. روابط  نيك ميان مردم و دولت و فضاي   اعتماد  مناسب  مي تواند ازهر نيروي نظامي موثر  تر باشد.

 يكي ازمشكلات  در ولايات، شكايات مردم از  مسوولين اداري شان مي باشد. همگي انتظار  دارند كه دولت در عرصه  اي اصلاحات  اداري هر چه  عاجل  اقدام نمايد زيرابيشترين  شكايات مردم ازبدرفتاري، رشوه ستاني و  باجگيري  هاي است، كه توسط برخي والي ها  و ولسوالان  صورت مي گيرد  بدون شك  با برطرفي  ضعف هاي داخلي  وپيوند مناسب ميان مردم و دولت، دشمنان  كشور هيچگاه  موفق به آسيب رسانيدن بر اين مرز وبوم نخواهند شد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/24
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: برخورد دو گانه، از عراق تا افغانستان

 

كشته شدن  ابو مصعب الزرقاوي  بعنوان  يك دست آورد مهم در عراق ياد مي  شود.

اين عضو القاعده  از مدت ها  بود كه فرماندهي  عمليات تروريستي  را عليه مردم و نظاميان   امريكا به عهده  داشت. از زمان حضور نيروهاي امريكا در عراق اين كشور  شاهد حملات  بيرحمانه  اي از سوي گروه هاي مختلف  بوده است. سرانجام  پس  ازمدت هاي  طولاني زرقاوي نيز در اثر حملات طيارات امريكا  به حيات دهشت آفگنانه  اش پايان مي دهد. كشته شدن وي درجهان از   انعكاس  قابل توجه  برخوردار  بود بطوريكه  اكثر مقامات جهان در اين مورد به اظهار نظر پرداختند.

 با توجه اين  واقعه اي مهم،  سعي مي نمائيم كه تفاوت  ها و برخورد هاي دوگانه  امريكا را  در مبارزه  عليه تروريزم  در عراق  و افغانستان  به تحليل  بگيريم.

 ۱- عراق و افغانستان از  نظر سياسي مشتركات  فراوان  دارند. هر دوكشور از رژيم هاي مستبد وغير دموكراتيك  بر خوردار  بوده اندواين رژيم  ها نيز با مداخله اي مستقيم  نيروهاي ائتلاف سرنگون شده است. هم اكنون  هر دو كشور با يك نوسازي  سياسي داراي  قانون اساسي  جديد،  پارلمان و دولت  منتخب گرديده اند.  اين تغييرات  با اصل دموكراسي، حقوق بشر و انتخابات آزاد  استوار مي  باشد.

هم اكنون  هر دو كشور الگوهاي نوين  ازمشاركت  مردمي و آزادي را به تجربه گرفته  و تحت حمايت  ايالات  متحده  امريكا  روند جاري را طي  مي نمايند،  از نظر ساختار و تركيب   انساني  نيز دو كشور از همگوني هاي برخوردار اند.

تركيب  جمعيتي عراق  راشيعيان  وسني ها و از نظر نژادي، اعراب،  كرد واعراب  سني تشكيل مي دهد. در افغانستان  نيز باوجود  تعداد پيروان  مذاهب،  اقوام عمده اي  چون پشتون، تاجك،  هزاره،  ازبك و ...  حضور دارند، در ساختار  سياسي  هر دو كشور سعي شده است تا توازن قومي ومذهبي رعايت گردد بطوريكه د ر هر دو كشور نهادهاي  از اقوام مختلف  درسمت هاي مهم به چشم ميخورد، اماعراق در اين مورد باداشتن  ظرفيت  بيشتر اين  فرصت  را فراهم  كرده تااقليت  كرد هم ا كنون در پست رياست  جمهوري واكثريت  شيعيان  در پست صدر اعظمي  فعاليت  نمايند.

اين  هم پذيري ها كه  در گذشته اي هر دو كشور و جود نداشته است، مي توانديك گام بزرگ  در راستاي تقويت  بنياد هاي  دموكراسي  وحكومت وحدت ملي به شماررود.اما آسيب  پذيري هاي هر دو كشور نيز در ساختار  و تركيب  جمعيتي  آن مي باشد.

 افغانستان طي سالهاي گذشته، جنگ  هاي ويرانگري قومي  و مذهبي  را پشت سر گذارنيده وهم اكنون نيز دشمنان سعي دارند با استفاده ازاين حربه امنيت را مختل سازند. كشور عراق  نيز از همين ناحيه  با مشكل  مواجه مي باشد. جنگ هاي  مذهبي كه با حمله به اماكن  مذهبي، مساجد و ... صورت مي گيرد از نشانه ها  و واقعيت  هاي عيني اين كشور حكايت دارد اين اختلافات  در مورد تركيب دولت عراق  واعتراضاتي كه ازسوي اعراب سني ارايه مي گرديد بخوبي نمايان  بود.

  ۲-  جدا از عوامل  داخلي خطر  عمده براي هر دو كشورمسئله تروريزم است.  در عراق گروپ ابو معصب  طي چند سال گذشته عملاً  بعنوان  يك  مانع در استقرار صلح  و ثبات  به شمار رفته  است.  ايالات متحده امريكا  درعراق از جديت  بيشتري  درامر مبارزه  با تروريزم  برخردار  است. دستگيري  صدام حسين، كشتن داماد ها وكشته شدن  زرقاوي  نمونه هاي عيني اين اقدامات است. اما درافغانستان  هيچ يك از مقامات بلند رتبه اي  طالبان  توسط امريكا  دستگير  و يا به قتل نرسيده است.  وهمين امر نيز  در تداوم خشونت  ها وافزايش  ميزان حملات آنان  موثر مي باشد.

 فكر نمي كنيم  كه تدابير و حفاظت  ملا عمر، بن لادن و تشكيلات  آنان پيچيده تر از صدام  و زرقاوي  باشد.  چطور آنان  براحتي  دستگير و كشته ميشوند، اما در افغانستان  سران القاعده  وطالب تا در وازه هاي  كابل نيز  با راحتي مي توانند در تردد باشند.  از سوي ديگر  هيچ عوامل  جغرافيايي  ويا نظامي  شايد سبب تفاوت در اين نوع برخورد ها نباشد. اما در اذهان عمومي اين تفاوت  ها قطعاً سوال بر انگيز و همراه با ا بهامات باقي خواهند  ماند.

۳ -   امريكا در عراق  نسـبت به مداخلات  كشور هاي همسايه  آن كشور نيز  با جديت  برخورد مي نمايد. عراق نيز همانند  افغانستان  بامشكل  دخالت همسايگان خودمواجه است ايران، اردن، و سوريه  بعنوان  همسايگاني  است كه در مورد  پناه دادن  به مخالفين دولت و يا مداخلات  درامور عراق  متهم اند.

اما  جديت و نظارت دقيق امريكا  سبب شده تا از ميزان  اين نوع دخالت ها كاسته شود ولي در مورد افغانستان  با آنكه امريكا بخوبي  درك مي كند كه پاكستان  بعنوان پناه گاه امن براي طالبان  والقاعده  مي باشد و روزانه  دها تروريست  از آن سوي  مرز عبور مي نمايند. تاكنون  اقدام جدي وبازدارنده  از سوي آن كشور عليه پاكستان  صورت نگرفته است. اين موضوع  نيز سبب شده است كه پاكستان  و گروه هاي بنياد گرابا جسارت بيشتر در حمايت وتجهيز  طالبان  اقدام نمايند، تداوم اين وضع سبب خواهد شد تا د يگر كشور ها نيز به نحوي در راستاي  تامين منافع  شان وارد مداخلات   علني گردند. بهر حال  مردم  ما از نيروهاي  ائتلاف  انتظار  دارند كه در برابر دشمن  مشترك تمامي انسانها( تروريزم)  بايد صادقانه مبارزه كرده  وهرنوع بازي سياسي با  اين عامل سبب تقويت  روز افزون  وغير كنترول  آنها خواهد شد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :شنبه 1385/03/20
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: نقش افزايش سطح توقعات در خشونت ها

در بررسي  ريشه هاي خشونت در كشور، عوامل  متعددي را ذكر مي دارند. برخي بر اين  باورند  كه دولت در  اداره وكنترول  بر وضعيت  ضعيف  وناتوان ميباشد،  به همين خاطر  دشمنان  ا ز وضعيت  موجود استفاده  كرده و هر روز در صدد خلق غايله، آشوب  و بي نظمي ها بر مي آيند.

 تعداد ديگر از يك  منظر خاص به اين مسئله  توجه دارند. آنان  حضور نيروهاي ائتلاف  را سبب اين مشكلات  وخشونت ها مي دانند  به باور اين عده اي عدم توجه  به فرهنگ،  رسوم، وارزش هاي ديني، مردم از سوي خارجي  ها سبب مي گردد  تا واكنش  هاي منفي عليه  اين حضور صورت گيرد. در بررسي  هاي كه در مورد علل نا امني  ها در ولسي جرگه  صورت گرفت  روي دو موضوع  عمده تاكيد  شد. برخي  ضعف اداره  دولت و برخي  هم رسانه ها را  در ايجاد نا امني ها مقصر  دانستند. اگر چي  در مورد  مشكلات در ادارات بويژه ولايات  هم نظري زياد وجود دارد اماآنانكه  رسانه ها رامقصر مي دانند از دلايل  و موارد مشخص  نام نبرده اند.  برخي بر اين باورند  كه تعداد  ازمحافظه كاران با طرح  اين نظريه،  سعي مي كنند كه محدوديت هاي را عليه رسانه  ها اعمال نمايند. زيرا وجود  رسانه هاي آزاد سبب مي گردد  كه عملكرد ها، گفته  ها و كار كرد هاي چهره هاي مطرح و سياسي  تحت انتقاد، نظارت  و قضاوت هاي عمومي  قرار گيرد. با توجه  به ناكار آمدي  برخي افراد  و عملكرد هاي گذشته اي  ناسالم عده اي از طرح  در رسانه ها به شدت  نگران  و در هراس  مي باشند.  در ميان نظريات ارايه  شده مسئله اي افزايش افزايش  سطح  توقعات  مردم نيز بعنوان  يك  عامل  در آشوب ها  وخشونت ها  بطور جدي مطرح است.

بعضي  بر اين باورند كه دولت طي چهار سال  كمك هاي  هنگفتي  از منابع  خارجي  دريافت نموده،  اما هيچ تغيير در وضعيت زندگي  مردم مشاهد نمي  شود. آنان فقر،  بيكاري،  وپايين  بودن معاشات  كار مندان را از نمونه هاي  عيني ياد مي كنند. اين در حالي است كه مردم با تشكيل  دولت  اسلامي به رهبري حامد كرزي،  به يك زندگي  همراه با وضعيت  مناسب  وبهره مندي از امكانات  اوليه آرزو مند بودند. با توجه  به اينكه مردم  ما بخوبي  درك  مي نمايند كه  دولت فعلا وارث  يك افغانستان  ويران است، كه در آن  تمام زير بناهاي  اقتصادي اجتماعي  از هم پاشيده بطوريكه  عوايد داخلي كشور پاسخ  گوي هيچ يك  از نيازمندي هاي  در عرصه هاي  بازسازي، ايجاد  شغل، و... نمي باشد، بنابر اين  چگونه مي توان از توقعات  ايده آل  وآرماني  سخن به ميان  آورد.  از سوي ديگر بخش عمده  اي كمك هاي صورت گرفته  به كشور صرف ازمجرا وكانال هاي  خارجي به مصرف رسيده كه آنان  نيز متاسفانه  در مورد مصرف  درست آن تا هنوز  شفافيت  و حسابدهي  مناسب ارايه نكرده اند.  چنانچه مي بينيم  از مجموع  كمك ها  صورت گرفته  تنها ۲۲ فيصد ۱،۸ ميليارد  دالر  از طر يق صندوق كمك به افغانستان  به دولت و ۷۸  در صد  به موسسات  بين المللي  و انجوها پرداخت شده است.  از مجموع ۱،۸ ميليارد  دالر نيز ۵۰ در صد  در خدمات  بشري  و ۲۰ در صد  براي اعمار  زيربنا ها بويژه سركها بكار گرفته  شده است.

 اين كمك ها در حال به موسسات  و اگذار شده است كه تا سال ۱۳۸۴  تعداد  ۲۳۵۵  موسسه داخلي و خارجي سبت گرديده،  اما دولت توان  تسلط  و محاسبه  بالاي  آنها را  نداشته است.  از سوي ديگر  گفته مي شود كه به تعداد ۲۰۰۰  مشاور درحال وجود دارد و ۲۵ در صد  پول  امدادي  امريكا  عوض معاش متخصصين  آن كشور  در افغانستان  پرداخت مي شود.

 مردم  باشنيدن اخبار مبني بر سيل كمك ها به كشور  اميدوار مي گردند كه بزودي  تغييرات  وسيع و بنيادين  در همه اي سطوح  صورت گيرد،  اما با چنين  وضعيت چگونه  مي تواند دولت  احساسات  برخواسته  از افزايش  توقعات را اقناع بخشد.  فراموش  نبايد  كرد كه در عوامل  افزايش  توقعات  مردم وعواقب كه امروز شاهد آن هستيم كانديداهاي پارلمان  بي نهايت  مقصر  مي باشند.  زيرا  آناب به منظور كسب  راي بدون در نظر داشت واقعيت  هاي عيني كشور، به وعده هاي كلان  روي آورده   بطوريكه در فهرست  طولاني  بيانيه اي انتخاباتي آنان از ساخت سرك  تا افزايش معاشات و ... 

به چشم مىخورد  اما همين نماينده گان امروز تنها براي افزايش   ۱۰۰  افغاني  براي خانواده  معلولين  و شهدا  از جذب  يك منبع تمويل  كننده عاجر مانده اند. بدون شك  ا فزايش  سطح  توقعات مردم منشا  اصلي اش  در كمپاين  وسخنراني هاي  غير مسوولانه كانديدا  بودند.  كه بدون در نظر داشت  ظرفيت  ها و امكانات  كشور وعده هاي كلاني  را به مردم تعهد  نمودند.  اگر نمايند گان محترم  غير مسوولانه از زير بار اين وعده وتعهد فرار  نموده و هم اكنون نيز با خيال  راحت  براي ميله  تابستاني  مي روند اما فراموش  نبايد كرد كه اين وعده ها سبب شده كه مردم  امروز  يخن دولت را براي  تامين خواسته هايش  محكم  بگيرند.   اگر   آشوب، خشونت  و بي نظمي  هاي  به راه انداخته مى شود  نيز ريشه  در همين توقعاتي  دارد كه نمايندگان شان به آنان وعده سپرده اند.  اما از انجام عملى آن عاجز و ناتوان مى باشد پس دريك جمع بندي  مقصر اصلى  كساني دانست كه توقعات  را افزايش  داده واز ارائه راه حل آن عاجز وياغير مسوولانه شان خالي مي كنند.

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/17
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: منفي نگري در رسانه ها

 

رسانه هااز رسانه ها  به عنوان ركن چهارم دموكراسي  نام برده مي شود. رسالت اصلي رسانه ها  آگاهي  بخشيدن  و ارائه معلومات درست براي مردم است. اين وسايل  مي تواند در ايجاد  سرگرمي  هاي سالم با رعايت  جنبه هاي اخلاقي آن  برنامه  هاي مفيد وسازنده  ارايه نمايند.  از سوي ديگر  رسانه ها  مي توانند  در جهت  تضارب  افكار،  بستر هاي مناسب  را فراهم  سازند، تا در پرتو اين امكانات  روي  موضوعات گوناگون  مباحث وگفتمان صورت گيرد. رشد رسانه هاي جمعي در كشور ما، بعنوان يك دست آورد مهم به شمار مي رود. با آنكه رسانه هاي دولتي  از فقدان مديريت وارائه  برنامه هاي  مفيد ناتوان  اند، اما رسانه هاي  آزادو خصوصي توانسته اند كه با درخشش  خوب در عرصه اي  اطلاع  رساني ظاهر  شوند.

  هم اكنون راديو ها، تلويزيون هاي خصوصي و رسانه هاي چاپي بخش عمده  اي از منابع  معلوماتي مردم به شمار مي روند. آزادي  هاي موجود در چارچوب قانون  اساسي سبب گرديده كه  نشرات نيز در ارايه برنامه ها،  تحليل ها،  وخبرهاي  خود با محدوديت  وسانسور  دولتي مواجه  نباشند. اگر چي وجود برخي مسايل ا ز جمله ناامني ها سبب مي گردد  تا برخي از  گردانندگان  رسانه ها، به خود سانسوري روي آورند.  بهر حال  در برنامه هاي  نشراتي  تمام رسانه ها مطالب  و موضوعاتي دربخش  هاي مختلف  به چشم مي خورد، اما بخش عمده  اي مطالب  را موضوعات  انتقادي  تشكيل مي دهد.  با آنكه در جامعه  دموكراتيك  و آزاد، انتقاد و پرسش  بعنوان  يك شاخص به شمار رفته، و در همين  راستا رسانه ها بعنوان  يك قوه اي ناظر  و چشم بيناي  مردم  مي تواند  همه اي كار كردها، و عملكرد ها را در زير ذره بين انتقاد قرار دهند اما بايد  ميان انتقاد سالم و منفي  بافي تفاوت قايل شد. امروز متاسفانه  در رسانه هاي  كشور ما  انتقاد سازنده  وسالم وارايه  طرح وراهكار دركنار انتقاد به چشم  نمي خورد. اكثر نشرات با استفاده  از آزادي  هاي موجود به برجسته  نمايي ضعف   ها، و مشكلات  مي پردازند بطوريكه مردم با تاثير از  اين نوع نشرات به سمت ياس و نااميدي سوق داده مي شوند. از آنجا  كه تعداد از نشرات  به نحوي از لحاظ سياسي و مالي وابسته به گروه هاي  فعال و تنظيم  هاي سياسي مي باشد  موضع گيريها،  انتقادات، وتحليل ها نيز بر معيار  حضور وعدم  حضور آنان در قدرت  محاسبه مي گردد،  براي نمونه اگر رهبر يك  تنظيم  سياسي  در پست وزارت ويا سمت هاي دولتي نقش  داشته باشد. نشرات او نيز وضعيت سياسي را از نظر تركيب  قومي، مذهبي،  ومشاركت ملي رضايت  بخش اعلام  نموده و سعي  مي كنند كه در توجيه  نابساماني  و مشكلات پيشگام شوند، اما به محضي كه از  موقعيت  سياسي تنزل  نمايند دولت را ناكار آمد و وضعيت اجتماعي  رانيز شكننده  اعلام مي دارند.  امروز بخش عمده  قضاوت  ها در رسانه ها بر همين معيار  و ملاك  صورت مي گيرد در حاليكه رسالت  رسانه اي  ايجاب  مي كند كه در كنار طرح  ضعف  ها، به ارايه  راهكار نيز براي حل  معضل  و مطرح  نمودن دست  آورد هاي  مهم  اقدام  شود.

 برخي رسانه ها از موضع مخالف  دولت به نشر بر نامه هاي مي پردازند با آنكه  رسالت  خبري ايجاب مي كند كه همة رسانه ها در انعكاس  واقعيت  هاي خبري  درست نويسي و بي طرفي  را معيار قرار دهند، اما اپوزيسيون  چون بعنوان  بديل  و دولت سايه به شمار مي رود بعنوان يك هدف در برجسته نمايي مشكلات  اقدام مي ورزند.   آنان تا زماني  به اين حركت  ادامه  مي دهند كه به هدف  سياسي  خود نايل آمده  و از آن  به بعد خود  در موقف  توجيه  و دفاع  بر مي آيند. هدف  از مطرح كردن بحث، اين نيست كه چرا رسانه ها بطوري يك جانبه و مطلق  در دفاع و توجيه ازعملكرد هاي دولت بر نمي آيند.  زيرا اين نوع قضاوت و برخورد با رسالت  و مسووليت  يك نشريه آزاد در تناقض  است، اما آنچه  كه مايه نگراني  است برجسته  نمايي  مخالفين  و ايجاد  ياس در مردم از سوي برخي  رسانه ها مي باشد.  امروز  برخي از رسانه هاي آزاد  به سنگر مهم  تبليغاتي  براي دشمنان وطن تبديل  شده است و براي هر هدفي به آساني  مي توانند مدت هاي زياد از برنامه هاي  رسانه ها را در اختيار داشته باشد.  اين مسئله  به معني كتمان  وسانسور  در انتشار خبر هاي جنگ و عمليات هاي طالبان  نخواهد بود، بلكه شيوه هاي خبر رساني  با در نظر داشت موقعيت  و شرايط   كشور  نگران كننده وخطرساز است.   از سوي ديگر  برخي از  نويسندگان و صاحب نظران بدون مسووليت پذيري گفته ها و نوشته ها به طرح موضوعاتي مي پردازند كه خود  از فقدان جنبه هاي  عملي آن واقف اند. با آنكه آنان  ميزان توانمندي  دولت را در عرصه هاي  مختلف درك  مي دارند و از سوي ديگر بخوبي اگاه  اند كه دولت در عرصه منابع  مالي و جلب  بودجه با چه مشكلاتي  مواجه است  با اين همه  در تحليل  ها و نظريات  سعي مي شود كه ميزان توقع  مردم بالا برده شود. بنا بر اين برخي رسانه ها  ازيك سو تلاش  دارند كه دولت را برابر بايكي  از دولت  هاي در حال توسعه قلمداد  نمايند و با اين كار توقعات  مردم را افزايش  داده و از طرفي ديگر  مشكلات، نابساماني  ها و قوت مخالفين را برجسته  مي سازند.   اين نوع اقدامات  سبب مي شود كه دولت بخاطر  ناتواني  نتواند خواست هاي مردم را اقناع كند و سرانجام در برابر  واكنش هاي تندوخشم مردمي مواجه  مي شود.

  بنا بر اين اگر رسانه ها  واقعيت  هاي عيني را انعكاس  دهند مردم نيز بطور اگاهانه به مشكلات  پي برده  و متناسب  به توانمندي  هاي دولت به طرح خواسته ها واعتراضات  خود خواهند پرداخت.  بنابر اين  منفي  نگري، يكسو نگري، قضاوت هاي  يك جانبه  و ايجاد فضاي ياس  رسالت يك  رسانه اي مسوول به شمار نمي رود.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/17
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: حامد كرزي فاقد يك تيم سياسي است؟

 

حامد کرزیطي سه دهه  جنگ شاهد ائتلاف  هاي سياسي و شكنندگي زود هنگام ا ز سوي احزاب، وتنظيم  هاي سياسي بوده  ايم. بعضي  اين ائتلاف ها حوادث  و يرانگر  و مرگباري را براي  مردم و كشور به همراه  داشته اند.   ائتلاف سياسي  براي حفظ  بقا،  كسب باجگيري  و امتيازات سياسي از شاخصه ها و شگردهاي رهبران سياسي  به شمار مي رود.

آنان تا آخرين مرحله وتوان به پايداري و مقاومت  روي خواسته هاي سياسي خود تاكيد مي ورزند، اما هنگامي  كه در سراشيبي سقوط  و يا موقعيت  ضعيف سياسي قرار بگيرند، با  انعطاف پذيري  خاص آماده هر نوع همكاري وهمسويي مي گردند.  ائتلاف  باسران كمونست ، طالبان و تنظيم  هاي كه دردشمني صد در صد قرار داشتند، اگر چي مردم  را در شگفتي قرار مي دهند اما در كشورما  اين مسئله به يك سنت و واقعيت  تبديل شده است. اين همسويي ها و شكنندگي نشان از بي معياري  رهبران سياسي  در اهداف،  اصول و برنامه هاي شان مي باشد.  با توافق  بن بخش عمدة از تنظيم هاي  جهادي و رهبران سياسي مطرح  در محوريت آن گرد آمده و در راستاي تطبيق  مفاد تصويب شده به همكاري پرداختند، اما ميزان همكاري  آنها بيشتر با حضور  افراد در پست هاي وزارت وكسب  كرسي هاي سياسي  و امتيازات  مالي متوقف بود.  انتخابات  رياست جمهوري سبب شد تا صف بندي هاي سياسي به شكل رقابتي آن بوجود آيد. با آنكه بخش عمده اي رقابت  ها بر محوريت  قومي مي  چرخيد،  اما آقاي  كرزي از يك تيم سياسي كه در كنار  آن معاونيني  از اقوام ديگر  به چشم مي خورد سخن به ميان ميآورد. با آنكه  معاونين رئيس جمهور طي  چند سال فعاليت   رسمي خود در راستاي  تطبيق  احكام قانون اساسي  و بر محوريت و حدت ملي سخن   مي زنند، اما  در عمل  بيشتر حركات   واقدامات بر محوريت  قومي  استوار است. نبود  با ورمندي  به وحدت ملي در عمل و تلاش  در جهت اهداف   قومي و تطبيق  خواسته هاي قبيله اي سبب شده كه آقاي كرزي فاقد يك تيم سياسي  كارا و موفق  ظاهر شود.  اين تيم كه با انتخاب مردم به صحنه آمده  بايد درحل مشكل وارايه  راهكار هاي مناسب   از موفقيت  هاي لازم وقابل قبول  بر خوردار مي بودند. اما گفته  مي شود كه بخش عمده اي  مشكلات ناشي از بي اعتمادي، امتياز خواهي، تحميل خواست هاي قبيلوي  دردرون اين تيم  ازسوي معاونين رئيس جمهور مي باشد. اين ناهماهنگي  ها از دير زمانيست كه جلوه  هاي آن  در موضع گيري هاي سياسي  نمايان شده است، رقابت  شديد براي كسب  كرسي رياست  پارلمان  كه سبب پراگندگي سياسي در تيم آقاي كرزي گرديد از نمونه هاي عيني آن است. گفته  مي شود كه احمد ضيامسعود و كريم خليلي  دربه پيروزي رسانيدن  يونس قانوني و راضي نمودن  برهان الدين رباني  براي كناره گيري  نقش مهم را ايفانمودند.  در مقابل  آقاي كرزي نيز سعي كرد كه با ائتلاف سياف  ومحقق  بر تحكيم  موقعيت  سياف براي  احراز  كرسي  رياست پارلمان  ازخود مايه بگذارد. اين كشمكش  ها اثرات خود را در بخش هاي مختلف  نشان داده و از همه مهمتر  آنكه  ا ين ادعا را اثبات  كرد كه آقاي كرزي فاقد يك تيم  هماهنگ، كارا،  ومنسجم مي باشد.

در پي تحولات  اخير دركشور نيز شاهد تحركات  سياسي از سوي برخي  چهره هاي  حزبي، جهادي و قومي مي باشيم. گفته مي شود كه جنرال  دوستم هم اكنون بافراخواني نمايندگان شمال وبرخي  از قوماندانان  تحت امر خود  به بحث روي  بعضي مسايل  پرداخته است و از برخي سياست هاي دولت ابراز نگراني  نموده اند. حاجي محمد محقق  كه طي چند ماه است كه  از روابط  خوب با دولت  برخوردار است از وضعيت  موجود ابراز  نگراني كرده  و با فرستادن  هيئت نزد محمد كريم خليلي خواستار ائتلاف  جديد سياسي  بر محوريت قومي گرديده است. با آنكه  محمد محقق  طي چند سال  گذشته دفتر كارش  با تصاويري  از انوري و كاظمي مزين بود، اما در طرح پيشنهادي اخير به خليلي بر حذف ونبود اين دو چهره اي سياسي تاكيد  كرده است.

اگر چه  كريم خليلي تا كنون به اين طرح به طور مشخص پاسخ نداده است  اما گفته  مي شود كه وي بر جامع بودن اين ائتلاف  تاكيد نموده است.   از سوي ديگر  روابط  ميان معاونين رئيس جمهور نيزرضايت  بخش تعريف  شده   و گفته مي شود احمد ضيا  مسعود وكريم خليلي  هر يك بر روي اهداف  و نقاط  مشترك  سياسي همكاري  دارند. اين تلاش ها از كجا ناشي مي شود؟   به گفتة برخي افراد نزديك  به اين چهره ها آنان آقاي كرزي و دستياران  نزديك  اش را متهم  به قوم گرايي مي كنند.   اين ها بر اين  باورند كه حامد كرزي  د رجهت تثبيت  موقعيت  پشتون ها بيشتر از هر مسئله ديگر اهميت  قايل است  ولي برخي از  آگاهان  مي گويند كه رهبران  جهادي  هر وقت كه در پي كسب  امتياز سياسي بر آيند، ساز قومي را سرداده و  اين نوع مسايل  را براي پيشبرد اهداف  شان بهانه قرار  ميدهند.

اما  آنچه  كه تجربه ثابت  نموده، اين است كه بيشتر اين ائتلاف ها ا ز عمر اند كي برخوردار  مي باشد. و عمدتاً  اين زد وبندها درراستاي  حفظ  بقا و كسب  امتيازات  صورت مي گيرد   از سوي ديگر  هر نوع حركت بر محوريت  قومي جز تداوم بحران و تنش هاي گذشته  چيزي ديگر را  به همراه نخواهد داشت. انتظار  اساسي مردم  از رهبران  اين است كه بر محوريت  قانون اساسي وتلاش  در جهت  تطبيق  آن سعي نمايند  تا به اهداف، اصول و ارمان هاي خود دست يابند  در غير آن، هر نوع پراگندگي سياسي،  جز باز گشت  به گذشته هاي سياه وتلخ  چيزي بيش  نخواهد بود. هم اكنون  كشور در مرحله  و شرايط حساس  قرار دارد نفوذ  و گسترش  حوزه  عملياتي  طالبان   در مناطق  مختلف،  شكنندگي  امنيت پايتخت  كه در هشت جوزا نمايان شد. و توطِئه هاي داخلي و خارجي  بر مسووليت سنگين  ملي و  وطندوستي ما مي افزايد. بدون ترديد هر نوع بي توجهي به وضعيت كشور، سبب  خواهد شد كه تاريخ از رهبران  ما، به نيكي ياد نكند  و گذشته   ازآن در برابر  هر نوع تحول  ديگر، همه  اي ما قرباني  خواهيم شد. پس بهتر است  كه با همدلي  از حفظ  و موجوديت  نظام دفاع نموده  و در جهت اصلاح  و رفع  نابساماني  ها با ارائه طرح و راهكار هاي درست تلاش ورزيم.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/17
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بدون عنوان
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/10
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: درسهايي از حادثه‌ي هشتم جوزا

بدون شرح

-‌ حادثه‌ي هشت جوزا،‌ اولين و آخرين نخواهد بود. طي چند سال اين چندمين بار است كه تظاهرات مردم به خشونت كشانيده و غارت و چپاول را به همراه داشته است، دقيقاً پس از چند ماه از حاكميت كرزي مظاهره‌ي دانشجويان، پوهنتون كابل به خاك و خون كشانيده شد. نشر خبرهاي توهين به قرآن كريم نيز خشونت‌هاي گسترده و خرابي‌هاي فراوان در پي داشت. اعتراض معلولين در شهر كابل و تنقيص شده‌گان از ديگر موارد حركت‌هاي خشونت‌آميز بوده است. خشونت‌ها و حوادث در كشور نشان مي‌دهد كه مردم تا رسيدن به فرهنگ استفاده از ابزارهاي قانوني براي تأمين خواسته‌هاي سياسي‌شان فاصله دارند.

2-‌ تجارب از رخداد‌هاي گذشته مي‌توانست براي پوليس و مقامات امنيتي يك دست‌آورد خوبي باشد، با آنكه وزارت داخله شرايط حساس و ويژه‌ي كشور را درك مي‌كند،‌ ولي در برابر آشوب و خشونت فاقد كارآيي و ابتكار لازم ظاهر مي‌گردد. در حادثه‌ي هشت جوزا ديديم كه پوليس در كنترل خشونت و جلوگيري از گسترش حوادث ناموفق بود. براي نمونه در خيلي از مسيرها نيروهاي اندك آشوبگر بدون هراس از پوليس و نيروهاي امنيتي به غارتگري مي‌پرداختند.

3-‌ وضعيت حادثه‌ي هشت جوزا نشان داد كه كشور ما در برابر حوادث با آسيب‌پذيري‌هاي زياد مواجه است. با اين وضع اگر يك حركت سازمان يافته و سياسي صورت بگيرد، نيروهاي ما در برابر آنان از چه توانمندي برخورداراند؟ ناتواني نيروهاي امنيتي و وزارت داخله در هشت جوزا به اثبات رسيد، بدون شك اگر يك حركت سازمان يافته سياسي صورت مي‌گرفت، سقوط كابل حتمي بود.  بنابراين بايد سعي شود كه با حفظ تدابير از تكرار حوادث اين چنيني جلوگيري شود.

4- بي‌تفاوتي مردم: مردم در برابر اين نوع حوادث بيشتر با بي‌‌تفاوتي برخورد مي‌كند،‌ در حادثه‌ي روز هشت جوزا نيز هزاران نفر مشاهد مي‌شد كه نظاره‌گر غارت و چپاولگري تعداد اوباش و آشوب‌گر بودند. تداوم اين بي‌تفاوتي‌ها سبب خواهد شد. تا فرصت‌ طلبان در هر موقع و زماني به غارتگي و سوء استفاده بپردازند.

5-‌ ضعف اطلاع رساني به موقع: در نبود اطلاع رساني سالم و به موقع بازار شايعه و دروغ گرم مي‌گردد. در حادثه‌ي هشت جوزا نيز عده‌اي با پخش شايعات در تحريك احساسات جوانان نقش داشتند. راديو و تلويزيون ملي مي‌تواند در اين موقع با اطلاع رساني مردم آگاهي داده و در جهت آرامش و حفظ امنيت كمك نمايد.

6-‌ اين اولين بار نيست كه نيروهاي خارجي در كشور باعث تحريك احساسات مردمي مي‌گردند، طي چهار سال اخير از زندان‌هاي خصوصي توسط آمريكا، ورود خودسرانه به خانه‌هاي مردم، سوزانيدن مرد‌گان طالب و... به نشر رسيده است.

بنابراين قوت‌هاي ائتلاف سعي نمايند تا از بروز حوادث و حساسيت عليه حضور خود در كشور جلوگيري نمايد. اميد است كه دولت محترم با استفاده از اين تجارب زمينه‌هاي هر نوع سوء استفاده و فرصت طلبي‌ها را از بين برده و با ايجاد فضاي سالم مردم را در بستر از قانونمندي و براي نيروهاي امنيتي توان دفاع ايجاد نمايد.

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/10
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: كابل، يك روز پر التهاب

بدون شرححادثه‌‌ي ترافيكي هشت جوزا كه در سه راه شمالي (دهكيپك) صورت گرفت، به زودي به صحنه‌ي آشوب و خشونت بدل گرديد. ساعت هشت صبح روز دوشنبه كارواني از نيروهاي امريكايي به گفته‌ي مقامات دولتي، در اثر نقص تخنيكي چند تاكسي را زير گرفته و خساراتي به آنان وارد ساخت. در اين حادثه چند تن كشته و تعدادي هم مجروح گرديدند. مردم به محل حادثه سرازير شده و به زودي تجمع بزرگي تشكيل يافت. خشونت عليه پوليس و سربازان آغاز شد. مردم با پرتاب سنگ به سوي موترهاي حامل سربازان آمريكايي خشم خود را از حادثه مذكور ابراز مي‌كردند. خشونت‌ها زماني بيشتر شد كه سربازان امريكايي براي شكستانيدن محاصره پوليس از سوي مردم، تير اندازي نمودند.

لحظات بعد ناآرامي‌ها بيشتر گرديده و چند غرفه‌ي پوليس و موتر به آتش كشيده شد، دامنه‌ي تشنج به زودي از سه راه شمالي به بيرون راه پيدا نمود و قسمت‌هايي از خيرخانه و پروان سوم را نيز فرا گرفت. در اين ميان تظاهركنندگان به تأسيسات دولتي، موانع ترافيكي حتي وسايط شخصي حمله برده،‌ شيشه‌ها را شكستانيده و موانع ترافيكي در روي جاده‌ها را تخريب نمودند، دامنه‌ تظاهرات حوالي ظهر به مركز شهر كشانيده شد. تعدادي از جواناني كه دنده‌هاي چوبي به دست داشتند به هرچيز حمله مي‌كردند.

در اين حادثه كتاره‌هاي فلزي در ده افغانان تخريب و غرفه‌هاي بالاي زير زميني به آتش كشيده شد و به قسمتي از شيشه‌هاي وزارت‌هاي مخابرات،‌ اطلاعات و فرهنگ وسايط وزارت مخابرات آسيب رسانيدند.

ادامه‌ي اين تظاهرات به پل‌آرتن رسيد. چند غرفه‌ي پوليس توسط جواناني كه عكس از احمدشاه مسعود را در دست داشتند،‌ تخريب گرديد. آنها در اين منطقه به موترها نيز حمله نموده و شعار زنده باد احمد شاه غازي را سر مي‌دادند. تلويزيون آريانا و يك هوتل در منطقه كارته چهار هدف بعدي آنان بود، با آنكه مجريان تلويزيون آريانا به طور مرتب خواستار نيروهاي امنيتي مي‌گرديدند، اما در زمان حادثه از هيچ نيروي خبري نبود.

مردم مضطرب و نگران بودند، در حوالي ساعت 12 تمام سرك‌هاي شهر مملو از كارمندان دولتي، دكانداران، ‌دست فروشان و محصلين مكاتب بودند كه به سوي خانه‌هاي خود بر مي‌گشتند، آنها از جريان واقعي آگاهي نداشتند بازار شايعه و خبرهاي دروغ گرم بود، مردم سراسيمه مسيرهاي طولاني را پياده طي مي‌كردند. همه نگران و مضطرب به نظر مي‌رسيدند.

شبكه‌هاي تلفن در آن لحظات، با مشكل سرويس دهي مواجه بود، زنان و دختران با نگراني و در حالي كه اشك مي‌ريختند سراسيمه در كنار سرك‌ها مي‌دويدند. مردم نمي‌دانستند كه چه خواهد شد؟ و دامنه‌ي ناآرامي‌ها تا كجا مي‌رود؟

چند نفر در ده افغانان در كنار ديوار نشسته و به صورت خود مي‌زدند، آنها اموال‌شان در اين حادثه غارت شده بودند.

از پوليس و نيروهاي امنيتي چه خبر؟ پوليس در جلوگيري از گسترش حادثه، ضعيف بوده است. در خيلي از مسيرها اصلاً حضور پوليس مشاهده نمي‌گرديد. در منطقه ده افغانان، پل آرتن، دهمزنگ و دارالامان يك نيروي محدود از آشوبگران به چور، غارت و چپاول مي‌پرداختند. شايد يك نيروي اندكي از پوليس به راحتي مي‌توانست از بروز و گسترش حادثه در اين مناطق جلوگيري كند. نيروهاي واكنش سريع نيز در اين ساحه حضور نداشتند. مردم با چشمان خود غارت و تخريب اموال دولتي و مؤسسات را نظاره مي‌كردند.

واكنش مقامات دولتي: آشوب‌گران سرانجام در برابر پارلمان رسيدند.

يونس قانوني و جمعي از نمايندگان تعدادي از آنها را به داخل خواسته تا به خواسته‌هاي‌شان گوش بدهند. قانوني آنان را به آرامش فرا خواند و وعده‌ داد كه روز سه‌شنبه در جلسه هر دو شورا روي اين موضوع بحث خواهد شد وي به نمايندگان معترض گفت كه بهانه را به عده‌ي فرصت طلب ندهيد.

حامد كرزي، رييس جمهور طي يك پيام تلويزيوني به شرح حادثه پرداخته و گفت: اين يك حادثه‌ي ترافيكي بوده و موتر نيروهاي ائتلاف كنترل خود را از دست داده بود. وي گفت كه حادثه‌ي ترافيكي نبايد دليل بر ويراني كشور ما شود. حامد كرزي در ادامه يادآور شد: يك تعداد از فرصت طلبان آمدند، به خرابي خانه‌ي خود پرداختند. اينها كه مرتكب اين جنايت شدند بايد تحت تعقيب و مجازات قرار گيرد.

ديگر شخصيت‌ها و حادثه‌ي هشت جوزا: فضل هادي شينواري نيز مردم را به آرامش فرا خواند. وي طي يك پيام تلويزيوني گفت: با يك مشكلات به يك امنيت رسيده‌ايم، مواظب باشيد به كشورتان آسيب نرسانيد.

سياف يكي از رهبران جهادي سابق نيز طي پيامي گفت: از مردم به اسرار مي‌خواهم از هرگونه اعمال كه نظم را بر هم مي‌زند، ‌جداً خود داري نمايند.

سازمان ملل و حادثه‌ي هشت جوزا: سازمان ملل حادثه‌ي روز دوشنبه را يك تراژدي خواند و از وضعيتي كه به وجود آمده ابراز تأسف نمودند، قوت‌هاي ائتلاف نيز حادثه را ترافيكي اعلام نموده و وعده تحقيق و كمك به آسيب ديدگان را اعلام نمودند.

 

بدون شرحبدون شرح

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/10
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: زنگ خطر یا تمسخر؟

از «طنز سياسي» به عنوان ادبيات انتقادي از مشكلات و نابساماني‌ها در نشرات به كار گرفته مي‌شود. اما اين كار در قالب اصول، اهداف و برنامه‌‌اي تعريف شده صورت مي‌گيرد. برخي بدون آگاهي از تعريف «طنز» و كاربرد آن در عرصه‌هاي مختلف سعي كرده‌اند، با همين عنوان برنامه‌‌اي را تهيه كرده و در اختيار مردم قرار دهند. يكي از اين برنامه‌ها «زنگ خطر» است كه در هفتة يك بار از تلويزيون طلوع به نشر مي‌رسد. هفته گذشته شاهد يكي از برنامه‌هاي بوديم كه در آن يكي از چهره‌هاي روشن فكر و آزاديخواه كشور استاد اخگر را به تمسخر گرفته بودند، بدون شك استاد اخگر يكي از چهره‌هاي آگاه و دردمند جامعه‌اي ما است كه ساليان سال با فرياد و قلم خود به انعكاس خواسته‌ها، دردها و مشكلات مردم پرداخته است و در سخت‌ترين شرايط هيچگاه صداي عدالت خواهي او به خاموشي نرفته است. تمسخر از حنجره‌ي مردمي كه قرباني بي‌عدالتي و ستم‌هاي حاكميت‌هاي جور شده است، ريشخند به آرمان‌هاي مردم و جنبش آزادي‌ خواهي و عدالت طلبانه‌ي كشور است، بدون ترديد با توجه به شناختي كه از كارگردانان برنامه‌ي زنگ خطر داريم، مطمئنم كه از اين به بعد سوژه‌هاي تمسخر و خنده‌دار خود را از ميان معلولين، معيوبين و كودكان و زنان پابرهنه خواهند يافت و صد البته خواهند خنديدند كه چرا اين مرد يك پا است و چرا آن دست در تن ندارد و چرا آن زن ژوليده، فشن نكرده است.

انتظار ما اين است كه دست‌اندر كاران طلوع در برنامه‌هاي تفريحي خود جنبه‌هاي اخلاقي را رعايت كرده تا باشد كه به عنوان يك رسانه‌ي آزاد و معتبر مورد اعتماد و پسند مردم قرار گيرد. در ضمن بهتر خواهد بود كه چهره‌هاي معلوم‌الحال چون آقاي هنگام نيز از اين نوع برنامه‌ها به خاطر عدم آشنايي با اخلاق رسانه‌اي به وظايف، مسؤوليت و رسالت‌هاي اخلاقي يك ژورناليست و رسانه معلومات داده شود.  

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/09
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: بازی با مهره ها

 

بازی با مهره هابازي با مهره‌هاي سياسي، طي چهار سال به عنوان يك شگرد در جلب توجه، و راضي نگهداشتن افراد سرشناس و قدرتمند مورد استفاده قرار گرفته است. اين بازي‌ها را در جابجايي واليان، رهبران تنظيم‌هاي جهادي و قبيله‌اي مي‌توان مشاهده كرد. انتصاب ژنرال دوستم به حيث درستزوال قواي مسلح، و انتصاب فهيم در پست‌هاي معاونت رياست جمهوري، وزارت دفاع و مشاور ارشد از ديگر نمونه‌هاي اين بازي است. هم اكنون علاوه بر ايجاد پست جديد به نام وزير ارشد ده‌ها نفر از بودجه‌ي بيت‌المال عنوان مشاور را كمايي كرده و بدون آنكه كدام نقشي تعيين كنند و حوزه‌ي عمل تعريف شده را داشته باشد. در لست طويل مشاورين، قرار گرفته است.

در هنگام معرفي كابينه‌ي جديد شاهد ايجاد پست نو با عنوان وزير ارشد بوديم. اين مسئله سؤالات فراواني را در ذهن نمايندگان و مردم خلق نمود. اخيراً حامد كرزي طي حكمي مارشال فهيم را به سمت مشاور ارشد منصوب نمود. اين مسئله نيز مي‌تواند بيان كننده‌ي چند موضوع باشد.

اول اينكه وضعيت در برخي مناطق به سوي ناامني مي‌رود و دولت نيز در تلاش است تا با ايجاد مليشه‌هاي قومي در برابر هجوم مخالفان هسته‌هاي مقاومت را ايجاد نمايد، تجربه‌ي مارشال فهيم در جنگ‌هاي چريكي و تجاربي كه وي از همراهي با احمدشاه مسعود داشته است كرزي را وادار به اين تصميم نموده است.

دوم اينكه گفته مي‌شود كه ميان دولت و تيم شوراي نظام فاصله و شكاف بزرگ به ميان آمده است، با آنكه حامد كرزي با گرفتن ضيا مسعود به حيث معاون اول مارشال را خانه نشين كرد و سرانجام عبدالله نيز دچار سرنوشت او گرديد، اما با اختلافاتي كه هم اكنون ميان ضيا مسعود و حامد كرزي پيش آمده، وي سعي دارد با حفظ فهيم در كنار خود تعدادي از سران شوراي نظار را راضي نگهدارد.

پرسش اساسي اين است كه آيا با اين نوع بازي‌ها و جابجايي به جاي كمك به تأمين امنيت بيشتر فضاي بي‌اعتمادي را حاكم نخواهند كرد؟ و آيا وجود بي‌شمار مشاورين بدون آنكه تا كنون حداقل در يك مورد معين نظر كارشناسانه ارايه كرده باشند،‌ جزء آنكه بار دوش دولت و ملت باشند نتيجه‌ي مفيد و قابل توجه خواهند داشت؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/09
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ريشه‌هاي ناامني در كجا است؟

افزايش ناامني‌ها در كشور به يك معضل و نگراني عمومي تبديل گرديده است.

بحث بر سر ريشه‌هاي ناامني و ارايه راهكار اصولي در برابر آن به عنوان يك بحث در محافل و رسانه‌ها مطرح است. برخي بر اين باوراند كه بي‌توجهي و ناتواني دولت در تأمين امنيت به عنوان عامل مهم در ناامني‌ها به شمار مي‌رود.

چنانچه يكي از مسؤولين در ولايت غزني مي‌گويد: دولت هيچگاه در برابر مخالفين برخورد جدي و قانوني نمي‌كند، اگر متهمي را از افراد طالبان دستگير مي‌كنم، فوراً به بهانه‌اي نقض حقوق بشر آزاد مي‌گردد. برخي وكلا مشكلات را در عدم استراتيژي امنيتي ذكر مي‌كنند، اما برخي ديگر فقدان مديريت سالم در اداره و بخش‌هاي قومانداني‌هاي امنيه را به عنوان يك مسئله مهم در ناامني‌ها متذكر مي‌گردند. به گفته‌ي جميل كرزي وكيل در پارلمان در شرايطي كه ولايت قندهار در ناامني به سر مي‌برد، قوماندان امنيه تا چهار عصر در خواب به سر مي‌برد و يا آنكه مقامات در وزارت دفاع گفته‌اند كه نيروهاي اين وزارت را هيچگاه تحت امر فلان والي اعزام نخواهند كرد. اين در حالي است كه حملات طالبان هر روز افزايش يافته و ابعاد گسترده‌تري را به خود مي‌گيرد. تداوم  ناامني‌ها سبب خواهد شد كه روند بازسازي و نوسازي در كشور با مشكل موجه گرديده و مردم نيز از اين ناحيه صدمات فراوان را متحمل شوند.

اعلام سخنگوي سازمان ملل مبني بر كاهش كارمندان‌اش نيز بر نگراني‌هاي مردم افزوده است. هم اكنون مردم فاقد سلاح‌هاي دفاعي با چشمان خود در قريه‌جات شاهد مانور و حضور طالبان مي‌باشند، اما در برخي موارد با هيچ اقدام و واكنشي از سوي مقامات امنيتي مواجه نمي‌گردند. چنانچه در هفته‌ي گذشته تعدادي از افراد مسلح وابسته به طالبان براي ساعت‌ها مسير ولسوالي قره‌باغ ـ جاغوري را در اختيار گرفته و يك تن از سربازان اردوي ملي را به شهادت رسانيده، اما طي اين مدت از هيچ سويي اقدام صورت نمي‌گيرد، پارلمان كشور نيز طي جلساتي كه داشته‌اند، متأسفانه تمام كاستي‌ها را بر دوش دولت مي‌گذارند و برخي هم با تحليل كودكانه رسانه‌ها را عامل در ناامني‌ها ذكر مي‌نمايند. اما هيچ يك از وكلاي محترم با يك تحليل درست و واقعي به ريشه‌هاي ناامني و ارايه راهكار سالم نمي‌پردازند. به هر حال با توجه به وعده‌هاي جناب رييس جمهور مبني بر بازگشت امنيت در قندهار و ديگر مناطق، اميد است كه اين گفته‌ها جنبه‌ي عملي پيدا نموده و بر نگراني‌هاي موجود خاتمه داده شود.

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/09
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: شنواری رای اعتماد نگرفت

شینواری

 اقای  فضل هادی شنواری کاندیدای پست استره محکمه ازسوی ولسی جرگه رد گردید  این در حالی است که تیم اقای کرزی در تلاش بودند تا دوباره این شیخ ۸۰ ساله را دراین سمت باقی نگهدارند   تصمیمات اخیر در پارلمان نشان می دهد که تلاش ها وامید واری های وزیر  در امور پارلمانی  باناکامی های فراوان روبرو بوده است  هم اکنون بودجه سال جاری برگشت داده شده سرنوشت پنج وزیر نامعلوم است وازمجموع اعضای استره محکمه فقط دوتن رای اعتماد گرفته اند باتوجه به نا امنی های اخیر در کشور واعتصاب معلمین درشهر مزار شریف معلوم نیست که نماینده گان اولویت را با کار  در پارلمان ترجیح میدهند یا انکه به پشواز رخصتی تابستانی خواهند شتافت؟

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :شنبه 1385/03/06
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: مهاجرین افغان را دریابید

قرار است به روز شنبه آقاي حامد كرزي  جهت يك  ديدار رسمي به ايران  سفر نمايند.مهاجرین افغانی

اين سفر از جهات گوناگون  براي هر دو كشور حايز اهميت است، با آنكه  اجنداي  رسمي اين  سفر روي همكاريهاي  مشترك  اقتصادي، سياسي،  وامنيتي  مي باشد، اما با توجه  به اهميت اين سفر چند نكته را قابل يا دآوري  مي بينيم. از آنجاي كه هم اكنون صدها هزار   از  هموطنان ما بطور قانوني وغير  قانوني  در كشور همسايه ( ايران)  بسر مي برند.  بررسي و طرح مشكلات  آنان  ازسوي يك  مقام بلند پايه  كشور مي تواند درحل و ايجاد اميد واري براي آنان  مفيد ومثمرثمر باشد.  در آستانه اي سفر جناب  رئيس جمهور به طرح  چند موارد  از مشكلات  مهاجرين  اشاره نموده، اميد است  كه مورد توجه  ورسيده گي  قرار گيرد.

۱-  قانونمند شدن كار گران  افغان:  طي سه دهه  جنگ و نابساماني در كشور سبب  شد تا تعداد  زيادي از هموطنان ما جهت زندگي  آرام و كسب درآمد لازم  راهي  كشورهاي  خارج  گردند.  ايران به لحاظ  همسايگي  و اشتراكات  فراوان ديني، فرهنگي و ... بيشترين  مهاجرين  را پذيراشد. هم اكنون  به تعداد صد ها هزار  كارگر افغان  در كارهاي سخت وشاقه مشغول  كار اند. بر اساس  قانون كار  در جمهوري  اسلامي ايران، مهاجرين  افغان تنها  در كار هاي  ساختماني، سنگبري،  و كشاور زي مي توانند مشغول  به كار شوند. اما هيچ يك از كار گران افغان،  از امتيازات ومزاياي كارگري  از قبيل، .معاش كافي، حق مسكن و  اولاد، بيمه، رخصتي، و ... بر خوردار نمي باشند، همين امر سبب شده تا افغان ها بعنوان  كارگران  خوب وارزان  براي صاحبان كارخانه  ها  مورد توجه قرارگيرند.  اما اگر حادثه  يا اتفاقي نصيب  وي گردد  از قبيل  مرگ  درهنگام  كار ويا حوادث  ديگر، از هيچ گونه امتيازات  بر خوردار نمي گردند. و بدتر از آن در موارد فراوان  كار گران افغان از كارخانه توسط پوليس  بازداشت  شده و رد  مرز گرديده اند. اما با تاسف  حقوق بازمانده  اي آنان  براي هميشه  برعهده اي صاحبان كار باقي  مانده است.  تقاضا اين  است كه مقام محترم رياست  جمهوري در اين سفر  روي  قانونمند شدن كار افغان  ها صحبت هاي  لازم را با طرف  ايراني  انجام  داده تا حد اقل مهاجرين  افغان در فرصت قانوني كه دارند  با كمال  راحتي و بهرمندي ازامتيازات  كار گري  به زنده گي  خود ادامه بخشند.

۲- رسيدگي به وضعيت محصلين و فارغان  مهاجر:   مهاجرين افغان طي چند دهه با استفاده ازمدارك قانوني كه دراختيار داشته اند، توانستند  كه به تحصيلات  خود ادامه بدهند. هم اكنون  تعداد زيادي از فرزندان مهاجرين  مشغول  درس  در مكاتب، پوهنتون، ويافارغ  از مراكز آموزشي هستند.  اما چند مشكل اساسي وجود دارد. فارغان مهاجر بنابر  مشكلات  كه وجود داشته از رغبت  بازگشت  به وطن  كمتر برخوردار اند، شايد نمايندگي  دولت و  وزارت مهاجرين  در زمينه سازي  براي بازگشت  آنان كوتاهي كرده باشند و يا آنكه آنان  تاهنوز با ذهنيت گذشته به وطن  نگاه  ميكند.  با اين  همه يك نيروي قابل توجه  انساني  و با مدارك  و تحصيلات  عالي ازمهاجرين  در ايران و جود دارد وبا توجه  به نياز كشور به متخصصين  در بخش هاي مختلف مي تواند با اطمينان  بخشيدن به آنها از سوي مقامات كشور  در باز گشت  و سهم گيري آنان  در عرصه هاي مختلف  گام هاي را برداشت مشكل  ديگر در مورد مدارك افغانها  د رمدارس خود گردان مي باشد. چنانچه آگاهي  داريد در كنار  مدارس دولتي  ايران، طي چند سال شاهد فعال  شدن تعداد مدارس  خود گردان از سوي خود افغان ها در ايران مي باشيم.  در اين مدارس فرزندان  مهاجر وكساني كه  فاقد مدرك  اند مشغول بدرس مي باشند.  اما اين   مكاتب  از يك سو با كمبود امكانات و فضاي  مناسب آموزشي  مواجه اند  و ازسوي ديگر  مدارك تحصيلي  آنان   از سوي مراجع  رسمي مورد تاييد  قرار نمي  گيرد.  اين تعداد  در هنگام بازگشت  به وطن با مشكلات  فراوان  روبرو مي گردند. طلاب ديني در ايران نيز  با اين مشكل روبرو  اند. آنان سالها  در مدارس ديني ا يران مشغول به تحصيل بوده ا ند اما در هنگام  بازگشت هيچ گونه مدرك علمي و معتبر دريافت  نمي دارند  اين موضوعات  مي تواند در سفر  هيئت  افغاني با طرف ها  و مسوولين  كشور ايران مورد بحث  و بررسي قرار گيرد.

۳-   مشكل  ازدواج  افغان ها در ايران: مهاجرين افغان در ايران طي سالها  اقامت  ارتباط هاي  خانوادگي  و فاميلي  بر قرار نمودند، هم اكنون  هزاران  افغان مهاجر با دختران  ا يراني ازدواج  نموده اند دولت ايران از آنجاي  كه اين ازدواج ها ثبت  قانوني نشده اند آنرا غير قانوني  دانسته  و از دادن كارت هويت وشناسنامه  به آنان  خود داري مي ورزند.  مشكل هويت فرزندان  اين نوع از مهاجرين  يك مسئله اي  مهم وجدي  است. زيرا سرنوشت  وتابعيت  فرزندان  آنان  بايد از سوي  مقامات  حل شده تا آنان با هويت  مشخص وتذكره رسمي بتوانند  اظهار  وجود نمايند.

۴-  احياي  هويت براي مهاجرين افغان:  سالها دوري  از وطن سبب شده  تا مهاجرين  افغان با اصل وريشه هاي  خود بيگانه  شوند. جنگ  و نا امني  ها در كشور  وتداوم بحران مهاجرين  را وادار نموده تا در صدد كسب تابعيت  جديد و لو با تذكره  هاي جعلي برآيند.  اين در حالي است كه  بر اثر سالها ستم در حاكميت  هاي گذشته  هم اكنون  به تعداد هزاران  تن  با حضور در ايران و دريافت  تذكره  و تابعيت  از اين كشور بنام هاي  (بربري)  و (خاوري)  در ولايت خراسان  زنده گي نمايد.          

 

آما  بازگشت  صلح ، ارامش، عدالت، برابري و برادري  مي تواند رگه هاي مرده آنانرا  ديگر بار زنده  ساخته، بطوريكه  سيل اسا در پي بازگشت  به ريشه ها و هويت اصل افغاني  بر گردند.  پيام نويد بخش مقامات  كشور د ر اين سفر مي تواند  جوانه هاي ا زاميد به زندگي در وطن  و باز گشت  دوباره آنها را به هويت افغاني اش در دل يكا يك آنها زنده نمايد.

۵-  بر خورد  پوليس ايران  با مهاجرين افغان:  متاسفانه  طي سالهاي حضور  و اقامت  مهاجرين  در ايران، شاهد بر خورد ناسالم  نـسبت به مهاجرين  افغان بوده ايم.

اين برخورد ها شامل افراد قانوني وغير قانوني مي باشد. همين امر سبب  گرديده تا بخش عمده اي مهاجرين  با خاطره اي  خوش به وطن  باز نگردند. اردوگاه  هاي( تله سياه)  و ( سنگ سفيد)   از نمونه  هاي است كه هر افغان  به نحوي در آن  مورد آزار و اذيت  قرا ر گرفته  است. از سوي ديگر  به بهانه  هاي مختلف  مهاجرين  در ايران مورد لت وكوب و برخورد هاي خشن پوليس و افراد  عادي  قرار گرفته  است.  كه نمونه اي عيني آنرا مي توان  در مورد حادثه  اي  بنام (خفاش شب)  در  تهران  ويا كوچانيدن  مهاجرين توسط يگان هاي ويژه  از مشهد مي توان  نام برد. از ديگر نمونه هاي اين رفتار  ها مي توان به برخورد  پوليس  سرحدي ايران با افغان  ها اشاره  كرد چنانچه  طي يك  بر خورد  چند طفل  بخاطر  يك بشكه آب به قتل رسيده است.  انتظار  اساسي  از رئيس جمهور اين است كه نسبت به اين نوع بر خوردها  بامقامات  مسوول بحث  و گفتگو نمايد.

۶-  مهاجرين ابزار سود جويي:

 مهاجرين درا يران به ابزار سياسي  وسود جويي  تبديل شده است. هر وقتيكه مسئله اي انتخابات  پارلماني و رياست جمهوري  داغ مي گردد، كانديدان به  مشكل بيكاري، نا امني و ....  به بحث پرداخته اند  و مهاجرين افغان را عامل  تمام  نابسامانيها ذكر مي  دارند و حتي خيلي از  شخصيت هاي مذهبي وقتي  كانديدا  مي شوند   اخراج  مهاجرين  را براي ايجاد  فرصت  هاي كاري براي ايرانيان  بعنوان يك اولويت  اعلام مي دارند.

  همين گونه  سياست ها  سبب مي گردد  كه مردم عادي نيز افغانها راعامل تمام  بدبختي  هاي خود  دانسته و در صدد برخورد با آنان  بر آيند.

 از سوي ديگر  و قتي ايران باكشورهاي  غربي نيز دچار مشكل  مي گردد اخراج  افغان ها را اعلام مي  دارند. تا با اين كار  زمينه هاي  گفتگو  و كسب پول هاي  كلان را فراهم سازد. بهر حال مردم  كشور و بويژه  مهاجرين افغان درايران انتظار  دارند كه اين سفر  داراي  دست آوردهاي  مثبت  باشد.  و حد اقل در زند گي  آنها،  وضعيت  ومشكلات  كه روبرو اند تاثير عيني وقابل ملاحظه  را به همراه داشته باشد.

  این مقاله عنوانی ریاست جمهوری در روز نامه ترقی  چاب شده است

 

 

 

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :چهارشنبه 1385/03/03
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: تب فوتبال درکابل

فوتبال

جوانان کشور پس از سالها فرصت یافته اند تا در میادین ورزشی حضور یافته و  صاحب امتایازات مناسب شوند طی هفته ای گزشته شاهد مسابقات جدی ورسمی میان تیم های فوتبال کشور وتیم های از کشور  ایران پاکستان وتاجکستان بودیم  در میدانی که تا چند سال قبل  طالبان مخالفین خود را اعدام میکرد هزاران جوان برای تشویق تیم کشورش گرد امده بودن  بازی ایران وافغانستان  یکی از صحنه های پر شور وهیجانی بودتیم خراسان ایران که این بازی را  با ۲ گل باخت در چند مورد بازی کنان ایرانی سعی کردند با خشونت ودرگیری های فزیکی صحنه را ترک نمایند اما جوانان کشور با صبر وشکبایی بازی را ادامه دادند وسر انجام  با موفقیت تمام پرچم کشور را به اهتزاز در اوردند

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :سه شنبه 1385/03/02
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: شکست طالبان باعث سر خوردگی پاکستان خواهد شد

طالبان

با دست  آورد هاي  مناسب  در عرصه اي نظامي از آن  ياد مي گردد.  افزايش  نا امني در گوشه وكنار كشور  سبب گرديد تا مقامات  امنيتي  براي جلوگيري  و تامين امنيت  اقدامات هفته اي گذشته  در حالي سپري گرديد، كه  بعنوان يك هفته اي  خونين  وهمراه بيشتري  را انجام  دهند.
عمليات شيركوهستان در ولايت كنر و برنامه هاي تصفيوي  در كندهار، هلمند وغزني  نشان از توانمندي، تدبير، وجديت  در مبارزه  بادشمنان  صلح و وطن  مي باشد.  با آنكه  تا چند روز سرخط  تمام اخبار  حكايت از حملات دشمن داشت، اما امروز  شرايط  برعكس  شده و  تيتراخبار رسانه ها ميزان موفقيت  دولت وناتواني  دشمنان  را به نمايش مي گذارد. به چند  نمونه از  تيتر هاي خبري  دررسانه هاي امروز توجه مي كنيم:
ملا دادالله  دستگير شد
يازده  تن از جنگجويان  درغزني  كشته شدند
دهها تن از مخالفين  در هلمند به قتل رسيدند
چند عضو برجسته  طالبان  در ولسوالي  پنجوايي دستگير شدند
و ....
اين موفقيت  ها در حال  صورت مي گيرد، كه نگراني  ها در مورد  فعاليت  طالبان  افزايش  يافته است.  از سوي ديگر  كشور هاي كمك كننده  نيز از تداوم  وضعيت  ابراز نگراني  كرده بود اما موفقيت  هاي اخير پوليس  و اردي ملي  مي تواند  داراي  پيام هاي ذيل باشد:
۱- علرغم آنكه پليس و اردوي  ملي در مرحله  اي جديدي از  آموزش، فراگيري فنون  و تجربه  درعرصه  هاي عملياتي  وحفاظت  از امنيت  كشور مي باشد،  اما وضعيت  اخير نشان داد  كه با مديريت  ورهبري  درست مي تواند نيروهاي امنيتي كشور بخوبي  ازعهده اي وظايف و برخورد با دشمنان  بر آيند.  دستگيري تعداد  از رهبران  طالبان  پس از چهار سال تعقيب  مي تواند بعنوان  نقطه اي عطف  درمبارزات  قوت هاي امنيتي عليه  تروريزم  و خرابكاران   داخلي  به شمار آيد. اين موفقيت  سبب مي گردد  تا از نظر  روحي  ورواني  مردم ونيروهاي  نظامي تثويت  شده و در مقابل، دشمنان  وطن به هم پاشيده گي، ناتواني، وسرخورده گي  كشانيده  شود. بنابر اين  موفقيت  هاي اخير بعنوان  يك دست آورد مهم  در عرصه اي  نظامي تلقي  گرديده،  و احتمال  تغيير  موازنه  را  در مناطق جنوب و ديگر ولايات به همراه خواهد داشت. نيروهاي امنيتي با استفاده  از اين تجارب  سعي نمايند  تا عرصه را  در تمام ساحات  براي دشمنان  وطن تنگ  نموده ودر صدد تثبيت  و موقعيت  خود بر آيند.
۲- دستگيري  وتلفات سنگين طالبان پس از سرنگوني اين  رژيم، بي سابقه  بوده است. اين ناكامي  ها در عرصه  اي نظامي،  وجنگ هاي روياروي سبب مي گيرد   تاعده اي كه از درون  به موفقيت  هاي آنان  دل خوش كرده بودند،  ديگر بار مايوس شده  وعملاً زمينه هاي حضور  طالبان  كاسته  گردد.
 تحمل  تلفات  سنگين  و از دست  دادن فرماندهان ارشد طالبان  پايان جست وخيز  ها وتشنج افريني آنان  به شمار خواهد رفت.  اگر  چه نبايد  در هيچ موقعيت  و زماني، از فعاليت هاي دشمنان  غافل گرديد،  اما نبرد هاي  چند روز اخير، ناتواني وضعيت  دشمنان را به اثبات رسانيد.  از طرف ديگر اين  موفقيت  كشور را در جلب سرمايه گذاري، بازسازي  و  نوسازي  و دلگرمي كشور  ها، به حضور  قوي در عرصه هاي مختلف  مطمئن مي سازد.
 ۳-  بخش عمده اي  نا امني  ها، ريشه در مداخلات  كشور همسايه  پاكستان  دارد. اگر چه  ازمدتها است كه اين اتهامات عليه آن كشور  وارد گرديده است اما با تاسف  كه تا هنوز  شاهد مداخلات  ازسوي  عوامل  آي، اس، آي  و مدارس مذهبي  آن كشور  مي باشيم. پاكستان  با اين باور  كه ديگر بار مي توان  در سايه اي طالبان  به حكوت  مورد  نظر خود  به افغانستان  دست خواهد يافت،  سعي نموده كه اين گروه  را به قدرت  رساند.  پناه دادن  به افراد  عمده طالبان، آموزش، تجهيز و تشويق  تعدادي از افراد  براي  جنگ با دولت افغانستان  از نمونه  هاي عيني است كه طي  چند سال  صورت گرفته  است. با آنكه  حامد كرزي رئيس  جمهور بارها  از مداخلات  كشورهمسايه  نام برده است، اخرين  باردر جمع مردم  كنر چنين  اظهار  مي دارد: (( حكومت پاكستان  بايد بداند كه ديگر دولت  افغانستان  در خارج  از مرزهايش  ساخته نخواهد  شد )) پاكستان هم اكنون  از يك سو با بحران داخلي مواجه است  از طرف ديگر  خبر هاي  بد وغير منتظره كه از خاك افغانستان  دريافت مي  كند هم اكنون  اين كشور با مشكل  فراون  داخلي مواجه  ساخته است.
و از سوي ديگر خبر ها از حضور بن لادن  و ديگر رهبران طالبان  در كويته  حكايت مي كند.   اتهام حمايت از تروريزم  سبب شده  تا مقامات پاكستان  در انزواي سياسي وتوام  با بدنامي  قرار داشته باشد.  گذشته  از آن خبر هاي  اخير نيز براي  پاكستان  پيام هاي خوش را به همراه نداشته و بدتر از  آن اينكه رهبران  دستگير شده اي طالبان  راز هاي ناگفته  اي از دخالت هاي  پاكستان را بازگو خواهند كرد  وآنگاه  است كه مشرف  بايد براي جهانيان  و كشور ما پاسخ درست و قابل قبول  ارايه  نمايد.  بنا بر اين شكست هاي طالبان  و اسارت تعداد از كادرهاي  نظامي آن براي پاكستان  سخت وسنگين  تمام خواهند شد. بطوريكه اين كشور با شكست هاى كه متوجه  طالبان گرديده  به واقعيت  هاى عينى  جامعه ماه  پى برده و با ياس و نا نا اميدى دست  از دخالت  ها بر دارد.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :دوشنبه 1385/03/01
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: شکست طالبان باعث سر خودگی پاکستان خواهد شد

با دست  آورد هاي  مناسب  در عرصه اي نظامي از آن  ياد مي گردد.  افزايش  نا امني در گوشه وكنار كشور  سبب گرديد تا مقامات  امنيتي  براي جلوگيري  و تامين امنيت  اقدامات هفته اي گذشته  در حالي سپري گرديد، كه  بعنوان يك هفته اي  خونين  وهمراه بيشتري  را انجام  دهند.
عمليات شيركوهستان در ولايت كنر و برنامه هاي تصفيوي  در كندهار، هلمند وغزني  نشان از توانمندي، تدبير، وجديت  در مبارزه  بادشمنان  صلح و وطن  مي باشد.  با آنكه  تا چند روز سرخط  تمام اخبار  حكايت از حملات دشمن داشت، اما امروز  شرايط  برعكس  شده و  تيتراخبار رسانه ها ميزان موفقيت  دولت وناتواني  دشمنان  را به نمايش مي گذارد. به چند  نمونه از  تيتر هاي خبري  دررسانه هاي امروز توجه مي كنيم:
ملا دادالله  دستگير شد
يازده  تن از جنگجويان  درغزني  كشته شدند
دهها تن از مخالفين  در هلمند به قتل رسيدند
چند عضو برجسته  طالبان  در ولسوالي  پنجوايي دستگير شدند
و ....
اين موفقيت  ها در حال  صورت مي گيرد، كه نگراني  ها در مورد  فعاليت  طالبان  افزايش  يافته است.  از سوي ديگر  كشور هاي كمك كننده  نيز از تداوم  وضعيت  ابراز نگراني  كرده بود اما موفقيت  هاي اخير پوليس  و اردي ملي  مي تواند  داراي  پيام هاي ذيل باشد:
۱- علرغم آنكه پليس و اردوي  ملي در مرحله  اي جديدي از  آموزش، فراگيري فنون  و تجربه  درعرصه  هاي عملياتي  وحفاظت  از امنيت  كشور مي باشد،  اما وضعيت  اخير نشان داد  كه با مديريت  ورهبري  درست مي تواند نيروهاي امنيتي كشور بخوبي  ازعهده اي وظايف و برخورد با دشمنان  بر آيند.  دستگيري تعداد  از رهبران  طالبان  پس از چهار سال تعقيب  مي تواند بعنوان  نقطه اي عطف  درمبارزات  قوت هاي امنيتي عليه  تروريزم  و خرابكاران   داخلي  به شمار آيد. اين موفقيت  سبب مي گردد  تا از نظر  روحي  ورواني  مردم ونيروهاي  نظامي تثويت  شده و در مقابل، دشمنان  وطن به هم پاشيده گي، ناتواني، وسرخورده گي  كشانيده  شود. بنابر اين  موفقيت  هاي اخير بعنوان  يك دست آورد مهم  در عرصه اي  نظامي تلقي  گرديده،  و احتمال  تغيير  موازنه  را  در مناطق جنوب و ديگر ولايات به همراه خواهد داشت. نيروهاي امنيتي با استفاده  از اين تجارب  سعي نمايند  تا عرصه را  در تمام ساحات  براي دشمنان  وطن تنگ  نموده ودر صدد تثبيت  و موقعيت  خود بر آيند.
۲- دستگيري  وتلفات سنگين طالبان پس از سرنگوني اين  رژيم، بي سابقه  بوده است. اين ناكامي  ها در عرصه  اي نظامي،  وجنگ هاي روياروي سبب مي گيرد   تاعده اي كه از درون  به موفقيت  هاي آنان  دل خوش كرده بودند،  ديگر بار مايوس شده  وعملاً زمينه هاي حضور  طالبان  كاسته  گردد.
 تحمل  تلفات  سنگين  و از دست  دادن فرماندهان ارشد طالبان  پايان جست وخيز  ها وتشنج افريني آنان  به شمار خواهد رفت.  اگر  چه نبايد  در هيچ موقعيت  و زماني، از فعاليت هاي دشمنان  غافل گرديد،  اما نبرد هاي  چند روز اخير، ناتواني وضعيت  دشمنان را به اثبات رسانيد.  از طرف ديگر اين  موفقيت  كشور را در جلب سرمايه گذاري، بازسازي  و  نوسازي  و دلگرمي كشور  ها، به حضور  قوي در عرصه هاي مختلف  مطمئن مي سازد.
 ۳-  بخش عمده اي  نا امني  ها، ريشه در مداخلات  كشور همسايه  پاكستان  دارد. اگر چه  ازمدتها است كه اين اتهامات عليه آن كشور  وارد گرديده است اما با تاسف  كه تا هنوز  شاهد مداخلات  ازسوي  عوامل  آي، اس، آي  و مدارس مذهبي  آن كشور  مي باشيم. پاكستان  با اين باور  كه ديگر بار مي توان  در سايه اي طالبان  به حكوت  مورد  نظر خود  به افغانستان  دست خواهد يافت،  سعي نموده كه اين گروه  را به قدرت  رساند.  پناه دادن  به افراد  عمده طالبان، آموزش، تجهيز و تشويق  تعدادي از افراد  براي  جنگ با دولت افغانستان  از نمونه  هاي عيني است كه طي  چند سال  صورت گرفته  است. با آنكه  حامد كرزي رئيس  جمهور بارها  از مداخلات  كشورهمسايه  نام برده است، اخرين  باردر جمع مردم  كنر چنين  اظهار  مي دارد: (( حكومت پاكستان  بايد بداند كه ديگر دولت  افغانستان  در خارج  از مرزهايش  ساخته نخواهد  شد )) پاكستان هم اكنون  از يك سو با بحران داخلي مواجه است  از طرف ديگر  خبر هاي  بد وغير منتظره كه از خاك افغانستان  دريافت مي  كند هم اكنون  اين كشور با مشكل  فراون  داخلي مواجه  ساخته است.
و از سوي ديگر خبر ها از حضور بن لادن  و ديگر رهبران طالبان  در كويته  حكايت مي كند.   اتهام حمايت از تروريزم  سبب شده  تا مقامات پاكستان  در انزواي سياسي وتوام  با بدنامي  قرار داشته باشد.  گذشته  از آن خبر هاي  اخير نيز براي  پاكستان  پيام هاي خوش را به همراه نداشته و بدتر از  آن اينكه رهبران  دستگير شده اي طالبان  راز هاي ناگفته  اي از دخالت هاي  پاكستان را بازگو خواهند كرد  وآنگاه  است كه مشرف  بايد براي جهانيان  و كشور ما پاسخ درست و قابل قبول  ارايه  نمايد.  بنا بر اين شكست هاي طالبان  و اسارت تعداد از كادرهاي  نظامي آن براي پاكستان  سخت وسنگين  تمام خواهند شد. بطوريكه اين كشور با شكست هاى كه متوجه  طالبان گرديده  به واقعيت  هاى عينى  جامعه ماه  پى برده و با ياس و نا نا اميدى دست  از دخالت  ها بر دارد.
ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :دوشنبه 1385/03/01
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: ناکامی های پار لمان مردم را مایوس میکند

پارلمان افغانستان


 تابستان سال گذشته  تمام ديوار هاي شهر وقريه هاي دور افتاده  با عكس رنگه كانديدان تزئين شده  بود. در بازار گرم  كمپاين  نماينده گان، مردم  وعده هاي فراوان را  دريافت نمودند. اين وعده ها ازعدالت اجتماعي گرفته  تا تعديل  واحد هاي  اداري، ايجاد كار، ا ز بين بردن فساد اداري، شايسته سالاري، امنيت،  افزايش  معاشات،  تامين امكانات  رفاهي  از قبيل برق ، سرك،  كلنيك،  مكتب، پوهنتون و ... را شامل  بود.  مردم باخلق اين اميدواري،  به پاي صندوق  هاي راي رفتند.  از آن زمان تاكنون  چندين ماه سپري شده  ولي مردم مي گويند كه ديگر حتي  براي يكبار وكيل منتخب  خود را نديده  تا شرح مشكلات، و نيازمنديها منطقه  را در ميان بگذارند.
از سوي ديگر نمانيد گان  مردم در ولسي جرگه  نيز با ناكامي هاي كه در انجام وظيفه  روبرو شده اند، سبب ياس  ودلسردي  فراوان در جامعه شده است.
  با توجه به اين ناكامي  ها تحليل زيرا ارايه  مي گردد:
۱- وعده هاي كلان نماينده گان  مردم در زمان كمپاين سبب شد تا توقعات  مردم نسبت به آنان بالا برود. اين وعده ها كه عمدتا  بدون  محاسبه  و ارزيابي دقيق  از توانمندي ها و امكانات  صورت مي گرفت  سبب شد تا امروز نتواند ازعهده اجراي آن برآيند، ازسوي ديگر با رفتن  نمايندگان به ولسي جرگه، ارتباط  آنان با مردم   قطع شده وا كثر آنان  با فراموشي تمام  وعده ها  وتعهد ها،  گرفتار زودو بندهاي سياسي و كسب  باجگيري و امتيازات  فردي مي باشد. هم اكنون اكثر مردم  اظهار مي  دارند كه ما با انتخاب نماينده خواستم كه او بعنوان يك واسطه در انتقال  خواسته ها و انعكاس  مشكلات  به مقامات بالاتر عمل نمايد.  اما از آن  زمان تاكنون  حتي يبراي يكبار هم  ديگر او را نديده ايم. و بدتر از آن برخي  نمايندگان  حتي از پذيرش  موكلين خود امتناع  مي ورزند.   وشايد  به سختي بتوان آنان  را در هوتل ها يا گست هاوس هاي شهر پيداكرد كه آنهم به بهانه اي  هاي  مختلف  از صحبت  سرباز مي زنند.  بااين وصف نماينده گان  در ايجاد ارتباط  با مردم  و انتقال  پيام آنان  و بررسي و حل مشكلات  با ناكامي  مواجه بوده اند. و مردم نيز بااين عملكرد  از نمايندگان خود مايوس شده اند.
۲-  عدم فهم  ودرك درست از قانون سبب شده كه نمايند گان  در اجراي وتطبيق  قانون با مشكلات فراوان  روبرو باشند. مشكل كه در جريان پروسه اي راي اعتماد به وزراي  پيشنهادي شاهد بوديم يكي از نمونه هاي عيني آن  است.
اين ناتواني  ها سبب شد تا  بحث بر سر (راي ممتنع)  به نهادهاي ديگر واگذار شود. گذشته ا ز آن وكلاي محترم هنوز  از يك طرز العمل  درست برخوردار نمي باشند وهمين خود  درخيلي موارد  آنان  را باچالش  مواجه مي سازد.  اين درحالي است كه همگان با اين باور  كه نماينده گان  محترم در مركز قانون  گذاري بايد بيش  از ديگران  در فهم و تفسير ازقانون  پيشگام باشند.
۳-  نماينده گان  پارلمان علرغم انتظارات  كه خلق شده است، نتوانسته  الگوي  خوبي  ازهم پذيري  ونماد وحدت ملي  باشند.  زيرا از همان  آغاز كه بحث بر سر رياست ولسي جرگه  شروع گرديد تا به هم اكنون  صف بندي ها بر محور هاي قومي،  لساني و سمتي استوار  است. اين عملكردها كه ريشه  درباور هاي ذهني آنان  دارد، هرآن مي تواند جامعه را  با بحران هاي مختلف مواجه  سازد.
بنابر اين  نمايند گان ولسي جرگه  بيش از آنكه بعنوان يك نماينده ملي تبارز  كرده باشند.بيشتر ا ز جايگاه  ومنافع  سمت، زبان، قوم ومذهب نمايندگي مي كنند.
۴-  باآنكه  نا امني ها هر روز در كشور ا فزايش  يافته و نگراني  هاي فراوان  ميان مردم  خلق شده است. اما در بررسي هاي كه از سوي  ولسي جرگه  صورت مي گيرد  مطبوعات را بعنوان يكي از عوامل نا امني ذكر مي كنند.  اما سوال  اساسي اين است  كه بيشتر  نماينده گان كه تا ديروز رهبر، فرمانده، و ... بودند  وتاهنوز  افراد مسلح  شان در مردم  آزاري  ها نقش  دارند آيا گامي  موثر ومثبت را در راستاي تامين امينت برداشته اند؟
وچرا  وكلاي محترم  براي يكبار هم  كه شده  به مناطق  نا امن  سفر نمي كنند و اگر  و اقعاً  شما نماينده گان  مردم هستيد و ادعاي حمايت ده ها هزار نفر را يدك ميكشيد پس چرا آنان  را براي حمايت  از صلح وامنيت  فرا نمي  خوانيد؟  بدون ترديد  اگر واقعاً  نمايندگان  ولسي جرگه  متعهد و دلسوز به كشور و  آيندة  وطن مي باشند مي توانند  با حضور  در  حوزه هاي انتخابيه شان به آگاهي  بخشيدن به مردم و  وادار  نمودن آنان  در دفاع از منافع ملي،  تاسيسات  دولتي و مراكز تعليمي اقدامات  را انجام دهند.
 با توجه  به بي تفاوتي  كه از سوي ولسي جرگه  صورت ميگيرد  معلوم مي شود كه در اين  امر نيز  نماينده گان  محترم ناكام  خواهند بود.
۵-  در حاليكه  سرنوشت  پنج وزير  كابينه،  اعضاي ستره محكمه  و بودجه سال روان  معلوم نيست وكلاي محترم  براي تعطيلات  تابستاني لحظه  شماري مي كنند.
در كشوريكه هنوز  شرايط  به صورت عادي  ونورمال  نمي باشد. ونا امني ها در بيشتر ولايات  در حال افزايش  است، غيبت  يك ونيم ماهه اي وكلا ي محترم  چگونه  توجيه مي شود. آيا  نمايندگان  طي يك ونيم ماه با سفر  به ولايات به بررسي مشكلات  مردم مي پردازند يادر خانه هاي دوم خود در خارج از كشور ويا براي سفر  هاي تفريحي  در دبي و اروپا  برنامه ريزي مي كنند؟
 ويا اينكه  نماينده گان  با استفاده  از اين فرصت  با حضور  در راهروي هاي  وزارتخانه ها وعده هاي داده  شده از سوي وزرا  را در هنگام  كسب راي بدست خواهند آورد.
بهر حال پارلمان  كشور طي چند ماه نشان  داد كه ازتوانمندي  لازم بعنوان يك نهاد قانونگذار  و ناظر بر اعمال  قوه مجريه  برخوردار  نمي باشند. اين ناكامي  سبب مي گردد تا مردم نيز  ازآنان  مايوس شده، وديگر هيچگاه  به آنان بعنوان وكيلان  متعهد  وصادق نگاه  نخواهند كرد.
\\\\\\\\\\\\\\\\\\

 

ارسال شده بوسيله شاه حسین مرتضوی در مورخه :دوشنبه 1385/03/01
( | نوع مطلب : | لينک ثابت | )
:: لينك باكس سايت اموزش ايرانيان

CopyRight © 2004-2007 By www.irwebnet.tk , All Rights Reserved
Design By : mohsen